- تاریخ ثبتنام
- 28/3/20
- ارسالیها
- 75
- پسندها
- 5,897
- امتیازها
- 20,578
- مدالها
- 9
- سن
- 24
زارت/=در یکمِ ماه جَوگیر شد و خواست پرواز کند اما وقتی از سکویِ باغچه پرید با صورت داخلِ خاک فرو رفت و حرکت کرمها در کنارِ صورتش را حس کرد
جرئت
بدبخت
دروغ
زارت/=در یکمِ ماه جَوگیر شد و خواست پرواز کند اما وقتی از سکویِ باغچه پرید با صورت داخلِ خاک فرو رفت و حرکت کرمها در کنارِ صورتش را حس کرد
جرئت
بدبخت
دروغ
بدبخت جرئت دروغ گفتنم ندارهدر یکمِ ماه جَوگیر شد و خواست پرواز کند اما وقتی از سکویِ باغچه پرید با صورت داخلِ خاک فرو رفت و حرکت کرمها در کنارِ صورتش را حس کرد
جرئت
بدبخت
دروغ
سیب و سس و چسب رو با هم قاطی کردمبدبخت جرئت دروغ گفتنم نداره
سیب سس چسب
مار به نوشابه زمزم بغل لاستیک ماشین نیش زد.سیب و سس و چسب رو با هم قاطی کردم
نیش. زم زم. لاستیک
قورمهسبزی جوری در فضا پخش شد که تمامِ زمین و سقف در چند لحظه بعد از بوی خوشش مزیّن گشتندمار به نوشابه زمزم بغل لاستیک ماشین نیش زد.
زمین، سقف، قرمه سبزی

ببر برای این که گراز رو پیدا کنه راهی مدرسه شد.قورمهسبزی جوری در فضا پخش شد که تمامِ زمین و سقف در چند لحظه بعد از بوی خوشش مزیّن گشتند
ببر
گراز
مدرسه
فاصله میز تا یخچال را با آخرین توانِ خود طی میکنم... اما فقط سالادی که از دیشب مانده به من و گرسنگیام چشمک میزند!ببر برای این که گراز رو پیدا کنه راهی مدرسه شد.
میز، یخچال، سالاد
مار به نوشابه زمزم بغل لاستیک ماشین نیش زد.
زمین، سقف، قرمه سبزی
قورمهسبزی جوری در فضا پخش شد که تمامِ زمین و سقف در چند لحظه بعد از بوی خوشش مزیّن گشتند
ببر
گراز
مدرسه
یخچال رو از تو سالادا در اوردم و میز رو گذاشتم توش/=ببر برای این که گراز رو پیدا کنه راهی مدرسه شد.
میز، یخچال، سالاد
لامپ آنقدر گرما تولید میکرد که گرمم شد، پس فرفره را فوت کردم تا بچرخد و من را خنک کند.... اما لامپ قهر کرد و گفت: اصلا من میروم؟یخچال رو از تو سالادا در اوردم و میز رو گذاشتم توش/=
فرفره. لامپ. قهر

عزیز دلم، تویی خربزه و شلغمملامپ آنقدر گرما تولید میکرد که گرمم شد، پس فرفره را فوت کردم تا بچرخد و من را خنک کند.... اما لامپ قهر کرد و گفت: اصلا من میروم؟
دل
خربزه
شلغم