-یه بار سِکسِکه گرفته بودم بند نمیومد، مامانم تو اینترنت سرچ کرد دید راه درمانش ترسونده؛
فداش بشم رفت سر شلوارم داد زد این چیه؟؟!!!
یجوری ترسیدم که سکسکه ام بند اومد هیچ، شب ادراریم گرفتم...
احساس کمبود محبت می کردم
رفتم توی دستمال بتادین ریختم
جلوی مامانم توش سرفه کردم
گفتم مامان از دهنم خون اومد
گفت از بس میشینی پای این اینترنه بی صاحاب
از اون ورم ابجی کوچیکه داشت بالا وپایین میپریدو میگفت اخ جون اگه بمیره اتاقش واسه من میشه
داره رعد و برق میزنه مامانم میخواد بره پشت بوم لباسارو جمع کنه
میگه وای چه رعد و برقی نکنه برق بگیرتم ؟!؟!؟!
پاشو تو برو
ینی دهنم وا موند از این حرف مامانم …
من سر راهیم ، میدونم !