آموزشی آموزش عناصر داستاني

  • نویسنده موضوع - rahAvard -
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 5
  • بازدیدها 355
  • Tagged users هیچ

- rahAvard -

پرسنل مدیریت
مدیر ازمایشی معماری
تاریخ ثبت‌نام
19/1/21
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
8,672
امتیازها
27,673
مدال‌ها
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
پیرنگ:
پیرنگ، یا خط داستانی، اغلب به عنوان یکی از عناصر بنیادین ادبیات داستانی برشمرده می‌شود. پیرنگ عبارت‌است از ساخت و پرداخت کنش‌های یک داستان. در سطح خرد، پیرنگ مجموعه‌ای‌ست از کنش‌ها و واکنش‌ها، یا محرک‌ها و پاسخ به محرک‌ها. در سطح کلان پیرنگ آغاز، میانه و پایان دارد. اغلب آن را با نموداری کمان شکل با خطوط زیگ‌زاگی برای نمایش اوج و فرود کنش داستان ترسیم می‌کنند. در سطح میانه، ساختار پیرنگ متشکل است از صحنه و پایان‌بندی. صحنه واحدی از درام است که در آن کنش واقع می‌شود. سپس، نوعی تحول یا گذار از موقعیت فعلی صورت می‌گیرد و در پی آن پایان‌بندی می‌آید: جمع‌بندی و پیامد داستان.

مقدمه‌چینی:
مقدمه‌چینی به معنای خلق موقعیت داستانی اولیه است. دراین مرحله صحنه به شیوه‌های گوناگون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

- rahAvard -

پرسنل مدیریت
مدیر ازمایشی معماری
تاریخ ثبت‌نام
19/1/21
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
8,672
امتیازها
27,673
مدال‌ها
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
کنش صعودی:
کنش صعودی، عنصر روایی یک اثر داستانی‌ست که از پس مقدمه‌چینی می‌آید و به نقطه اوج داستان می‌انجامد. کنش صعودی معمولاً به منظور ایجاد تعلیق تا رسیدن به نقطه اوج به کار می‌رود و نباید آن را با میانه داستان اشتباه کرد. هر آنچه بعد از نقطه اوج می‌آید را کنش فرودی می‌نامند.

در یک اثر داستانی، نقطه اوج جایی است که قهرمان با جدی‌ترن چالش خود مواجه می‌شود. چالشی که اجتناب ناپذیر است و بیم آن می‌رود که به شکست قهرمان بینجامد. نقطه اوج برای مخاطب غافلگیرکننده است و او را وامی‌دارد داستان را با اشتیاق تا پایان دنبال کند. نقطه اوج اغلب از سه بخش تشکل شده‌است. شخصیت دچار تغییر می‌شود، چیزی در مورد خودش یا یک شخصیت دیگر کشف می‌کند و مضمون داستان آشکار می‌شود.
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

- rahAvard -

پرسنل مدیریت
مدیر ازمایشی معماری
تاریخ ثبت‌نام
19/1/21
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
8,672
امتیازها
27,673
مدال‌ها
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
کشمکش:
کشمکش عنصری ضروری در ادبیات داستانی‌ست و به معنای چالشی است که قهرمان با آن روبه‌رو می‌شود و در تمام گونه‌های ادبیات کاربرد دارد. انواع کشمکش را بر اساس ویژگی‌های قهرمان و ضدقهرمان معمولاً به این شکل طبقه‌بندی می‌کنند:

انواع کشمکش (درگیری):

اغلب کشمکش را به پنج گونه اصلی تقسیم می‌کنند. در دوران مدرن فرد علیه ماشین یا فرد علیه تکنولوژی هم به این طبقه‌بندی افزوده شده است.


  1. فرد علیه خود
  2. فرد علیه فرد
  3. فرد علیه جامعه
  4. فرد علیه طبیعت
  5. فرد علیه فراطبیعت
  6. فرد علیه ماشین/تکنولوژی

شخصیت:
شخصیت‌پردازی را یکی از عناصر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

- rahAvard -

پرسنل مدیریت
مدیر ازمایشی معماری
تاریخ ثبت‌نام
19/1/21
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
8,672
امتیازها
27,673
مدال‌ها
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
گونه‌های مختلف شخصیت‌های داستانی از این قرارند:

  • شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، با او همدردی می‌کند و از او طرفداری می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.
  • قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف غایی داستان نائل شود. در شیوه داستانگویی غربی، قهرمان عموماً شخصیت اصلی داستان است.
  • ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان قد علم می‌کند.
  • شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار تغییر محسوسی نمی‌شود.
  • شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.
  • شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات درست در نقطه مقابل قهرمان...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

- rahAvard -

پرسنل مدیریت
مدیر ازمایشی معماری
تاریخ ثبت‌نام
19/1/21
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
8,672
امتیازها
27,673
مدال‌ها
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
ترتیب زمانی:
تمام رویدادها به ترتیبی رخ می‌دهند که در متن آمده‌است. ممکن است اشاره‌هایی به گذشته یا آینده وجود داشته باشد، اما بازگشت به گذشته یا آینده در کار نیست.

بازگشت به گذشته:
بازگشت به گذشته یا فلاش‌بک یعنی به میان آوردن صحنه‌ای که روایت را از زمان فعلی داستان به زمانی در گذشته برمی‌گرداند. از فلاش‌بک اغلب به منظور بازنمایی رویدادهایی استفاده می‌شود که از نظر زمانی مقدم بر خط توالی اتفاقات داستان رخ داده‌اند و یا اطلاعاتی ضروری در مورد پیش‌داستان (آنچه قبل از شروع داستان رخ داده) به دست می‌دهند. فلاش‌بک‌های مبتنی بر شخصیت، رویدادهای مهمی را از گذشته شخصیت بازگو می‌کنند که در رشد و گستردگی شخصیت نقش داشته‌است.

درست در نقطه مقابل، بازگشت به آینده یا فلاش‌فوروارد، رویدادهایی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

- rahAvard -

پرسنل مدیریت
مدیر ازمایشی معماری
تاریخ ثبت‌نام
19/1/21
ارسالی‌ها
1,258
پسندها
8,672
امتیازها
27,673
مدال‌ها
22
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #6
درون‌مایه (تم):
درون‌مایه یا تم عصاره مفهومی داستان است و اغلب آن را یکی از عناصر بنیادی ادبیات داستانی می‌دانند. مفهوم یا ایده محوری داستان که عنصر وحدت‌بخش داستان هم است. اگر بپرسند «ازاین داستان چه چیزی یادگرفتید؟» پاسخ همان درونمایه یا تم خواهد بود.

سبک:
سبک چیزی نیست که نوشته شده بلکه چگونه نوشتن آن است. سبک در ادبیات داستانی به قراردادهای زبانی اشاره دارد که در ساختمان اثر به کار می‌روند. داستان‌نویس ممکن است بیان، ساختار جمله، جمله‌بندی، گقت‌وگو نویسی، یا سایر جنبه‌های زبانی را دستکاری کند تا سبک یا حال و هوای به خصوصی را خلق کند.
 
بالا