یاخیرالحافظین

وَ من آب دهانم را قورت دادم، مقابلم تا چشم کار میکرد دریا بود. چشمهایم را بستم و نفس عمیقی کشیدم. پشت پلکهایم گرم شد و با باز کردن چشمهایم هوا آفتابی بود. گرما و موجهای شفافی که به ساحل میآمدند را دوست داشتم و بهاره هنوز پشت خط بود.
- میگه طلاقم نمیده ولی اجازه میده از کشور خارج بشم. از دکتر بایات کمک گرفتم، با دوستشون صحبت کردن، دارم برای دانشگاه "لارنتین" کانادا فاند میگیرم. نمیخوام مدیون خودم بمونم. میخوام حالم خوب باشه. شاید اگر دنیام رو بزرگ کنم، مرتضی کوچیک بشه.
به پشت سرم نگاه کردم، دقیقا پنج قدم آنطرفتر هنوز شب بود و نور ماه روی کانکسها را سایه روشن انداخته بود. با نوک پوتینم روی ماسه خط صافی کشیدم و پرسیدم:
- میشه؟
#روی_موج_اورارتو
#میم_پناه
#مهسا_پناهی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

وَ من آب دهانم را قورت دادم، مقابلم تا چشم کار میکرد دریا بود. چشمهایم را بستم و نفس عمیقی کشیدم. پشت پلکهایم گرم شد و با باز کردن چشمهایم هوا آفتابی بود. گرما و موجهای شفافی که به ساحل میآمدند را دوست داشتم و بهاره هنوز پشت خط بود.
- میگه طلاقم نمیده ولی اجازه میده از کشور خارج بشم. از دکتر بایات کمک گرفتم، با دوستشون صحبت کردن، دارم برای دانشگاه "لارنتین" کانادا فاند میگیرم. نمیخوام مدیون خودم بمونم. میخوام حالم خوب باشه. شاید اگر دنیام رو بزرگ کنم، مرتضی کوچیک بشه.
به پشت سرم نگاه کردم، دقیقا پنج قدم آنطرفتر هنوز شب بود و نور ماه روی کانکسها را سایه روشن انداخته بود. با نوک پوتینم روی ماسه خط صافی کشیدم و پرسیدم:
- میشه؟
#روی_موج_اورارتو
#میم_پناه
#مهسا_پناهی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

وقتی پارت اول رو خوندم جفت ابروهام پریدن بالا. عه! چقدر خاشِمگینانهستتتتتتتتتتت
شاید ندونی ولی من عاشق کشت و کشتار و این جور داستانام
فامیلش هم خیلی باحاله







تقصیره منه، باید بیشتر میگفتم



خیلی رو اعصابههه
دیگه نمیاد؟





این داییش و بده به دودو اسکاچی تا چشماشو درآره




افتخار دادی که خوندیش... نگاه خودت خوبه که خوشت اومده
بهله بهله
واقعنی؟ عالی نگاهته کههههههه... خداروشکر و خوشحالم که نظرت مثبته
یسیس... یه تتوی "نمک نداره"ی نستعلیق تو راستای شست دست راستش داره

واکنشها[ی پسندها] pouneh