بزرگان تاریخ

  • شروع کننده موضوع parsan
  • تاریخ شروع

parsan

مدیر تالار تاریخ
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
عضویت
7/13/17
ارسال ها
5,903
امتیاز
54,473
محل سکونت
مشهد
چونگ‌جن (چینی ساده‌شده: 崇祯؛ چینی سنتی: 崇禎؛ پین‌یین: Chóng Zhēn؛ انگلیسی: Chongzhen) به معنای فرخنده و ارجمند، نام پادشاهی جو یوجیان ((۶ فوریه ۱۶۱۱–۲۵ آوریل ۱۶۴۴)، شانزدهمین و آخرین امپراتور دودمان مینگ بود. او همچنین پنجمین فرزند امپراتور تایچانگ و برادر امپراتور تیانچی بود.
جو یوجیان در سن ۱۶ سالگی و به دنبال مرگ برادرش امپراتور تیانچی که هیچ وارث مذکری نداشت در ۲ اکتبر ۱۶۲۷ به تخت سلطنت رسید و با نام چونگ‌جن، دوران امپراتوری خود (۵ فوریه ۱۶۲۸–۲۵ آوریل ۱۶۴۴) را آغاز نمود. از آنجا که امپراتور پیشین علاقه‌ای به کشورداری نداشت و بیشتر وقتش را به کار مورد علاقه‌اش نجاری می‌گذراند، ادارهٔ تمام امور کشور در دست خواجهٔ اعظم دربار وی جونگ‌شیان و دایهٔ امپراتور بانو که قرار گرفته بود که با اعمال پلید خود موجبات نارضایتی مردم و زوال بیشتر پادشاهی مینگ را سبب شده بودند. نخستین کاری که امپراتور چونگ‌جن پس از به قدرت رسیدن انجام داد عزل آن دو و گرفتن امور کشور در دست خود بود. او تمام سعی خود را به کار بست تا دودمان مینگ را احیا کند ولی خزانهٔ سلطنتی به دلیل سال‌ها فساد درباریان خالی بود و امکان به کار گیری افراد شایسته در منصب‌های مهم وجود نداشت. از سوی دیگر، منچوها به رهبری خوانگ تای‌جی از ضعف دولت مرکزی مینگ استفاده کرده و مرزهای شمال شرقی کشور را مورد تاخت و تاز خود قرار داده بودند. در چنین شرایطی که مردم از یک سو مورد هجوم دشمن قرار داشتند و از سوی دیگر با قحطی ناشی از خشکسالیهای پی در پی دست و پنجه نرم می‌کردند، دولت برای تأمین هزینه هایخود مالیات دریافتی از مردم را افزایش داد و باعث بروز اعتراضات و شورش‌های بسیاری در نقاط مختلف کشور شد که از آن جمله می‌توان به شورش‌های دهقانی به رهبری لی زی‌چنگ اشاره نمود.
در ۱۶۳۰، چونگ‌جن نسبت به وفاداری یکی از ژنرال‌های ارتش خود به نام یوان چونگ‌هوان ظنین شد زیرا خواجگان اسیر شده به دست منچوها که موفق به فرار شده بودند به ام‍پراتور اطلاع دادند که ژنرال یوان با دشمن همکاری می‌کند. در واقع این اتهام پاپوشی بود از سوی منچوها برای از میان برداشتن یوان چونگ‌هوان زیرا او تواناترین ژنرال ارتش مینگ در عقب نگاه داشتن منچوها بود و با وجود او امکان فتح کشور چین وجود نداشت. سرانجام ژنرال یوان در همان سال به جرم خــ ـیانـت به کشور محکوم به مرگ به روش قطعه قطعه کردن آرام گردید و این اعدام علاوه بر ایجاد شورش و ناآرامیهای بیشتر در کشور، نشانگر نابودی حتمی سلسه مینگ به دلیل نبود فرمانده‌ای توانا برای مقابله با منچوها نیز بود. پس از اعدام ژنرال یوان چونگ‌هوان، وو سن‌گویی جانشین او شد.
در روز ۲۴ آوریل ۱۶۴۴، گروه عظیمی از شورشیان به رهبری لی زی‌چنگ موفق به تصرف بیجینگ، پایتخت امپراتوری شدند. امپراتور چونگ‌جن با به صدا درآوردن زنگ مخصوص خواهان حضور وزرایش برای برگزاری جلسه‌ای اضظراری شد ولی هیچ‌کس نیامد. چونگ‌جن که می‌دید سلسلهٔ مینگ به پایان خود رسیده است، با جمع کردن تمام خاندان سلطنتی، از آنها، به جز پسرانش، خواست تابه جای تسلیم شدن به زندگی خود پایان دهند. ملکه خود را حلق‌آویز کرد و دیگر زنان و دخترانش را نیز خود کشت. اما شاهزاده‌خانم چانگ‌پینگ در برابر فرمان پدرش مقاومت نمود و امپراتور که خشمگین شده بود دست چپ او را قطع نمود.
سرانجام در بامداد روز ۲۵ آوریل ۱۶۴۴، چونگ جن در حالیکه موهایش آشفته، آستین لباسش آغشته به خون و تنها یک کفش به پا داشت همراه با وانگ چنگ‌ئن، خواجهٔ اعظم و وفادار به امپراتور از شهر ممنوعه خارج شده و به سمت باغ سلطنتی جینگ‌شان که در شمال آن قرار داشت فرار می‌کند. از تپهٔ میشان بالا می‌رود و با کمک وانگ چنگ‌ئن خود را بر درخت پاگودایی که رو به شهر ممنوعه دارد و در دوران امپراتوری چینگ به درخت ادیب چینی گنهکار شهرت یافت∗ دار می‌زند و با مرگ خود به سلسلهٔ مینگ پایان می‌دهد.
 

parsan

مدیر تالار تاریخ
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
عضویت
7/13/17
ارسال ها
5,903
امتیاز
54,473
محل سکونت
مشهد
چِنگ خه یا چِنگ هه (به چینی:鄭和، به خط پینیین: Zheng He) با نام اصلی حاجی محمود شمس، نام دریاسالار و مکتشف مسلمان و از خوارزمیانِ ایرانی‌ چینی (۱۳۷۱-۱۴۳۳ میلادی) است که در سده ۱۵ میلادی می‌زیست. نامداری او به جهت سفرهای دریایی او به آب‌های غربی می‌باشد.
ژنگ هه در سال ۱۳۷۱ میلادی با نام اصلی ما سنبائو در شهر کونیانگ واقع در ایالت یونان چین زاده شد. خانواده او از قبیله مسلمان سمو (یا سمور Semur) بودند. نیای ششم ژنگ هه که سید شمس الدین عمر نام داشت ،از ترکان خوارزم در بخارا بود و به دستور قوبلای خان امپراتور مغول چین به حکمرانی ایالت یون‌نان گمارده شد.
ما نام خانوادگی اصلی ژنگ هه مشتق از نام مسعود پنجمین پسر سید شمس الدین عمر است. میرتکین، پدر و خرم‌دین، پدربزرگ ژنگ هه هر دو به زیارت حج نائل گردیدند و شاید داستان‌های سفرهای آنان در برانگیختن حس ماجراجویی ژنگ هه بی‌تأثیر نبوده‌اند.
با حمله ارتش امپراتوری مینگ به ایالت یون‌نان ما سنبائو جوان به اسارت در آمد و بعد از مقطوع‌النسل شدن (به سن سیزده سالگی) برای خدمت به دربار امپراتوری روانه گردید. نام ژنگ هه توسط امپراتور یونگله به دلیل بروز شایستگی در جنگ به وی اعطا گردید. ژنگ هه در آموزشگاه سلطنتی چین به تحصیل پرداخت و مدارج ترقی را طی نمود.
ژنگ هه فرماندهی ناوگان امپراتوری چین را دست کم طی هفت سفر دریایی به عهده داشت. جاوه و سوماترا، هند، ایران و خلیج فارس، دریای سرخ و بخش‌های مختلفی از آفریقا و جنوب شرقی آسیا از جمله مناطقی هستند که توسط ناوگان چین به رهبری ژنگ هه مورد کاوش قرار گرفتند. گروهی معتقدند که ناوگان او حتی به قاره آمریکا و استرالیا نیز رسید. ژنگ هه و همراهان او شرح مشاهدات خود و نقشه مکان‌های مورد بازدیدشان را به صورت گزارش ثبت می‌نمودند که بخش‌هایی از این گزارش‌ها باقی‌مانده‌اند.
برخی معتقدند که افسانه سندباد اقتباسی است از زندگی ژنگ هه و در این مورد بویژه به تشابه اسمی او (ما سنبائو) و نیز تعداد سفرهای او (هفت سفر) استناد می‌نمایند. ژنگ هه طی آخرین سفر دریاییش در گذشت و پیکرش براساس رسم دریانوردان چینی پس از سوزانده شدن به آب دریا سپرده شد. آرامگاهی نیز در پکن برای او ساخته شد که البته خالی از پیکر او بود.
 
آخرین ویرایش

Lee.NarXeS:)

کاربر ویژه
کاربر ویژه
عضویت
3/11/19
ارسال ها
395
امتیاز
12,063
محل سکونت
جاده چالوس، اولین دو راهی سمت راست، زیر درخت سوم!
مردونیه
فرمانده ارتش خشایار شا در لشکرکشی به یونان
در گذشت: 479 پیش از میلاد
مردونیه پسر گوبریاس بود و گوبریاس یکی از نجیب زادگانی بود که در رسیدن داریوش به تاج و تخت نقش داشت. از این رو داریوش بزرگ یکی از دختران خود را به همسری مردونیه در آورد. او در جریان شورش شهر های ایونا در سالهای 499-494 پیش از میلاد، مردونیه را به آنجا فرستاد. مردونیه به کمک آرتافرنه، ساتراپ لیدیا، نظم را در ایونا برقرار کرد. سپس سرزمین تراکیه و مقدونیه را در 492 پیش از میلاد به زیر فرمان داریوش در آورد.
مردونیه در لشکرکشی خشایار شا به یونان در 480 پیش از میلاد همراه او بود. به گزارش هرودوت، او خشایار شا را برای جنگ با آتن بر انگیخت. پس از پیروزی نیروی زمینی خشایار شا بر سپاه اسپارت و دست یافتن به آتن، نیروی دریایی خشایار شا در سالامین بسیار آسیب دید. مردونیه به شاهنشاه پیشنهاد کرد که به پارس باز گردد و پنجاه هزار سرباز زبده به او بسپارد تا بتواند آتنی ها را شکست دهد. این پیشنهاد پذیرفته شد و شاهنشاه به ایران بازگشت.
مردونیه زمستان را در تسالیا (شمال یونان) گذراند و کوشید تا با کمک اسکندر یکم، پادشاه مقدونیه، آتنی ها را به پذیرش خواست ایرانیان وادار کند. پس از شکست گفت و گو های سیاسی، ایرانیان در بهار 479 پیش از میلاد بار دیگر بر آتن دست یافتند. سپس مردونیه به آتنی ها پیشنهاد صلح داد، اما آنها نپذیرفتند. سپاه ایران در دشت پلاته با جنگجویان آتنی روبه رو شد.
مردونیه در این جنگ کشته شد و بازماندگان به رهبری آرتاباز به ایران بازگشتند.

اولین پیشروی هخامنشیان به سوی آتن در زمان داریوش یکم و به فرماندهی مردونیه انجام شد.
چون نیروی دریایی ایران هنگام دور زدن شبه جزیره ی کوهستانی آتوس با وزش باد شدید رو به رو شد، آسیب دید. از این رو، داریوش مردونیه را از فرماندهی بر کنار کرد و سرداران دیگری را به سوی آتن فرستاد. ایرانیان خواهان جنگ با آتن نبودند و فقط میخواستند اتنی ها از زمینه سازی برای شورش در سرزمین های زیر فرمان هخامنشیان بپرهیزند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

parsan

مدیر تالار تاریخ
عضو کادر مدیریت
مدیر تالار
عضویت
7/13/17
ارسال ها
5,903
امتیاز
54,473
محل سکونت
مشهد
بی بی استر آبادی

[IMG]

معایب الرجال، سایت دانشگاه هاروارد بی*بی خانم استرآبادی

نویسنده و طنزنویس
تولد ۱۲۳۶ خورشیدی، استرآباد گرگان
مرگ سال۱۳۰۰
بی*بی فاطمه استرآبادی معروف به بی*بی*خانم استرآبادی از نخستین زنانی بود که در عصر مشروطه با امضای زنانه بی*بی در نشریه*های مشروطه مانند حبل*المتین و تمدن مقاله می*نوشت.
مادر بی*بی خانم٬ ملاباجی یا معلم مکتب*خانه دخترانه دربار قاجار بود.
او قلم تند و طنزآمیزی داشت. چند سال بعد از آنکه رساله تأدیب نسوان با قلمی نا*شناس چاپ شد٬ او رساله معایب الرجال را نوشت که طنزی بود در پاسخ به مقاله تأدیب نسوان.
او در این کتاب درباره روابط زنان با شوهرانشان در خانه توصیه*هایی را مطرح می*کند.
در بخش دوم معایب الرجال نوشته است: "زخم زبان بد*تر از زخم سنان است. حق است این سخن، حق نشاید نهفت. آنچه زخم زبان کند با مرد٬ هیچ شمشیر جان ستان نکند. اما از روی انصاف در هیچ عهد و زمانی و در هیچ زمین و مکانی به کسی مثلاً شده است که گفته باشد قربانت بگردم، او در جواب بگوید زهرمار؟ تا مرد خود صد مرتبه زخم زبان به زن چندان نزند و زن را ملجاء نکند، زن یک مرتبه جواب زشت ندهد. جواب هر جفنگی یک جفنگ است، کلوخ انداز را پاداش سنگ است!''
خانم استرآبادی اولین مدرسه دخترانه تهران را با نام مدرسه دوشیزگان در سال ۱۲۸۵ شمسی هم*زمان با انقلاب مشروطه تأسیس کرد. این مدرسه در خانه شخصی بی*بی*خانم برپا شد.
با کودتا علیه مشروطه و به دنبال فضای بسته سیـاس*ـی٬ برخی از افراد که مخالف تحصیل زنان بودند٬ مدرسه را مرکز فساد خواندند و به آن حمله کردند.
از خاطرات افضل وزیری دختر بی*بی*خانم نقل شده است که یکی از روحانیان در حرم شاهزاده عبدالعظیم بر سر منبر گفته بود "بر این مملکت باید گریست که در آن دبستان دوشیزگان باز شده است."
در ادامه فشار*ها برای بسته شدن مدرسه دوشیزگان٬ خانم استرآبادی نزد وزیر معارف می*رود. وزیر معارف به او می*گوید نام مدرسه را از دوشیزگان تغییر بدهد و فقط به دختران ۴ تا ۶ ساله آموزش بدهد. به ناچار بی*بی خانم برای باز نگه داشتن مدرسه این شرط*ها را اجرا می*کند.
 

بالا