عاشقانه - اجتماعی

  1. Mahdiye sajdeh

    در حال تایپ رمان میخکوب | مهدیه سجده نویسنده افتخاری انجمن یک رمان

    کد رمان : 5700 ناظر: @bitw خلاصه: شهداد پس از افشاگری بزرگ برای برگرداندن اعتبار خان پدرِ خانواده، از کار خبرنگاری به تعلیق درآمده و با حکم کوروش خان کبیر، دست از کارهای خطرناک کشید تا همان پسر سربه‌راه همیشگی شود؛ اما داستان خاک خورده‌ای با پیامک خبر دست اولی جان خواهد گرفت، پیامی که تنها...
  2. بانو رحمانی

    دلنوشته مجموعه دلنوشته هیلین | فرشته رحمانی

    نام دلنوشته: هیلین نویسنده: فرشته رحمانی ژانر عاشقانه اجتماعی مقدمه: «هیلین» در زبان کرمانجی یعنی آشیانه؛ همان جایی که دل آرام می‌گیرد و واژه‌ها برای لحظه‌ای از پرواز بی‌امانشان دست می‌کشند. این دفتر، خانه‌ی کلمات سرگردانی‌ست که از ذهنم گریخته‌اند؛ مأمنی برای حرف‌هایی که گاه در دل می‌مانند و...
  3. Aydaeghball

    در حال تایپ رمان رنگی که فقط تو می‌فهمی | آیدا اقبال کاربر انجمن یک‌رمان

    کد رمان: 5897 ناظر: @Raha~ خلاصه رمان: در دل یک گالری نقاشی قدیمی، دختری زندگی می‌کند که با رنگ‌ها حرف می‌زند، اما هیچ‌کس زبانش را نمی‌فهمد. او تابلوهایی می‌کشد که دردهایش را فریاد می‌زنند، ولی لب‌هایش همیشه ساکت‌اند. پسر، مردی درون‌گرا و زخمی از گذشته، به دنبال پناهی از خاطرات تلخ جدایی‌اش،...
  4. BITATAHERII

    در حال تایپ رمان قلب سفید یک ربات | بیتا مجد کاربر انجمن یک رمان

    کد رمان: 5832 ناظر: @ریحانا۲۰ به نام خالق هستی و عشق خلاصه: گیسو، دختری جوان که با کوله‌باری از ترس و اضطراب بعد از آن اتفاقات دلخراش زندگی‌اش، به تهران برای زندگی با خانواده عمو می آید. اما در همان ابتدای حضور او دراین شهر پرماجرا اتفاقاتی رقم می‌خورد که دست سرنوشت قلم خود را برای او به...
  5. SETAYESH.MO

    داستان کوتاه در حال تایپ داستان کوتاه ژوتم | ستایش کاربر انجمن یک رمان

    کد: 403 ناظر: @Mobina.yahyazade نام داستان کوتاه: ژوتم نویسنده: ستایش محمدی ژانر: #درام #عاشقانه #اجتماعی خلاصه: ژوتم روایت می‌کند از پناهی که در بی‌پناهی باتلاق سیه و تار زندگی زناشویی خود تقلا می‌کند و دست و پا می‌زند، زندگی با میران همانند ماری است که دور گلوی طعمه‌ی خود می‌پیچد و او را...
  6. Madhklf

    داستان کوتاه در حال تایپ داستان کوتاه عقده | Lady Easar کاربر انجمن یک رمان

    ★✩ به نام خداوند جان و خرد ★✩ کد: ۳۹۰ ناظر: @NADIYA._.pd نام اثر: عُقدِه نویسنده: Lady Easar ژانر: #عاشقانه #درام #اجتماعی خلاصه: شیبا دختری هجده ساله، با وجود امکانات و رفاهی که دارد زندگیِ به ظاهر آرامی را سپری می‌کند؛ اما در یکی از روزها متوجه می‌شود بیماریِ خطرناکی گریبان گیرش شده که اگر به...
  7. ZaRi_bano

    گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان تمنای دیدن دوباره ی تو | زهرا آسبان کاربر انجمن یک رمان

    (به نام خالق هستی) نام رمان: تمنای دیدن دوباره ی تو. نویسنده: زهرا آسبان ژانر: #عاشقانه #اجتماعی #معمایی خلاصه: همیشه برای یه آغاز و شاید یه پایان دیر نیست. آغازی که شاید شروع کننده ی یک جنگ بی اتمام باشد و پایانی که اتمام دهنده به زیبایی یک عشق باشد. گاهی اوقات یه نفرت، یه انتقام می تونه باعث...
  8. "Taraneh"

    گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان مخاطب | دلناز نیازی کاربر انجمن یک رمان

    |مخاطب| خلاصه:‌ ما گناه را نمی‌بینیم، مگر آن‌که زنی مرتکب آن شود. "غاده السمان" همگی چشم‌هایشان را می‌بندند و بی‌محابا از خدای بالا سَرشان، داوری می‌کنند. انگُشت افتراء* به سوی دخترک عفیف* داستان رها می‌کنند و او را متّهم می‌نامند و چه دشوار است زمانی که پدر، به فرزندی که از گوشت و پوست و خون...
  9. NEGIN BARZAN~

    فیلم‌ نامه فیلمنامه سقوط آزاد | نگین کجوئیان کاربر انجمن یک رمان

    به نام حق فیلم‌نامه: سقوط آزاد ژانر: #عاشقانه #اجتمایی #درام نویسنده: نگین کُجوئیان خلاصه: دختری به نام آزاده که زاده‌ی خرمشهر است، پدرش در جنگ شهید و مادرش در سانحه‌ی تصادف، از دست داد. دختری به نام سارا که اهل مشهد بود، او را در باغچه‌ای پیدا می‌کند و پیش خود می‌برد. کودک تنها یک پلاک بر گردنش...
  10. anna19

    گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان تانریکا | anna19 کاربر انجمن یک رمان

    سلام دوستان. یک ایده به ذهنم رسید، که بعد کلی فکر تصمیم گرفتم،آن را بنویسم. کسایی که نگاهشان را به رمان من خیره شد، از شما مچکرم. لطفا نقدی و مشکلی بود حتما به من بگید. بعد یک زمین خوردن سعی کردم قوی تر برگردم. امیدوارم این بار شرمنده وقت ونگاهتان نشوم. https://forum.1roman.ir/posts/906178/...
  11. -No Voice

    گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان ترامادول | مشکان آرا نویسنده برتر انجمن یک رمان

    سطح: ویژه نام رمان: ترامادول نویسنده: مشکان آرا ژانر: #اجتماعی #عاشقانه تگ: ویژه خلاصه: نیکائین از خانواده زخم خورده و خ**یا*نت دیده، اما نمی‌تواند یک جا بماند و فقط درد بکشد. او باید بایستد و با ایستادنش، زخم‌ها دوباره سر باز می‌کنند. نیکائین می‌شکند و داستان روایتیست از هزارتوی درد و مرهم،...
عقب
بالا