یه دوست چیني داشتم مریض شد براي عیادتش رفتم بیمارستان کنار تختش واسادم بهم گفت: چینگ چونگ چَن چووون… و جون داد
براي ترجمه این جمله رفتم چین اونجا از یه مرد چیني معنیش رو پرسیدم بهم گفت یعني پاتو از رو شیلنگ اکسیژن وردار
خدا بیامرزه ننجونمو، تا این آخریا بهش میگفتیم برات مایکروویو بخریم میگفت نمیخواد نازایی میاره
یکیم نبود بهش بگه مادر جان اخه این سن چه نازایی سه جین بچه زاییدی فدات شم