کمی دانشمند ها را بشناسیم!

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
(Max Born (1882-1970

ماکس بورن یک فیزیکدان و ریاضیدان آلمانی بود که در سال 1904 به دانشگاه گوتینگن پیوست. او در پیشرفت علم مکانیک کوانتوم خیلی مفید بود. او همچنین تا حد زیادی در ارائه فرضیه فیزیک حالت جامد و اپتیک موثر بود و بر تلاش های تعدادی از فیزیکدانان نظارت و کنترل قابل توجه ای داشت. وی جایزه نوبل فیزیک در سال 1954 برای “تحقیقات اساسی در مکانیک کوانتومی” را به دست آورد.

لاکچری
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
ولادمیر دمیخُو: جراحِ سگِ دو سر!




در سال 1954 دانشمندی اهل شووری "سگی دو سر" را به جهان معرفی کرد. این سگِ دوسر که ترکیبی از یک سگ از نژاد ژرمن شپرد و یک توله سگ بود ظاهری ناخوشاید داشت.
این توله سگ می‌توانست شیربخورد اما شیر از لای بخیه‌های نامناسبی که بر گردنِ سگ بود بیرون می‌ریخت. این دو سگ خیلی زود بعد از انجامِ آزمایش به علتِ مشکلاتِ اساسی در آزمایش از بین رفتند. اما این دانشمندِ دیوانه در طی 15 سال بعد از این اتفاق به 19 پیوندِ دیگر دست زد که همگی ناموفق بودند.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
ستابینز فیرث: دکتر تب زرد




در دهه 1800 میلادی، در جریان شیوع تب زرد، دکتری از اهالی فیلادلفیا بر این باور بود که تبِ زرد بیماریِ واگیرداری نیست. او برای اثبات ادعایِ خود، باقی‌مانده‌هایی از استفراغ ِبیماران ِمبتلا را بر روی زخم‌های بدن ِخود می‌ریخت. او به تب زرد مبتلا نشد اما بعدها اثبات شد که این بیماری تنها از طریق ِنیشِ پشه و از طریقِ انتقال مستقیم به خون منتقل می‌شود.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
ارائه: علي اميريان


برادران رايت : هواپيما كه وسيله اي راحت براي سفركردن است ام از جهاتي موجب هدر رفتن وقت مي شود ولي خطرهاي زيادي دارد كه بايد به جان خريد. وسيله اي كه ما با آن به راحتي از اين سر دنيا به آن سر دنيا سفر ميكنيم افراد زيادي براي ساخت آن زحمت زيادي تحمل كردند ناموفق به اختراع درست آن شدند.برادران رايت به نامهاي ويلبر و لورويل پسران كشيش ميلتون رايت از اولين كساني بودند كه موفق به ساخت هواپيماي بي نقص شدند . پدر آن ها به آنها يك اسباب بازي داده بود كه از جنس ، كاغذ، ني چوب پنبه ساخته بود و تا سقف خانه پروازي كرد. و همين هيجاني شد تا آن ها به فكر بيافتند كه وسيله ي بزرگتري درست كنند كه در آسمانها هم پرواز كنند.
وقتي كه اوريول به سن 17 سالگي رسيد شروع به تاسيس يك چاپخانه كرد كه خيلي سريع شهرت يافت ولي به علت روي كار آمدن يك نشريه قوي آنها ديگر به كار چاپ ادامه ندادند و به ساختن دوچرخه مشغول شدند تا اينكه در يك روزنامه آلماني خواندند يك جواني آلماني به نام گستاو ليلينتال روي هواپيما كار ميكند وكنجكاو شدند تا اطلاعاتي دست يابند اما بعدها خبر رسيد كه در يكي از پروازها سقوط كرد وجان خود را از دست داده.
يك روز ويلبر با ديدن يك جعبه با كنارهاي خميده در مغازه دوچرخه فروشي به سرش زد كه بالهاي هواپيما را به شكل جعبه بسازد. سرانجام در روز 17 Decmber در سال 1903 اوليور رايت از بالاي تپه اي هواپيما خود را با 12 اسب بخار به پرواز در آمد كه 12 ثانيه در اسمان ادامه يافت و به اندازه 10 فوت بالا رفت و مسير هفت متري را به با موفقيت طي كرد.
ويلبر در سال 1912 بر اثر بيماري تيوفوئيد درگذشت و ويلبر مجبور به تنهايي به ادامه كار شد و او در زندگي خود شاهد افزايش سرعت هواپيما از ساعتي 300 ميل تا سرعت مافوق مدت بود.
هواپيماي برادران رايت در موزه هوافضا در واشنگتن نگهداري و در معرض عموم بود.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
ايوان پترويچ پاولف
پاولف در شهر «ريازان» در سال 1849 ميلادي در روسيه مركزي ديده به جهان گشود. وي يكي از بزرگترين دانشمندان فيزيولوژيست نادر و برجسته ترين شخصيت دوران حيات خود مي باشد كه در سراسر دنيا مورد توجه قرار گرفت. او پسر يك كشيك بود و در مدرسه ي مذهبي به تحصيل طب در دانشگاه سن پطرزبورگ در دانشگاه روسيه در پزشكي مشغول شد و در سال 1879 مدرك خود را دريافت كرد. او در رشته ي فيزيولوژي گردشي خون اقدام كرد و بعد به عضويت درمانگاه امراضي داخلي پذيرفته شد.
پاولف به دستور رئيس درمانگاه مامور تهيه و تنظيم سازمان آزمايشگاه فيزيولوژي شد. پاولف بيشتر ازمايشهاي خود در آنجا با وسايل بسيار ساده كه بيشتر آن را با حقوق خود خريداري كرده با پشتكار زياد انجام ميداد. تحقيقات علمي وي در زمينه فشار خون به دو دسته تقسيم مي شود: از دهه ي قرن نوزدهم تا سال 1902 آزمايشهاي او درباره ي لوله هاي غذايي و از سال 1902 تا زمان مرگش درباره ي فعاليتهاي عصبي بود. بزرگترين كشف پاولف انعكاسي شرطي بود كه آن را روي سگ خود انجام مي داد وي سگ را در اتاق خالي گذاشت و هر روز زنگي را در ساعات معين به صدا در مي آورد و بعد از آن براي سگ غذا گذاشت و سگ با ديدن غذا دانش پر آب مي شد اين كار چند بار تكرار شد و يك بار زنگ را در همان ساعت به صدا در آورد ولي براي سگ غذايي گذاشت اما سگ با شنيدن صداي آن دهانش آب مي افتد و پاولف فهميد سگ در برابر صداي آن شرطي شد.
او فرضيه ديگري هم به اثبات رساند از اينكه فعاليتهاي بدن بوسيله سلسله اعصاب كنترل مي شود.
پاولف در قرن 19 معروفترين دانشمند فيزيولوژي شناخته شد و جايزه نوبل در سال 1904 دريافت كرد. در سال 1907 به عضويت فرهنگستان علوم روسيه آمد و مدير انيستيتوي فيزيولوژي فرهنگستان شد و در سال 1936 ميلادي در سن 87 سالگي بر اثر ذات الريه چشم از جهان فروبست.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
لكساندر فلمينگ
الكساندر فلمينگ در جنوب غربي اسكالتند به سال 1881 ميلادي ديده به جهان گشود. او ده ساله بود كه به مدرسه ي (لودان) وارد شد بعد وارد مدرسه ي (دارول) كه برادرش در آنجا مشغول به تحصيل بودند وارد شد . و دكتراي خود در دانشگاه لندن در سال 1908 در رشته ي طب دريافت كرد. الكساندر فلمينگ اولين كسي بود كه به كمك سالوارسان اقدام به درمان سفليس از طريق شيمي درماني نمود. او در سال 1928 مشغول به بررسي ميكروبي به نام پني سيلين بود كه با استفاده از يك بشقاب ازمايشهاي ضد باكتري خود را انجام مي داد. يك روز پس از برداشتن در پوش ظرف متوجه شد كپكهاي خاصي روي ظرف بسته. او پس از توجه دقيق دريافت كه هر كجا قارچ مي كند باكتري كشته شده و هيچ باكتري تازه اي رشد نكرده است. اين قارچ حاوي چرك از جراحت هاي عفوني است.
او كشف خود را پني سيلين نام نهاد. اين قارچ از خانواده ي كپكها بود اما به دليل ضعف مالي وي «پروفسور فلوري » و «دكتر چين» حاضر شدند آزمايشات او را ادامه دهند و بعد از آزمايشاتي بر روي حيوانات معلوم شد كه اين ماده بر روي انسانها مفيد مي باشد. و خطري ندارد. در سال 1941 فلوري به كمك فلمينگ مقدار زيادي پني سيلين توليد كردند و در جنگ از آنها استفاده شد و به اين طريق جان بسياري از سربازان را نجات دادند.
فلمينگ دريافت كه اين ماده براي از بين بردن ميكروب ها و جلوگيري از رشد آنها قابل استفاده است. و او در سال 1945 موفق به كسب جايزه نوبل گرديد. و سرانجام در سال 1955 ميلادي در لندن چشم از جهان گشود.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
ونجليستا توريچلي
اين فيزيكدان و رياضيدان ايتاليايي در 15 اكتبر 1608 ميلادي ديده به جهان گشود. تحصيل چشم گيرش در كالج «ژزوئيت» به حدي بود كه عمويش در 16 سالگي براي تحصيل علوم نرد (بندتي كاتسلي) در شهر رم فرستاد كاتسلي از شاگران گاليله بود كه در كالج اسپینتا تدريس ميكرد. كاتسلي مقاله ي تورينچيلي كه در خصوص ابزار پرتاب بود نزد گاليله فرستاد و او از نبوغش سخت تحت تاثير قرار گرفت. وي او به مرور زمان عمر توايي و بينايي خود را از دست داد تا از وجودش استفاده كرد. و اين فرصت سه سال طول نكشيد تا گاليله درگذشت.
يكي از ثروتمندان ايتاليا كه ميخواست از عمق 30 متري زمين آب استخراج كند ولي با وسايل موجود قادر به حفر 30 متر نبودند. توريچلي پس از 2 سال تلاش از اعمال زمين آب استخراج كرد و باعث شهرت وي شد.
در سال 1643 توريچلي بر آن داشت تا تحقيقات و آزمايش را به صورت عيني مورد مطالعه قرار دهد. توريچلي لوله ي شيشه اي كه يك طرف آن بسته بود پر از جيوه كرد، بعد انگشت خود را بر دهانه ي لوله قرار دهد و لوله را بر طشتكي پر از جيوه فرو رفته بود. انگشت خود را برداشت و ديد كه سطح جيوه در لوله پائين آمد و در ارتفاع cm 76 بالاي طشتك متوقف شد. او از ازمايش دريافت كه علت پائين نيامدن كامل جيوه در لوله بر اثر وزن هوا بر طشتك مي باشد كه با وزن اين مقدار جيوه تعادل ايجاد ميكند. هر چند كه خلائي كه توريچلي ايجاد كرده بود يك خلا كامل نبود و شامل مقداري بخار جيوه و هوا عملاً به ايجاد خلاء دست يافته بود.
وي دريافت كه ارتفاع جيوه هر روز تغيير ميكند و با در نظر گرفتن ارتفاع جيوه ميتوان فشار هوا را تعيين كرد و بدين ترتيب اوموفق به ساخت اولين فشار سنج شد.
سرانجام در 25 اكتبر 1647 در حاليكه بين 30 تا 39 سال بيشتر نداشت در فلورانس چشم از جهان فروبست.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
ژان لوران دالامبر
اين رياضيدان معروف فرانسوي در سال 1717 ميلادي ديده به جهان گشود. در يك روز سرد زمستاني شيشه بري كه از كنار كليساي ژان – لورون عبور ميكرد كودكي را در جلوي در كليسا ديد كه از سرما به خود مي لرزيد به خانه برد و از زنش خواست تا مواظب آن كودك باشد. و آن زن نيكوكار او را مثل فرزند خود پرورش داد و دالامبر نيز در تمام عمر خود نسبت به وي مديون بود. زماني كه وي دانشمند بزرگي شد مادر اصلي دالامبر در صدد برآمد تا وي را نزد خود برگرداند ولي دالامبر با كمال سربلندي گفت: (مادر من همان زن شيشه بر است نه شما) .
اودر سن 22 سالگي مقاله اي در زمينه ي حساب انتگرال نوشت. اين مقاله باعث شد تا به عضويت آكادمي علوم در آيد. وي در زمينه ي مكانيك در 1743 نوشت وي در اين كتاب به تشريح اصلي كه به (اصل دالامبر) معروف مي باشد پرداخته است. مفهوم آن «قانون سومنيوتن درباب حركت» مي باشد. در مورد قواي وارد بر اجسام كه به كلي در حركت آزاد باشند يا اجسام حمايتي در حال تعادل پايدار باشند، برقرار است. »
اين اصل در مكانيك اهميت فوق العاده اي دارد. دالامبر گفته بود: وقتي جسمي حركت ميكند دليل بر آناست كه نيرويي بر آن وارد مي شود بنابراين حتماً ما بين اين نيروها و تغييراتي كه در حركت ايجاد ميشود تساوي يا تعادل وجود دارد يعني اجسام در حال تعادل است. از كارهاي علمي ديگر او عرضه داشتن قضيه دالامبر است. بر طبق اين قضيه هر معادله جبري يك جواب (اعم از حقوقي يا موهومي ) دارد. اصل دالامبر كليه معجزه آسايي بود كه وي از آن در قوانين مكانيك مايعات استفاده كرد و در سال 1756 براي بررسي در علل بادها به كار برد و آن را به «پادشاه پروسي» هديه و مقاله اي ساليانه براي وي تعيين كرد.
دالامبر براي تهيه (دايره المعارف فرانسه) با (ديدرو) همكاري نزديك داشت. وي در سال 1783 ميلادي ديده از جهان فروبست و كتاب معروف خود را كه ستون فقرات ديناميك به حساب مي آمد به يادگار گذاشت.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
جورج سيمون اهم
وي در سال 19 مارس 1787 ميلادي در شهر باواريا در جنوب شرقي المان ديده به جهان گشود . اهم پسر قفل سازي بود كه به علم علاقه زيادي داشت و سعي كرد به تحصيل علم بپردازد.
او در سن 18 سالگي موفق شد در يكي از نواحي برن سوئيس به عنوان معلم رياضي مشغول باشد و او سرانجام در سال 1811 به درجه ي دكتراي رياضي نايل شد و او استاد رياضي كالج ژزوئيت كلن رفت.
اهم تئوري رياضي جريان الكتريكي را در سال 1827 بيان نمود و قوانين مهم الكتريسيته بود و در شهرت وي سهم مهمي داشت. وي با استفاده از فرمولي ولتاژ و آمپر را با مقاومت الكتريكي ارتباط داد. او با استفاده از سيم هايي با طول و ضخامت متفاوت دريافت كه مقدار جريان برقي كه از آنها عبور ميكند با طول سيم نسبت معكوسي و مقطع آن نسبت مستقيم دارد. اهم موفق شد نظريه رياضي جريان برق را كشف و با كمك فرمول به هم ربط دهد و به اين ترتيب قانون اهم را به عالم علم تقديم كند.
قانون اهم، اختلاف پتانسيل (بر حسب ولت) بين دو انتهاي يك جسم مادي كه برق در آن جريان دارد مساوي حاصلضرب شدت جريان (بر حسب آمپر) درمقاومت (بر حسب اهم) آن جسم است. چون كشف او مخالفتهاي زيادي را در پي داشت و تنها از طريق ازمايشي ميتوانست درستي آن را ثابت كند ولي اين مخالفتها در حدي بود كه او حتي از تدريسي استعفا داد. زمان زيادي نگذشت تا دانشمندان انگليسي به اهميت آن پي بردند و در سال 1819 اوعضو انجمن سلطنتي شد و به عضويت در آ مد در آلمان مورد ستايشي قرار گرفت به عنوان استاد دانشگاه مونيخ درآمد و او 5 سال آخر عمر خود را با احترام و عزت سپري كرد و سرانجام در سال 1818 انجمن مهندسان برق جهان در پاريس به پاس زحمات وي واحد مقاومت الكتريكي را اهم نام نهادند. و در سال 1854 در مونيخ در سن 67 سالگي چشم از جهان فروبست.
 

_AkiMa_

کاربر برتر
کاربر برتر
عضویت
7/11/18
ارسال ها
2,348
امتیاز
42,373
محل سکونت
_MHD_
وب سایت
forum.1roman.ir
ابونصر فارابي
اين فيلسوب معروف يوناني از نواحي تركستان در 257 قمري ديده به جهان گشود . او مشهود به معلم ثاني بود وي از همان دوران كودكي به زبان فارسي وتركي آشنايي كافي داشت.
او كه زبان عربي را كه زبان علم و فرهنگ اسلامي آن زمان بود براي يادگيري علوم و فنون آن تلاشي كرد تا آن را فراگيرد و به بغداد سفر كرد.
وي در بغداد نزد ابوبشر كه در زمان شهرت زيادي در بين مردم بود و كتابهاي ارسطو را تشريح و تدريس كرد. و صدها شاگرد او آمدند تا به شرح رساله هاي ارسطو براي شفاهي بيان كند تا ايشان بنويسند، حضور يافت و به تحصيل منطق ارسطو پرداخت و او در رديف بزرگترين فلاسفه تاريخ قرار داد.
چون ابن سينا در محضر فارابي به فراگيري علم و دانش پرداخته بود و از شاگردان معروف او بود و او را معلم ثانوي مي ناميدند.
وي علاوه بر فلسفه و منطق و رياضيات و علوم در رشته ي موسيقي هم فعاليت داشت و سه تار ، را فارابي ساخت و خودش آن را مي نواخت. فارابي در رشته ي كيميا با «جابر» و «رازي» هم فكر بود و در زمينه ي رساله ي مفيد و مختصر نوشت كه به رساله ي في وجوب مناعه الكميا مي باشد.
و سرانجام در سال 338 هجري قمري وداع گفت.
 
بالا