«دلنوشته» نوعی تک گویی نوشتاری، خواه نثر و خواه موزون است که از سر دلتنگی نوشته می شود؛ اصولا صمیمانه و صادقانه است. تعارف و خوشامدگویی ندارد. بازتاب احساس و اندیشۀ واقعی نویسنده است. هدف و ساختارِ از پیش تعیین شده ندارد؛ فرمایشی نیست؛ سفارشی نیست. نویسندۀ دلنوشته وقتی بخواهد بنویسد خواستنش خود به خودی است. یعنی برای دل خودش می نویسد و در جستجوی «مخاطب خاص» نیست؛ دلنوشته از دل بر می آيد ولی جزمیت «لاجرم بر دل نشستن» را بر نمی تابد. زیرا سخنانی از دل بر خاسته ولی لاجرم بر دل ننشسته اند.
دلنوشته، نوعی از ادبیات است که در جهان فراگیر و محبوب شده است. بسیاری از نویسندگان بزرگ و مردم عادی برای خود دلنوشتههایی دارند که با آنها به آرامش رسیده و میرسند. هرکس به فراخور استعدادی که دارد میتواند غلیان دلش را روی کاغذ جاری سازد. دلنوشته همانطور که از اسمش پیداست، هیچ قاعده ی خاصی برای نوشتنش وجود ندارد و برای ابراز احساسات نویسنده است. برای نوشتن دلنوشته سواد خاصی نیاز نیست و حتی لازم نیست که رشته ی ادبیات خوانده باشیم. هر نوشته ی ادبی ممکن است دلنوشته(دلی) باشد اما هر دلنوشته ای ارزش ادبی ندارد.
دلنوشته، نوعی از ادبیات است که در جهان فراگیر و محبوب شده است. بسیاری از نویسندگان بزرگ و مردم عادی برای خود دلنوشتههایی دارند که با آنها به آرامش رسیده و میرسند. هرکس به فراخور استعدادی که دارد میتواند غلیان دلش را روی کاغذ جاری سازد. دلنوشته همانطور که از اسمش پیداست، هیچ قاعده ی خاصی برای نوشتنش وجود ندارد و برای ابراز احساسات نویسنده است. برای نوشتن دلنوشته سواد خاصی نیاز نیست و حتی لازم نیست که رشته ی ادبیات خوانده باشیم. هر نوشته ی ادبی ممکن است دلنوشته(دلی) باشد اما هر دلنوشته ای ارزش ادبی ندارد.
آخرین ویرایش توسط مدیر