داداشم چندوقت پیش مریض شده بود از ترس اینکه کرونا باشه بیستوچهار ساعته ماسک میزدم و تا چشام میکشیدمش بالا و سوییشرتمو میپوشیدم و دومتر اونور ترش میشستم و تا یکم پیشم میشست سریع خودمو و صورتمو با الکل آب میکشیدم یهبار حواسم نبود چشمم باز بود الکل زدم ینی سوختا بعد اون جرات نمیکنم برم سمت الکل