شعری که به دلت نشسته

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع (Luna)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 35
  • بازدیدها بازدیدها 1,280
  • کاربران تگ شده هیچ

AVA_SEY

کاربر حرفه‌ای
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/20
ارسالی‌ها
1,780
پسندها
16,023
امتیازها
40,573
مدال‌ها
26
  • #21
گفتی به تو گر بُگذرم از شوق بمیری
قربانِ قدت بُگذر و بُگذار بمیرم‍‍..
#شهریار
 
امضا : AVA_SEY

AVA_SEY

کاربر حرفه‌ای
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/20
ارسالی‌ها
1,780
پسندها
16,023
امتیازها
40,573
مدال‌ها
26
  • #22
داروی دردم گر تویی
در اوجِ بیماری خوشم ...!
 
امضا : AVA_SEY

AVA_SEY

کاربر حرفه‌ای
سطح
26
 
تاریخ ثبت‌نام
9/3/20
ارسالی‌ها
1,780
پسندها
16,023
امتیازها
40,573
مدال‌ها
26
  • #23
گاه گویم که
بنالم ز پریشانیِ حالم
باز گویم که عیان‌ست
چه حاجت به بیانم ...؟!
#سعدی
 
امضا : AVA_SEY

NERISSA

کاربر انجمن
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
1/12/20
ارسالی‌ها
202
پسندها
6,478
امتیازها
21,133
مدال‌ها
12
  • #24
ای من ساده
به این جماعت دل خوش نکن،
اینجا دنیای منفعت است!
توقع زیادی است
کسی باشد که تو را
به خاطر خودت بخواهد.
بالاتر از خدا که نیستی!
اینجا خدا را هم
به خاطر وعده‌هایش می‌پرستند.
پروانه حسینی
 
امضا : NERISSA

=(-ZiZi

رو به پیشرفت
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/20
ارسالی‌ها
111
پسندها
655
امتیازها
3,803
مدال‌ها
6
  • #25
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

فاضل نظری
 
امضا : =(-ZiZi

فاطمه گودرزی

نو ورود
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
12/3/22
ارسالی‌ها
20
پسندها
136
امتیازها
490
مدال‌ها
2
  • #26
روزی‌که‌ذره‌ذره‌شوداستخوان‌ِمن
باشد‌هنوز‌در‌دل‌تنگم‌هوای‌تو :)
 
امضا : فاطمه گودرزی

Anoosh.

کاربر فعال
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
748
پسندها
1,456
امتیازها
7,973
مدال‌ها
10
  • #27
کی توان از خلق متواری شدن پس در ملا
مشعله در دست و مشک اندر گریبان داشتن

سنائی
 
آخرین ویرایش

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر حرفه‌ای
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
2,998
پسندها
26,794
امتیازها
53,373
مدال‌ها
36
  • #28
بی‌تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتم پر گشودیم در آن خلوت دل خواسته گشتیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام بخت خندان زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید که به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن
آب آینه‌ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر حرفه‌ای
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
2,998
پسندها
26,794
امتیازها
53,373
مدال‌ها
36
  • #29
چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

بنیامین دیلم
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر حرفه‌ای
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
2,998
پسندها
26,794
امتیازها
53,373
مدال‌ها
36
  • #30
گفتی به تو گر بُگذرم از شوق بمیری
قربانِ قدت بُگذر و بُگذار بمیرم‍‍

شهریار
 
عقب
بالا