• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان زوزه‌ی شب | کیانا کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع بی حس
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 38
  • کاربران تگ شده هیچ

بی حس

ناظر ازمایشی
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/25
ارسالی‌ها
117
پسندها
249
امتیازها
1,118
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام رمان:
زوزه‌ی شب
نام نویسنده:
کیانا
ژانر رمان:
علمی-تخیلی، عاشقانه
کد رمان: 5867
ناظر: @سایه خیز


خلاصه:
کارِنا دختری که شب‌ها صدای زوزه‌ می‌شنوه. این صدا باعث می‌شود، کارنا برای رفع کنجکاویش شبانه دنبال صدای زوزه برود... ‌.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : بی حس

Céleste

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی کتاب
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
24/10/18
ارسالی‌ها
588
پسندها
10,048
امتیازها
28,173
مدال‌ها
28
  • مدیر
  • #2
697116


«به نام داعیه‌ی سر متن‌ها»

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن رمان خود،
خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین جامع تایپ رمان

آموزش قرار دادن رمان را در تاپیک زیر دنبال کنید.

نحوه‌ی قرار دادن رمان در انجمن برای مطالعه کاربران

و برای پرسش سوالات و اشکالات...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Céleste

بی حس

ناظر ازمایشی
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/25
ارسالی‌ها
117
پسندها
249
امتیازها
1,118
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #3
مقدمه:
عاشق شدم با تو از اولین دیدار از خوابی صدساله گویی شدم بیدار، حال عجیبی بود. دست‌ و دلم لرزید، خزانی بهار شد در قلب من انگار... روزی که قلبم دید می‌آمدی از دور، فهمید خوش‌قلبی، خوش‌فکر و خوش رفتاری. قاتل غم‌ گشتی، ضامن شادی‌‌ها! روزی نخندیدی، آن روز شدم بیمار! حال خوشی دارم. وقتی در این قلبی، از غم‌ها دورم، از عشق تو سرشار!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : بی حس

بی حس

ناظر ازمایشی
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
11/1/25
ارسالی‌ها
117
پسندها
249
امتیازها
1,118
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #4
کارنا:
آنی:
- ببین کارنا مامان و بابا تصمیم گرفتن تو رو به عقد یه خانواده‌ی پولدار در بیارن! دیگه وقت نداری باید یه کاری کنی، تو که نمی‌خوای با یه مرد چهل ساله ازدواج کنی؟
فقط شوکه شده بهش نگاه می‌کردم. این امکان نداره آخه چرا مامان و بابا باید همچین کاری کنن؟ من کارنا برازنده دختر محمد برازنده و یاسمن برازنده، مامان و بابام دختر عمو پسر عمو بودن، من همش بیست و یک سالم بود. باید همچین سرنوشتی داشته باشم؟ که این طور ظالمانه من و به عقد یه مرد چهل ساله دربیارن؟ محاله من نمی‌تونم این سرنوشت رو قبول کنم، باید یه فکری می‌کردم، به آنی آجی بزرگترم نگاه کردم، و گفتم:
- یه راهی برام پیدا کن می‌تونی؟
آنی:
- آره، تنها راهش این‌که فرار کنی.
با این حرفش اول وا رفتم ولی بعد که خوب بهش فکر کردم دیدم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : بی حس

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا