امروز انقدر هوا سرده که دلم میخواد
یک لیوان قهوه ی تلخ با کمی شیر برای خودم بریزم وکنار شومینه
روی صندلی قدیمی مادربزرگ بشینم و به آینده فکر کنم…
.
.
اما چون هیچکدوم رو نداریم میشینم کنار بخاری تا شلغما بپزه
چه بویی هم داره به به
خیلی ممنون که پشت فرمون آهنگ میزارین استوری میکنین
ماها چون رفت و آمدمون با خر و الاغه از نعمت سیستم صوتی
روی وسیله نقلیه بهره مند نیستیم
اجرتون با خدا