• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

دلنوشته مجموعه دلنوشته هیلین | فرشته رحمانی

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام دلنوشته: هیلین
نویسنده: فرشته رحمانی
ژانر عاشقانه اجتماعی
مقدمه:
«هیلین» در زبان کرمانجی یعنی آشیانه؛ همان جایی که دل آرام می‌گیرد و واژه‌ها برای لحظه‌ای از پرواز بی‌امانشان دست می‌کشند. این دفتر، خانه‌ی کلمات سرگردانی‌ست که از ذهنم گریخته‌اند؛ مأمنی برای حرف‌هایی که گاه در دل می‌مانند و راهی به زبان نمی‌یابند.

"هیلین" روایتی شاعرانه از پیوند عشق و زندگی اجتماعی‌ست؛ جایی میان تمنای دل و واقعیت‌های روزمره. نویسنده با زبان صمیمی و پر از تصویر، از آشیانه‌ای سخن می‌گوید که در آن واژه‌ها جان می‌گیرند، زخم‌ها التیام می‌یابند و امید دوباره ریشه می‌دواند. این دلنوشته سفری‌ست میان عاطفه و اندیشه؛ میان زخمی که عشق می‌زند و مرهمی که زندگی در دل همان زخم می‌کارد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Viŏlet

Viŏlet

پرسنل مدیریت
سرپرست ادبیات
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,000
پسندها
47,679
امتیازها
96,873
مدال‌ها
55
  • مدیر
  • #2
•| بسم رب القلم |•
آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند...
1000047630.jpg
نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.
***

قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"
پس از گذشت حداقل ۲۰ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته باشید که دل‌نوشته‌های تگ‌دار نقد نخواهند شد و در...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Viŏlet

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #3
1

زنجیر انداختی گردنمون کشون کشون میبریمون پی دلبرونگی هات که چی؟
نگا میکنی دلمون هُرّی بریزه، بعد گره میندازی به ابروهات که چی؟
شونه هات امنِ
پناهِ خستگیاست
ولی اون دور دورا وایسادی با خستگیام راه نمیای که چی؟
اصلا بگو ببینم
این زیر چشمی نگا کردنات
این زیرلبی دوبیتی گفتنات
همین خنده هات که آدمو مجبور میکنه هزارون بار اذا زلزلت الارضِ زلزالها بخونه،
همه ی اینا اینقدر دلبر و عاشق کُشن که چی؟!
دِ لامذهب، رو میگیری..
حیا میکنی ...
اونم بعد اونهمه عشقی که رو شونه هات جا گذاشتم، که چی؟
بیا با دلم راه بیا
برس به مرز پیراهنِ گلدارِ تنم
این همه بین ما
فاصله انداختی که چی؟
 
آخرین ویرایش
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #4
2

کار و بارمون ول کردیم،
نصف شبی خیره شدیم به آفاق و دور دست‌ها،
بلکم باد با دل درمونده راه بیاد و بوی گیسوی دلبرُ به مشاممون برسونه
که مردیم از این همه آسمون هفتم با خیالش دریدن و برگشتن.
حالا این وسط هی گلاویز میشیم با دل که ای وامونده‌ی درمونده،
دلبر قرص ۶ ساعتی نیست که روزی ۴ بار بندازی بالا و شنگولِ شنگول م**س.ت دیوانه رو بخونی برقصی...
دلبره، حالیتِه؟
راضی باش به عطری که باد از کوچه پس کوچه‌های محله شون میاره
راضی باش به اینکه می با دیگران خورده ست و با تو سر گران دارد...
اصلاً جور از حبیب خوشتَر کز مدعی رعایت...
دلی جان
ما که زدیم تو سر این لامذهب
ولی تو مروت کن،
بگذر از این کوچه‌ی تاریک
واسم بهارُ بیار
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #5
دلتنگیِ بی‌پایان

دلتنگی همیشه با هیاهو نمی‌آید.
گاه مثل غباری نادیدنی از شکافِ پنجره‌ی جان می‌گذرد و بی‌آنکه صدایی کند، روی وسایلِ زندگی می‌نشیند. صبح که بیدار می‌شوی، می‌بینی چیزی در هوای اتاقت عوض شده است؛ نه دیوارها ترک برداشته‌اند، نه آسمان فرو ریخته، اما نفس کشیدن اندکی دشوارتر شده است.
بعضی اندوه‌ها مسافر نیستند؛ مهاجرند.
چمدان باز نمی‌کنند، ریشه می‌دوانند.
در خاکِ نرمِ دل، آرام و پیوسته، رگ می‌فرستند و شاخه می‌سازند؛ شاخه‌هایی که نه شکوفه می‌دهند، نه می‌ریزند؛ فقط سایه می‌اندازند.
از جایی به بعد، دیگر نمی‌دانی این تویی که دلتنگی را حمل می‌کنی، یا دلتنگی است که تو را بر دوش گرفته است.
مرزِ میانِ «من» و «نبودنِ تو» چنان در هم می‌پیچد که انگار هویتت را با فقدان گره...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #6
با دوتا "ت" نقطه سرخط
هجی کن غلط نشه املای عشقت!
به لبام نه، به چشام نگاه کن
دال دوست داشتنُ از میون حروف نفرت انگیز "جدایی" سوا کن
بزارش کنار الباقی کلماتی که از بارون بی امون چشام سر ریز میشن
کنار "واو"‌ی که از وهم بودنت چیدم
دقت کن جانم!
بین "سین" رو از سر سفره ی دلم برداشتم که نمک عشقم پابند این
خونت کنه.
یادت باشه، با دوتا "ت"
مشدد و غلیظ!
بنویس که از قطار عاشقی جا نمونی
بنویس که برسم به داشتنی که نیست
داشتنی که سهم شبای منه
داشتنی که خیال گنگِ ... حالا بچینش کنار هم
بذارش کنج دلت
حس من،
تا ابد مهمون ناخونده‌ی قلبت.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #7
اگه می بینی جای دسته های زرد و نارنجی تو دستام کتابه
اگه می بینی تو چشام جای برق شادی نم اشکه
اگه خبری از شیطنتای دختر آذر نیست و آروم خیره‌ی عابرا هوا رو نفس می‌کشم
مقصرش تویی...
پایِ دلِ دختِ خزون، لنگِ نبودته
چشاش پیِ نشونه های بودنت تو این هوایِ پَس، می‌چرخه و قفلِ جای خالیت، گوله گوله بغضُ قورت می‌ده
مرور حضورته که آرومِ روحِ پر از شورش شده!
کاش یه دستی از غیب به روزگار خزون زده ش می‌رسید
انار ترکیده‌ی دلُ جمع و جور میگرد...!
آهای مرد فصل خورشید
بارونه دلم
برام طلوع کن
بذار جهانم رنگین کمونی شه...
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #8
دِ لا مذهّب به خودت بیا!
آخه کدوم پاییزی بی‌دلبر، به جان خوش باشد که این؟
گوش کن!
خش‌خش له شدن زرد و نارنجیا زیر پام مثل صدای خورد شدن استخونام پر درده…
خاطرت هست که تو برگ‌برگ پاییز لعنتی ردِ حضورتُ جا گذاشتم؟
چجوری باهاس بهت حالی کنم که شب نشده برگردی
آخه پاییز همش شبه
طولانی و کش‌دار ...
انقدر معطل طلوعِ بی‌رمقِ خورشید میشی که آفتاب نزده بغضِ خاطره، گلو‌تو لَوَرده میکنه.
دیگه فکر کن آسمونم یک‌دندگی کنه و بارون بزنه… آخ که باید زیر قطره قطره‌ ی اشکش دق کرد و مرد.
اصلاً سوایِ خط و نشونِ قلبِ من،
شما بگو
خزونِ هزار رنگِ
بی‌دلبرِ جانانه خوش است؟
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #9
ببین دلی جان،
من می‌تونم در آنِ واحد با هزارون نفر رازِ عشق بگم.
به هزار روش جورواجور دلبری کنم از دلایِ بی‌صاحاب مونده‌ ای که امید بستن به وفای معشوقه‌ی بی‌وفایی مثل من.
می‌تونم از خَم موهام، غزل ناب بریزم تا بند پیج زلفام بشن و خمارِ عطر وجودم، کشون کشون پیِ یه نظر دلبرونه، پا‌به‌پایِ قدمام بیان.
من می‌تونم خیلی بد باشم دلبر!
می‌تونم بانوی شهر آشوب قصه‌ها باشم.
امّا…
"مرا هزار امید است و هر هزار تویی."
وقتی زُل می‌زنم تو چشایِ خونه خراب کنت و میگم "همه دنیامی"
یعنی تو برای منِ شوریده قد هزارون نفری.
اصلاً تو خودِ خودِ خودِ "همه‌ای"
اونقدَر برام زیادی که کنارِ قشنگیِ بودنت خودمو کم میارم.
من،
بانوی شهر آشوب،
آشوب آرامشی‌ام که عطر نفسات تو وجودم جا می‌ذاره ...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis

فرشته رحمانی

شاعر آزمایشی انجمن
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
171
پسندها
632
امتیازها
3,863
مدال‌ها
7
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #10
دلیل لبخند بی‌گاهِ من و پاییزِ داغِ امسال،
نمی‌دونی چه حالیه وقتی تو آتیش بازی آغوشت گمم…
می‌خوام مثِ خانجون هرچی عشقه خرج دوست‌دارمای حصار شده تو چشات کنم

آخه خانجون می‌گفت مرده و غرورش
می‌گفت مرد وقتی عاشق میشه با دلنگرونیاش تصدقت میره
با چشاش هزار مرتبه فریاد میزنه دوستت دارم
با اخم و بونه‌گیریاش دلتنگی رو معنی میکنه
آره تصدقت،
میخوام مثِ روزای دور خانجون، بشینم آیه‌های عشقی که تو چشات حصار کردی تفسیر کنم!
تو بشو تجلّی عشق
من بشم مفسِّر نگات
تو بشو مرد دلتنگِ دل‌نگرونِ عاشق که وقتی رادیو آهنگ دلت رو می‌خونه، صداشو بلند می‌کنی تا به گوشِ دلم برسه
من می‌شم زنی که بوی خوش قورمه سبزی و دمپختکش میگه چقدَر وقت صرف خواستنت کرده.

باشه دلی جان؟!
باشه تصدقت؟!
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] Pardis
عقب
بالا