شیطنت‌های اختصاصی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Sepideh.T
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 24
  • بازدیدها بازدیدها 1,465
  • کاربران تگ شده هیچ

Sepideh.T

کاربر برتر
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
20/4/19
ارسالی‌ها
2,487
پسندها
18,955
امتیازها
53,173
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • #1
خب خب
دیدین بعضی‌کارها و شیطنت‌ها هست که دیگه همه به اسم شما می‌شناسنش‌ و اگر اون شیطنت اتفاق بی‌افته همه فکر می‌کنن‌ که کار شماست، خب باید این‌جا بگینش‌
بسم الله

@Raha ♡
@Raha 1382
@مریم بانو
@Rasta_nE
@RADI
@Daniel.G_M
@ALVIN
@saba⸙
به حرمت تگ کردنم‌ جواب بدین :24: :24:
 

Rastaa

کاربر فعال
سطح
33
 
تاریخ ثبت‌نام
16/10/19
ارسالی‌ها
790
پسندها
39,846
امتیازها
58,173
مدال‌ها
17
  • #2
شیطنت خاصی ندارم من خودم از بقیه یاد میگیرم :458071-43334d713ad235cc803ee5474567490d:
 
امضا : Rastaa

Melica_K

کاربر فعال
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
10/6/19
ارسالی‌ها
1,117
پسندها
6,602
امتیازها
23,673
مدال‌ها
13
سن
24
  • #3
وسیله برقی بسوزه میندازن تقصیر من! چون همه رو باز میکنم از نوع میچینم! مثل موس!

+
پرینتر هم همین طور! /:
 
امضا : Melica_K

قمر

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
17/9/19
ارسالی‌ها
8,476
پسندها
59,901
امتیازها
96,873
مدال‌ها
57
  • مدیر
  • #4
هیچ شیطنتی نی
:hanghead:ایقد دختر خوبیم من
یواشکی یواشکی کارام رو انجام میدم کسی نفهمه
 
امضا : قمر

Sepideh.T

کاربر برتر
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
20/4/19
ارسالی‌ها
2,487
پسندها
18,955
امتیازها
53,173
مدال‌ها
28
  • نویسنده موضوع
  • #5
مزاحم تلفنی شدن
یواشکی عکس و فیلم گرفتن از بقیه
ببخشید که هی تگت‌ می‌کنم
ولی کنجکاوممممممممممممم
کنجکاوووووووووووووووو

@*SHAKIBAgh*
 

Vini.

کاربر حرفه‌ای
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
18/6/19
ارسالی‌ها
1,824
پسندها
16,126
امتیازها
40,573
مدال‌ها
20
  • #6
خیس کردن این و اون
تف کردن ت چای (ک البته معمولا نمیفهمن:/)
دعوا :straight-face:
 

مریم بانو

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
21/4/20
ارسالی‌ها
3
پسندها
46
امتیازها
30
سن
28
  • محروم
  • #7
سال آخر راهنمایی بودم که معلم ریاضی جدید اومده بود وخیلی سخت می گرفت قرار بود آزمون بگیره ولی بچه ها درس نخونده بود ند پس نقشه بدی کشیدم خانم معلم همسایه دیوار به دیوار مون بود من شب ها پیشش می رفتم شب که رسید صورتمو با زغال سیاه کردم چادر مشکی قدیمی مامان بزرگم و پوشیدم و موهای مصنوعی و خرابی داشتم سرم کردم دندان مصنوعی بابا جونم و برداشتم شروع به در زدن کردم صدام و ترسناک کردم خانم گفت کیه گفتم خاله جان بیا کارت دارم درو که بازکرد منو با وضعیت دید غش کرد سریع رفتم وسایل و گم و گور کردم خانم و به هوش آمد گفت اون پیر زن و ندیدی گفتم نه تازه شب براش داستان ترسناک گفتم بیچاره فردا از ترس نیومد وما از امتحان در رفتیم سال بعد معاون مدرسه دبیرستان شدم خدا وکیلی حالم و گرفت
 

HaNa_Ne

رو به پیشرفت
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
25/4/20
ارسالی‌ها
118
پسندها
883
امتیازها
4,953
  • #8
خراب شدن وسایل خواهربزرگم!!
 
امضا : HaNa_Ne

Tara.A

کاربر فعال
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
24/3/20
ارسالی‌ها
121
پسندها
1,320
امتیازها
9,703
مدال‌ها
9
  • #9
خوب
این شیطنتم مربوط میشه وقتی سال اول دبیرستان بودم
اون موقع برادرم نامزد داشت ومن از اینکه می دیدم بردارم به یکی دیگه محبت می‌کنه حرصم گرفت رفتم یه سیم‌کارت جدید برداشتم به زن بردارم پیام میدادم که من با شوهرش دوستم خلاصه پیام های عاشقانه اینا می فرستادم
اخرشم بردارم فهمید حسابی تنبیه هم کرد :458167-d89ed67830efef3653fce584f5cd5ea6: :roflym:
 
امضا : Tara.A

*SHAKIBAgh*

پرسنل مدیریت
مدیر تالار معماری
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
25/6/18
ارسالی‌ها
4,466
پسندها
29,218
امتیازها
69,873
مدال‌ها
27
  • مدیر
  • #10
مزاحم تلفنی شدن
یواشکی عکس و فیلم گرفتن از بقیه
ببخشید که هی تگت‌ می‌کنم
ولی کنجکاوممممممممممممم
کنجکاوووووووووووووووو

@*SHAKIBAgh*
همیشه یه کاری میکنم و تا گندش در میاد فرار میکنم
 
امضا : *SHAKIBAgh*
عقب
بالا