کد رمان:5457 ناظر: @Ellery سطح: برگزیده به نام خدا خلاصه: آرزو پر از رویا به زیر خاک رفت و شادی چشم باز کرد. صدای قرآن را شنید؛ نوایی که در آن لحظه تنها برایش نوای مرگ بود. چند لحظه بعد، دو زن چادری با لباس سبز نظامی، دستبند به دستش زدند و دنیای شیرینش را در یک لحظه به ویرانهای مبدل کردند.

واکنشها[ی پسندها] حصار آبی