آموزشی ▌ محفل دست به ✐قلم ها✐ ▌

شما چه طور نویسنده ای رو قبول دارین ؟

  • نویسنده ای که بر اساس تخیل خودش می نویسه .

    رای 5 15.6%
  • نویسنده ای که از درد های جامعه می نویسه

    رای 2 6.3%
  • نویسنده ای که فقط از خوشی های جامعه می نویسه .

    رای 0 0.0%
  • نویسنده ای که درد ها و شادی هارو باهم می نویسه

    رای 25 78.1%

  • مجموع رای دهندگان
    32

fatemeh-guitar

کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
عضویت
3/31/17
ارسال ها
760
امتیاز
4,373
محل سکونت
یه گوشه دنیا
#قسمت هشتم

رمان های پلیسی


شاید شماهم رمان های پلیسی رو خونده باشین. رمان هایی که در بیشتر مواقع یک سرگرد به همراه یک سروان راهی خارج از کشور میشن . رمان هایی که بیشتر از مسائل پلیسی به مسائل عاشقانه و طنز اشاره دارن . آیا این رمان ها واقعی هستن؟
جوابش مشخصه ،نه. چرا؟ چون تک تک جمله ها غیر واقعی هستن . برای قانع شدن متن رو دنبال کنید:

1-سروان زبون دراز

خب خیلی موقع ها تو رمان به یک دختر خانومی برخورد کردین که درجه سروانی رو داره و شدیدا زبون درازه . از ویژگی های بارز این خانوم میشه به خود درگیری با مافوقش (که بیشتر اوقات مثل برادرش می دونتش) ، خود درگیری با وجدانش و زبون درازی با شخصیت پسر داستان (همون سرگرد داستان) اشاره کرد . نویسنده های گل ، خواهرای گلم ، برادرای عزیزم چنین چیزی امکان نداره . هیچ ماموری حق توهین حتی به درجه پایین تر رو نداره . اصلا کاری به مافوقش که مثل برادرشه ندارم . (میگیم ایشون با جنبن و هیچی) . اما اون جناب سرگردی که غرورش چشم همه رو کور کرده به نظرتون به یه سروان اجازه توهین می ده ؟ جلوی چشم خودم یک درجه دار با یک درجه دار پایین تر از خودش بحثش شده بود ، درجه دار رو به اون درجه پایینه گفت : شانس آوردی لباس نظامی تنته . خب این یعنی چی ؟ یعنی حتی درجه دارا هم حق توهین به زیر دستاشون رو ندارن . پس لطفا این بلبل زبونی های خانوم سروان رو پاک کنید .

2-ماموریت خارج از کشور

تو 90 درصد رمان ها سرگرد و سروان داستان راهی خارج از کشور میشن . اما آیا چنین چیزی امکان داره ؟ معلومه که نه . کاری به سرگرد ندارم اما در حالت عادی و داخل کشور به خانومای مامور به صورت محدود ماموریت داده میشه . گاهی اگر مجرم ها زن باشن خانومای مامور وارد ماجرا میشن . خانومای مامور بیشتر برای مشاوره ، انتقال زندانیان زن ، بخش اداری مثل اتباع و بازجویی از مجرم های مونث . در ماموریت های خارج از کشور هم تا حالا اسم پلیس بین الملل (اینترپل) به گوشتون خورده ؟ اگر به عقیده نویسنده ها اینترپل توانایی دستگیری یه باند (بیشتر مواقع قاچاق دختر) رو نداره چطوریه که یه سروان زیر 25 ساله و یه سرگرد مغرور که فقط فکرشون لجبازیه از پس یه باند برمیان . وقتی اطلاعاتی راجب پلیس ندارین لطفا ننویسید . اگر هم قرار باشه کسی رو بفرستن مسلما یک سروان خانوم اون شخص نیست حتی به عنوان زن و شوهر که واقعا شورش در اومده .

3- امکانات در ماموریت

حالا شخصیت های رمان رفتن ماموریت . کجا قراره زندگی کنن ؟ خب معلومه بهترین هتل . این روزا تو بیشتر رمانا نویسنده ها با یه جمله ((هزینش پای دولت - یا سردار )) خیلی راحت همه امکانات رو در اختیار شخصیت ها می زارن . آره امکانات می دن اما نه اینی که شما فکر می کنید . تازگی ها رمانی رو خوندم که روز اول سروان داستان به همراه جناب سرگرد با کارت عابر بانک که به قول خودشون مال دولت رفتن شهربازی . نویسنده عزیز خودت فکر کن ، چنین چیزی امکان داره ؟ اصلا اگر امکان داشته باشه به نظرت این کار حروم خوری نیست ؟ که با پول دولت 0به قول خودتون) بری شهربازی . یا تو بیشتر رمان ها لباس برای مهمونی شب . شخصیت رمان از هر نظر عالی و با حیا خیلی راحت اون ور آب خودش رو می بازه چنان لباسی برای مهمونی انتخاب می کنه که خود اونور آبیا خجالت می کشن بپوشن . حالا برای اینکه نشون بده خیلی با حیاس یه شنل کوچیک هم بغلش می خره . لطفا واقعی بنویسید .


...........
ادامه دارد....
منبع : نظریه های خودمه (فاطمه موسوی)
 

fatemeh-guitar

کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
عضویت
3/31/17
ارسال ها
760
امتیاز
4,373
محل سکونت
یه گوشه دنیا
#زنگ تفریح

ینی چی تو این رمانا هی فرت فرت مینویسین:دستای ظریفمو توی دستای مردونش گرفت(خا الان تو نمیگفتی دست مردونه من فکر میکردم با پاش دسته تورو گرفته)
یا:
توی خواب چقدر چهره ی مردونش معصوم و زیبا بود(غیررررممکنه اینو توی 80درصد رمانا نخونده باشید نامووسن پابوووسن کاکتوووسن عاقا خزش کردین
ما مورد داشتیم طرف تو بیداری قیافش این شکلیه:monkey:
تو خوابم بازم همین شکلیه:monkey:
تفاوتی نیست)
مثال بعدی:
با لبای مردونش ب*و*س*ه ای روی دست های زنونه ام زد:)give_up:من اینجا صوبتی ندارم:give_up:)
عاقا نامووووسن
شما انقدر تو رمانتون مردونه زنونه ننویسید ما میفهمیم منظورتون چیه
هی
دستای مردونش
شونه های مردونش
دستای اوچولوی دخترونم
شونه های ظریف دخترونم
انگشته پای کشیده دخترونم
شصت پاش
دماغش
چشماش
دهنش
عاقاااا یکی جلو منو بگیرهقاطی کردم والا
زنونه مردونه چیه هی مینویسید آدم حس میکنه متروعه:at_wits_end:
واااالا

------
منبع: سنگر نویسندگان
 

fatemeh-guitar

کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
عضویت
3/31/17
ارسال ها
760
امتیاز
4,373
محل سکونت
یه گوشه دنیا
#قسمت نهم

کار نویسندگی و اعتماد به نفس


نه فقط در نویسندگی که در کل زندگی ما, قرار نیست که ما در ابتدا احساس اعتماد به نفس داشته باشیم تا بعد بتوانیم بنشینیم و بنویسیم. به قول باربارا دی آنجلس اعتمادبه نفس ما از این ناشی نمی شود که احساس بکنیم نویسنده خوبی هستیم یا توانایی بالای نوشتن داریم بلکه اعتماد به نفس حقیقی ما از اینجا ناشی می شود که می دانیم هر کاری که برای نوشتن لازم باشد انجام می دهیم و می نشینیم می نویسم. اعتماد به نفس ما از اینجا شکل می گیرید که می دانیم برای شروع رمان مان خیلی ساده پشت میز می نشینیم و می نویسم. اگر ضروری باشد تحقیق بکنیم دست به تحقیقات و جمع آوری اطلاعات می زنیم. در صورتی که نیاز به مطالعه کتاب خاصی باشد به سراغ مطالعه خواهیم رفت و ...
نکته بعد اینکه به قول ژول سالزمن در کتاب "اگر می توانید حرف بزنید می توانید بنویسید" : شما قرار نیست که در همان تلاش اول شاهکار خلق بکنید. شما باید اصل را بر پیشرفت بگذارید و نه نوشتن یک کتاب کامل و بی عیب و نقص. فقط قرار است در هر صفحه نسبت به صفحه قبل بهتر بنویسید و در هر کتاب نسبت به کتاب قبل. هیچ چیز بهترینی وجود ندارد. هر بار یک قدم به جلو. اگر مدام بخواهید به این فکر بکنید که در همان تلاش اول شاهکار بی بدیل رمان نویسی را خلق بکنید تا به ابد دست به نوشتن نخواهید برد چون مدام نوشتن را به زمانی موکول خواهید کرد که گمان می کنید در آن زمان توانایی لازم را برای نوشتن شاهکار به دست خواهید آورد. غافل از این که آن روز هیچگاه از راه نخواهد رسید. بنابراین بنشینید و بدترین (آری بدترین) رمانی را که می توان نوشت از همین لحظه و همین ساعت بنویسید. باز به قول ژول سالزمن : انتظاراتتان را از خودتان پایین بیاورید. نترسید نتیجه کار اصلا بد نخواهد بود. بنابراین پیشرفت را جایگزین کمال گرایی بکنید. کمال گرایی و تلاش برای خلق بهترین اثر در اولین تلاش نتیجه ای جز فلج و ناتوانی در نوشتن نخواهد داشت. باز به قول ژول سالزمن : هیچ کس انتظار ندارد اولین باری که پشت پیانو می نشیند مثل شوپن بنوازد اما همه می خواهند در همان تلاش اول شاهکاری در حد کارهای کم نظیر همینگوی و داستایوسکی بنویسند؟ چرا؟
توانایی نوشتن در طی سالیان متمادی و تمرینات فراوان و نوشتن و چاپ کردن های مکرر شکل می گیرد.


همان طور که در طول نوشته متوجه شدید کتاب هایی که میخواستم معرفی بکنم اینها بودند:

■ کتاب: اعتماد به نفس / نوشته: باربارا دی آنجلس / نشر نو اندیش

■ کتاب: اگر می توانی حرف بزنی می توانی بنویسی / نوشته ژول سالزمن

و همچنین این کتابهای جذاب را هم توصیه می کنم بخوانید:

■ کتاب: کار نویسنده / مجموعه گفتگوهای جذاب و راهگشا با بزرگترین نویسندگان / ترجمه: اخوت

در صورت پیدا نکردن کتاب فوق می توانید کتاب «رمان از روی دست رمان نویسان» ترجمه «محسن سلیمانی« را هم که بخشی از همان گفتگوهاست بخوانید. اما متن کامل گفتگوها در همان کتاب کار نویسنده هست.

■ کتاب: فن داستان نویسی / مجموعه ای از نقل قول ها / مقالات / گفتگوهای بسیار خواندنی و الهام بخش ترجمه ی «محسن سلیمانی»
 

fatemeh-guitar

کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
عضویت
3/31/17
ارسال ها
760
امتیاز
4,373
محل سکونت
یه گوشه دنیا
#قسمت نهم

معرفی کتاب


سلام به همگی نویسندگان
در این پست می خوام یکی از کتاب های خوب و خواندنی رو معرفی کنم
خوندن این کتاب خالی از لطف نیست
هم میتونید سرگرم بشید و هم با مطالعه یک کتاب خوب به مهارت هاتون اضافه کنید

«عاشق مترسک»
نوشته «فیلیس هستینگز»

خلاصه:
«عاشق مترسک» نوشته «فیلیس هستینگز»، یک اثر در ژانر رمان است . شخصیت اصلی و محوری رمان عاشق مترسک ، دختری کند ذهن ، خیال پرداز و مهربان به نام اگنس است که با پدر بد اخلاق و پول دوست خود در یک مزرعه رو به دریا در انگلستان ، زندگی می کنند. پدری که حتی اسم دخترش را هم صدا نمیکند و فقط از او کار می کشد، به همین خاطر اگنس اصلا محبتی از پدرش نمی بیند . خواهر ها و برادرهایش ازدواج کرده اند و از مزرعه رفته اند و تنها اگنس مانده و خاطره دور آنها . مادر اگنس هم که به قول خودش فقط او درکش می کرده در کودکی اش با جهان وداعی تلخ داشته است . او تصمیم می گیرد که از لوازم مستعمل و قدیمی در خانه استفاده کند و یک مترسک بسازد تا در اتاقش بگذارد و همدم تنهایی ها و خیال پردازی های او شود . اگنس مترسک را می سازد اما پدرش با بودن مترسک در خانه مخالف است پس اگنس مترسک را در وسط مزرعه نصب می کند . پلیس طی مراجعه به مزرعه درباره مجرمی از اول سوال می کند و او اظهار بی اطلاعی می کند . اگنس مترسک خود را در وضعیت بدی می بیند و در یکی از مراجعاتش مترسک زیر بغل او را می گیرد. آیا اگنس می داند که مجرمی که در خانه آنها پنهان شده کیست؟ آیا مترسک او زنده شده ؟ سرنوشت مترسک چه می شود؟. داستان عاشق مترسک یک داستان مفهومی است . داستان عشق به مترسک داستان یک عشق گمشده است داستان بی مهری آدم ها که مدت هاست عادی شده . داستان دوستی هایی که از پی غرض ها پدید می آیند. این داستان که رویا و واقعیت را در هم می آمیزد را می توان یکی از بهترین داستان ها برای خواندن و لذت بردن دانست .


---------------------
من خودم عاشق این رمان شدم وقتی خوندمش
یادتون نره حتما مطالعش کنید
 

fatemeh-guitar

کاربر حرفه ای
کاربر حرفه ای
عضویت
3/31/17
ارسال ها
760
امتیاز
4,373
محل سکونت
یه گوشه دنیا
#زنگ تفریح


به یک عدد مثلا نویسنده رمان های خشن نیازمندم...جهت کتک خوردن از بنده...دنبال یه عشق نابم...خشن مَدِ نظرمه
ترجیحا خوشگل و چشم رنگی باشه
مقاومتشم زیاد
متود های من جدیدا
مثلا با خط واحد از روش رد بشم
اسید بریزم روش
بزارمش تو یخچال ساید بای ساید
مجبورش کنم انگشت شست پاش رو بکنه تو دماغش
سه روز دستشویی نکنه
بکنمش تو دبه گلاب
بنزین بریزم روش ولی فندک نزنم
نفت بدم بخوره
پامو تا زانو بکنم تو حلقش
سه روز بی آب و غذا تو دستشویی زندانیش کنم!!
چطوره؟
کاملا خونسردانه همه این کارارو میکنم تا عشقمون پا برجا بمونه
مقاوم بمونه این عشق
دیگه تو این بی شوهری خواستم یه کمکی بکنم
خانمای خشن پسند بیان پی وی

خواستم بهت بفهمونم پورن نویس مثلا عزیز خودت اینارو تحمل میکنی عایا؟؟؟ که به مردم تحمیل میکنی

-----------
منبع: سنگر نویسندگان



 

موضوعات مشابه

بالا