دفتر متفرقه دفتر متفرقه | کاربر انگشت خاکی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع setayesh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 8
  • بازدیدها بازدیدها 58
  • کاربران تگ شده هیچ

setayesh

پرسنل مدیریت
مدیر تالار سرگرمی
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
4/8/21
ارسالی‌ها
6,726
پسندها
44,160
امتیازها
88,276
مدال‌ها
84
سن
17
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
«به نام خداوند رنگین‌کمان»
IMG_20260409_183345.webp
این دفتر متعلق به کاربر گرام @انگشت خاکی است و هیچکس به جز ایشان اجازه‌ی ارسال زدن در این دفتر را ندارد.
کاربر عزیز، از اینکه محتوی دفترتان را با افراد انجمن به اشتراک می‌گذارید، کمال تشکر را داریم.


|مدیریت تالار سرگرمی|
 
امضا : setayesh

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #2
خب شروع کنیم:
تا قبل این من همش فکر می‌کردم اینا تو فیلما و واسه ادمای دور دوره
اصلا تو بگو شوخی و مسقره بازیه
نگو یه خل و چلش پیش خودمه که این کاره‌‌اس

رفته بود پیش دعا نویس، دعا معا و آب دعا گرفته بود، که چی؟
که بره اون طرفی که ازش کنده‌رو برگردونه
شب تولدش بود آبی که توش دعا بوده رو ریخت روی کیک تولدش برد برای اونیکه کات کرده بود
و همانا این پسرای بدبخت که میگن نکنه چیز خورمون کنی، جدی میگن نه شوخی
اسم مامانتونم پیش خودتون نگه دارید
فقط چشام شده بود چار تا، جلل خالق از این زمونه
خاااااک....
 
امضا : انگشت خاکی

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #3
آع سر سفره ناهار بودیم، کله پاچه
برمیگرده میگه که فلانی گفته اگر که تو صد سالگی دندون گوسفند میل بفرمایی، دندان جدید در میاری
میگم دندون خود ادم بخوری چی؟
روی طاقچه مرده‌شور خونه پر دندونه

خانم حامله اش که اونور بود، یک اییییی بلندی عنایت کرد
منم از خنده پاچیده بودم، سرمو کردم یخه‌ام
مادرش از اونور گفت: عااا خولدددی؟!!!
دیگه چیزی نگفت بنده خدا، اونم خنده اش گرفته بود
 
امضا : انگشت خاکی

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #4
یه دیوونه الان بهم کلی برگه و خودکار داده
که چی؟
بشینم مشق دانشگاهشو بنویسم
اونم چه رشته ای؟ حقوق.
متأسفانه خل تر از این حرفام که از زیرش در برم
۲ ساعته دارم ۱۱ دقیقه وویس می‌نویسم، طبیعیه؟
دیوانه تر از او، منم من
بین خودمون بمونه بیشتر دوس دارم در جهت رو کم کنی بنویسم، بنواز: عررررر....
 
امضا : انگشت خاکی

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #5
یه روز رفته بودن باغ
بنده خدا روی جای سنگی نشسته بود
دقایقی گذشت، یهو دید، عه زمین داره می‌لرزه، عه زلزله عه هوااااار، فراااار
بلند شد که در بره که به ناگه دید روی یه لاک پشت غول پیکر نشسته بود، این کاسه پشت مهربون داشت چرتشو میزد که این خانومه اومده پاره اش کرد
پ.ن: کاسه پشت همین لاک پشته
 
امضا : انگشت خاکی

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #6
خود خوردن به زمین یه درده
مردمم بهت بخندن یه درد دیگه
ولی، اما...! اونایی که دوستتن و همراهت بودن
بهت بخندن و مسخره ات کنند، جای اینکه به دادت برسن درد نیستا، وبائه سرطانه...
دِ اخه مسلمون من لیز خوردم در کجا؟ در مرده شور خونه، یه ۱۸۰ غیر استاندارد شما تصور کن حالا.
از اون ور دوتا میمون کثافت که هم همراهم بودن
هر کدوم یه جا پلاس شدن و از خنده روده بر شدن
تو هم تموم هدفت اینه زودتر بلند بشی بری اون دوتا میمون مثل سگ بزنی و چنگول و بیشگول بگیری تا خفه‌شَن
ولی کو به حرفت گوش بدن
 
امضا : انگشت خاکی

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #7
خب عرضم به خدمت مبارکتون
ما ادم شکمویی نیستیم ولی خب خوراکی هم خیلی دوس می‌داریم ولی نه در حد دَله بودن، شرف بردن.
حالا این مخیله ما میاد فرک می‌کنه، میگه:
اقا اگه قد و قواره ات مورچه‌ای باشه، یه بسته خوراکی، پاستیلی و بستنی و لواشکی چیزی
یه عمرررر کفایتتت می‌کنه، هیچ وقت خوراکی هات تموم نمیشه
بنازم مغزو و واسه درسم اینقدر فسفر می‌سوزوند الان کاره‌ای بود
 
امضا : انگشت خاکی

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #8
داشتیم از مزایای خونه مادربزرگه می‌گفتم
که اخر هفته‌ها اونجا خوش می‌گذره و عالیه
تا اینکه رسیدم به این هفته، قد خری کار کردم و... انگار هزاران تکه اجر سیمانی روم فرو بریزه
لاکردار چرا اخه اینقدر کار هست، از کجا میاد این همه کار... الان سینگ شستی، یهو ظرف میزاد
خونه رو جارو کردی، یه روز دوام داره...
دِ اخه تِف به اوع روت بیائه... امون بده یه کم
 
امضا : انگشت خاکی

انگشت خاکی

هنرمند انجمن
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
17/1/21
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,796
امتیازها
31,973
مدال‌ها
19
  • #9
الان از حس و حالم بگم مثلا ندامت ها
ادمی ام ک دوست ندارم فکر و خیال داشته باشم
همیشه سعی می‌کنم کات کنمش
حالا فکر کن با دو نفر قهر باشی، گوشه ذهنت یه لکه‌ی سیاه پر رنگی توشه
تقصیر منم بوده نه همش ولی تقریبنش
با یکیش اصلا و ابدا که پاپیش بزارم اشتی کنم، بره به درک
با دومی ام تیکه تیکه حرف میزد با من ولی ظاهرا بخش منفی مغزم ازش خیلی خیلی بولد شده، اجازه‌ی اینکه می‌خواستم اشتی کنم داده نشد دلم بار اومده دلش بار اومده دو طرفه است
سوخته شدم، سوخته شده‌... به هر حال فعک کنم گند داره مِره
 
امضا : انگشت خاکی
عقب
بالا