#چاربیدیس از جمله موجودات افسانه ای یونان باستان است ، که تصور می شود دختر #پوزیدون و #گایا باشد. #چاریبدیس در واقع مانند یک گرداب دریایی به نظر می رسید که در انتهای آن ، دندان هایی بزرگ و خشن در انتظار بلعیدن کشتی ها و ملوانان بودند.
منبع: سایت مینی بیاب
او در اسطورهها اغلب بهعنوان دختر پوزیدون، خدای دریا، و گایا، الهه زمین، معرفی میشود. روایت میگوید که چاربیدیس به دلیل طمع خود در گسترش قلمرو پدرش، پوزیدون، بخشهایی از زمین زئوس را بلعید تا دریاها را فراختر کند. زئوس از این کار خشمگین شد و او را با صاعقهای آتشین به دریا افکند و به هیولایی وحشتناک تبدیل کرد تا تاوان حرص خود را با بلعیدن آبهای دریا بپردازد. از آن زمان چاربیدیس هر روز سه بار آب دریا را در خود فرو میکشد و سپس بیرون میدهد، و همین عمل او موجب پیدایش گردابهای عظیمی در میان آبها میشود.
به باور دریانوردان باستان، چاریبدیس در تنگه باریک میان سیسیل و ایتالیا، درست روبهروی اسکولا زندگی میکرد. عبور از این تنگه به معنای گرفتار شدن میان دو خطر بود: از یکسو اسکولا که ملوانان را با چنگالهایش میدرید و از سوی دیگر چاریبدیس که کشتیها را در یک مکش عظیم میبلعید. این تصویر بعدها ضربالمثلی شد برای موقعیتی که انسان بین دو خطر گیر میافتد، همانند ضربالمثل «از چاله به چاه»در روایت هومر از اودیسه، اولیس تلاش میکند مسیر میان این دو هیولا را انتخاب کند و عقلانیترین تصمیمش این است که خود را به اسکولا نزدیکتر کند، چون چاریبدیس آنقدر نیرومند است که کل کشتی را در یک لحظه نابود میکند. در جایی از داستان که اولیس دوباره از کنار چاریبدیس میگذرد، چنان مکشی ایجاد میشود که او مجبور...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
پژوهشگران اسطورهشناسی باور دارند که چاریبدیس بازتابی از تجربه واقعی دریانوردان باستان از گردابهای شدید طبیعی در تنگه مسینا بوده است، گردابهایی که در اثر برخورد جریانهای مخالف، بادهای شدید و اختلاف سطح آب ایجاد میشد. با این حال وجود «دندانها» و «شکم بلعنده» در توصیفات شفاهی، این پدیده طبیعی را به هیولایی انسانوار تبدیل کرده است. از دیدگاه نمادشناسی، چاریبدیس تجسم نیروهای بلعنده و بازگشتناپذیر طبیعت است؛همان هیولای بیکران که مرز میان جهان انسانی و تاریکی عمیق دریا را مشخص میکند. حضور او در کنار اسکولا همچنین نشاندهنده دوگانههای متضاد در سفرهای قهرمانی یونانی است: انتخاب میان بد و بدتر، عبور از خطر برای رسیدن به بلوغ، و مواجهه با نیروهایی که هیچ مذاکرهای با انسان ندارند.