نقد همراه نقد همراه رمان نهنگ‌ها به ساحل می‌روند / ستین؛ | توسط شورای نقد

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ~•°REZ-FA°•~
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 13
  • کاربران تگ شده هیچ

~•°REZ-FA°•~

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی نقد
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,525
پسندها
11,321
امتیازها
37,173
مدال‌ها
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
~بسم رب النور~

1000156818.webp

با سلام خدمت نویسنده محترم!
«نقد همچون آیینه‌ی نگرش ماست، بنگرید آیینه‌ی وجودیت را»

رمان «رمان باج را گردباد برد» بر اساس تعداد پست‌های صلاح دیده شده توسط مدیر مربوط، توسط شورای انجمن یک رمان، بر اساس اصول و پیشنهاداتی برای درخشیدن شما نویسنده عزیز نقد گردیده است.
لطفا کمی صبر کنید تا تعداد پست مشخصی از رمان شما نقد همراه شود و داخل تاپیک قرار گیرند.
پس از مطالعه نقدها، موظف هستید رمان خود را ویرایش کنید.
اگر سوالی در زمینه رمان‌نویسی و چگونگی تغییر رمانتان داشتید می‌توانید در همین...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : ~•°REZ-FA°•~

~•°REZ-FA°•~

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی نقد
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,525
پسندها
11,321
امتیازها
37,173
مدال‌ها
25
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
پارت ۵
سوران _ نامه شماره‌ی یک

من یه عالمه موسیقی تو موبایلم دارم که قبلاً عاشقشون بودم ولی حالا وقتی پخش می‌شه خودمو به آب و آتیش می‌زنم که صدای لعنتیشو خفه کنم. جالب این‌جاست هنوزم که هنوزه حذفشون نکردم و مطمئنم که بعداً هم نمی‌کنم. (شروع را با بیان احساسات شروع کردید و از فضاسازی و صحنه‌پردازی قافل شده‌اید. اول باید در طرح‌ریزی شروع فضا برای نقش کارکتر تعیین شود و سپس احساسات بیان شود.)
چی عوض شده؟ من؟ اون موسیقی؟ موبایلم؟ حس و حالم؟ یا چی؟
(این جملات موقعی بیشتر نظر مخاطب را جلب خواهد کرد، که شخصیت داستانی را بدانیم.)
اون موسیقی‌ها شبیه خیلی از آدما تو زندگین. قبلاً دوستشون داشتیم ولی از یه جایی به بعد حتی فکر کردن...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ~•°REZ-FA°•~

W-XixI

منتقد آزمایشی
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
19/11/20
ارسالی‌ها
521
پسندها
15,900
امتیازها
36,273
مدال‌ها
25
  • #3
نقد همراه رمان نهنگ‌ها به ساحل می‌روند.
پست‌های #9، #10، #11، #12.




#9
- صبح چرا کشتی‌هات غرق بود؟ خواستم باهات صحبت کنم سریع تشت و گرفتی بغل [بغلت،] چپیدی تو حموم! دو ساعتم که اون تو بودی... چته؟
کلیپس طرح گل آفتابگردان را به موهای تُنک و نازکم می‌زنم و آن‌ها را بالا جمع می‌کنم. چتری‌های پرده‌ای را پشت گوش انداخته، بعد کتاب به بغل، چهارزانو روی تخت می‌نشینم و به گل‌های پژمرده‌ی گلیم کف اتاق چهار نفره، خیره می‌مانم.
- از دستم در رفت... به خودم اومدم دیدم یه ساعته زیر دوش ایستادم.
شعله گیس خراب شده‌ی موهای بلوندش را باز کرده و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : W-XixI
عقب
بالا