میم پناه
پسندها
111,304

ارسالی‌های نمایه آخرین فعالیت ارسالی‌ها تفکیک ارسالی ها درباره

  • سلام به نویسنده عزیز:batting-eyelashes:
    اینکه بعد از تموم شدن این قصه یه مدت تو سایت ننویسی برای من ناراحت کننده‌است چون من واقعا از خوندن قصه‌های قشنگت لذت میبرم ( قصه دو دو اسکاچی هم به نظر جذاب میاد من خیلی کنجکاوم بدونم چجوریه) ولی خوب چون داری دکترا میگیری احتمالا مشغله هات زیادتر شدن. به هر حال هر تصمیمی بگیری من مطمئنم بهترین تصمیمه :big-hug:
    یاخیرالحافظین
    Screenshot_20240103_211835_Pinterest.jpg


    - می‌دونی لیاقت دوست داشته شدن رو داشتن هم خیلی مهمه یوسف، اینکه احساس کسی رو زایل نکنی، خراب نکنی، گند نزنی به همه‌چیز. وقتی بعد از یه ماه بیدار شده بودم، فکر کردم من به این ناپایداری خو گرفتم. بعد فکر کردم دیدم این عادته که آلما می‌گفت چقدر زشته. انگار عادت کردیم به اینکه وقتی یه چیزی خوبه، خراب بشه. بعدترش نگاه کردم دیدم چقدر همیشه این‌چیزا دور و برم زیاد بوده، مثل مرتضی که مطمئن بود، بهاره دوستش داره‌. حتی مثل کنعان که مطمئن بود چقدر برات عزیزه. انگار این اطمینانه، این خیال راحتیه مثل سم می‌مونه، بهت جرات هر کاری، حتی اشتباه رو میده. می‌فهمی می‌خوای چی بگم؟
    سرش را با موهایش تکان داد و از نظر من باید زودتر عقد می‌کردیم تا بتوانم حق مطلب را ادا و دست کوتاهم را برای به‌هم ریختن بیشتر و بیشتر موهایش دراز کنم.
    - می‌خوام بگم خیلی بده ولی انگار ما مریض همین به‌هم‌ریختگی شدیم و وقتی می‌بینیم همه‌چیز داره خوب پیش میره، تصمیم می‌گیریم خودمون خرد و خاکشیرش کنیم، تا بعدا بتونیم افسوسش رو بخوریم، تا بعدا تو همه‌ی آدم‌ها دنبال اون آدمه بگردیم و پیداش نکنیم و دیگه حتی نذاریم اون آدمه هم خودش رو پیدا کنه.


    #روی_موج_اورارتو
    #مهسا_پناهی
    #میم_پناه
    #حال_دلتون_خوب
    #اللهم_عجل_لولیک_الفرج :458209-f12060c2c913aba8ccc50517d4698098:
    #کرمان
    #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

    #روز_مادر_مبارک
    سلام سلام:rolleyes:
    مهسا...
    الان یعنی یه روز اونجا میشه یک ماه ما؟ یا حوا چند روز اونجا بوده؟
    من همش فکر میکنم اورارتو اونجا نیست چون اسیه داره کارش رو با حوا تموم میکنه!
    خنده‌داره ولی فکز میکنم بوده تا به وقتش حوا رو با خودش ببره.
    این حدسم که گفتم حوا همونجا برمیگرده هم اشتباه بود:458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d: ولی بازم درکمال پررویی حدسامو ردیف میکنم واست بیب:128:
    یوسفو بگردم من خدا:a050: پسرک دوست داشتنی:a050: الان دیگه رسول یه پله رفته پایین :rof1lmao:
    ولی چقدر خوب اونجا رو توصیف میکنی:rolleyes:
    خیلی ملموس و تصویریه. مشکل من با رمان‌های علمی تخیلی یا فانتزی همینه که نویسنده نمی‌تونه از پس فضاسازی بر بیاد. یا از این ور بوم میفته یا از اون‌ور. ولی اورارتو رو نه به خاطر اینکه رفیقمی، به خاطر فضاسازی عالی، داستان جذاب و جدیدش، شخصیت پردازی قوی و قلم خود دوست داشتنیت دوسش دارم.
    خیلی خیلی مرسی که با وجود مشغله‌هات بازم برامون می‌نویسی:458039-45f2a44705b8a0bf123b30032d39a5ba:
    خسته نباشیییییییییی
    سلام مهسا جانم:day-dreaming:
    خوبی؟ رو به راهی؟

    حوا یک ماه نبود:209:یعنی کجا بود؟ مثلاً تو خواب بوده یا کلا غیب شده؟ اورارتو کجا رفت؟ بقیه بردنش یا اونم مثل حوا غیب شده؟

    نامهربونی میکنی ماسا:209:داستان حساسه کم کم میذاری گناه داریم:209:اصلنم پررو نیستم. اصلنم نمیدونم با کار و درس و دانشگاهت چقدر مشغولی :209:
    یعنی الان چند روز مهمون اسیه ایناییم؟
    بنظرم حوا هم مثل الما و ماریا که نمیدونم کیه اخرش میره جای اصلیش.

    چقد بهاره گناه داره. خودش داره خودشو عذاب میده. بابا خودت میگی اشتباه. اون ادم اشتباه بس نیست ‌که جواب تماس‌های خواهرشم میدی چرت و پرت بگه؟ آخّخخ :at-wits-end:
    d8cc5220-9b3d-11ee-ab23-e1720e1f956e.jpgیلدات مبارک رفیق مهربون.
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری

تعداد بازدید از پروفایل

24418
عقب
بالا