دفتر درددل دفتر درد دل | کاربر فرفری؛

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع FATEMEH ASADYAN
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 13
  • بازدیدها بازدیدها 919
  • کاربران تگ شده هیچ

ستین؛

نویسنده انجمن
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
16/1/21
ارسالی‌ها
1,101
پسندها
25,413
امتیازها
46,073
مدال‌ها
31
سن
21
  • #11
جناب میم.عین...سلام.
بارها گفته بودم که اگر این "من" در قالب یک انسان نبود، حتماً نهنگ می‌شد. یک روز کاملاً ناگهانی به سمت ساحل شنا می‌کرد و با هر دلیل و تلاش دیگه‌ای طرف آب نمیومد. برای آخرین بار از تاریکی عمقِ دریا دور میشد و نور خورشید رو می‌دید، حتی اگر به قیمت تموم شدنش، تموم میشد.
نهنگی که همیشه از غرق شدن توی آب می‌ترسید اما توی هوا غرق می‌شد.
جناب میم من روزی رو می‌بینم که در نهایت نهنگ‌ها از دست‌هایم خون بالا خواهند آورد.
و این افکار سیاه مرا رها نخواند کرد...
 
امضا : ستین؛

ستین؛

نویسنده انجمن
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
16/1/21
ارسالی‌ها
1,101
پسندها
25,413
امتیازها
46,073
مدال‌ها
31
سن
21
  • #12
من یه عالمه موسیقی تو موبایلم دارم که قبلاً عاشقشون بودم ولی حالا وقتی پخش می‌شه خودمو به آب و آتیش می‌زنم که صدای لعنتیشو خفه کنم. جالب این‌جاست هنوزم که هنوزه حذفشون نکردم و مطمئنم که بعداً هم نمی‌کنم.
چی عوض شده؟ من؟ اون موسیقی؟ موبایلم؟ حس و حالم؟ یا چی؟
اون موسیقی‌ها شبیه خیلی از آدما تو زندگین. قبلاً دوستشون داشتیم ولی از یه جایی به بعد حتی فکر کردن بهشون هم آزارمون میده. با این حال هیچ‌وقت از زندگی حذفشون نمی‌کنیم. همیشه موندگارن، مثل لکه‌ی چرک مرده‌ی قهوه روی یه پیرهن سفید...
 
امضا : ستین؛

ستین؛

نویسنده انجمن
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
16/1/21
ارسالی‌ها
1,101
پسندها
25,413
امتیازها
46,073
مدال‌ها
31
سن
21
  • #13
یادمه همیشه توی کتابای درسی می‌گفتن انسان دنبال جاودانگیه.
و بعد فکر می‌کردم من با این همه دوست داشتن زندگی، واقعاً دنبال جاودانه بودنم؟ دنبال اینکه همیشه زندگی کنم و زنده بمونم؟ و جوابم یک "نه" بزرگ بود.
گاهی اوقات با خودم می‌گفتم بهشت یعنی چی؟ یعنی هر کی به اونجا بره تا ابد خوشبخته؟ اصلاً چرا انسان می‌خواد ابدی باشه؟ چرا می‌خواد زندگیش تموم نشه؟
کسی که به بهشت میره؛ خسته نمی‌شه از اون حجم وسیعی از خوشبختی؟ حوصله‌ش سر نمیره که همیشه بدون غمه و حوریا دورش می‌چرخن؟ که تا دلش بخواد میتونه سیب و انار میل کنه؟ اصلاً دل‌زده نمی‌شه از این‌که این همه زندگی کرده و قراره بکنه؟ بالأخره آدم باید یه جایی و در یک نقطه‌ای تموم بشه...نه؟
 
آخرین ویرایش
امضا : ستین؛
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] F.Śin

ستین؛

نویسنده انجمن
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
16/1/21
ارسالی‌ها
1,101
پسندها
25,413
امتیازها
46,073
مدال‌ها
31
سن
21
  • #14
سه یا چهار سال پیش، ۱۷ ساله‌ای بودم که روزی از اینجا رفتم. به امید اینکه وقتی برگردم آدم مفیدتری باشم.
قرار بود منِ حالا، آدم شادتری باشد. تعداد کتاب‌های بیشتری خوانده و حداقل چند افتخار و پیشرفت در زندگی‌اش داشته باشد.
و حالا که به خودم و این چند سال گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم که من تمام این سال‌ها فقط تلاش کرده‌ام زنده بمانم. شب‌های زیادی را تا بامداد فقط به سقف خیره‌ شده‌ام. صبح‌های زیادی این تنِ سنگین را به هر سختی که بود از تخت جدا کرده و سعی کردم تنها نفس بکشم، بخورم و بیاشامم. همین "کارهای انسانی ساده" برایم کابوس‌هایی شده‌اند که هر روز مجبور به تکرار کردنشان هستم‌.
راستش جناب میم‌عین، زندگی از آن دسته چیز‌هایی‌ست که در اوج خواستن نمی‌خواهمش. کاش دنیا به منی که همیشه درگیر "بقا"...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ستین؛
عقب
بالا