داستان داستان | نِکروس

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mayar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 0
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

Mayar

کاربر فعال بخش
سطح
2
 
تاریخ ثبت‌نام
28/3/25
ارسالی‌ها
65
پسندها
204
امتیازها
1,023
مدال‌ها
3
  • نویسنده موضوع
  • #1
آلِسیا دِمیچی، او زنی مشهور در دوران رنسانس بود. شهرت او با نقاشی "نکروس" آن پرتره هولناک از موجودی با چشمان بنفش و شاخ‌های سیاه اوج گرفته بود. یک‌ روز، او به پاریس سفر کرد تا در مراسم تقدیر از مجموعه‌ای دیگر از آثارش شرکت کند. هتلی که در آن اقامت داشت، عمارتی قدیمی با راهروهای بلند و کم‌نور بود که سایه‌های رقصانش، گویی از بوم‌های نقاشی خود آلِسیا بیرون خزیده بودند. بوی نم و خاک، مشامش را آزار می‌داد. نیمه‌شب بود. سکوت سنگین اتاق، تنها با صدای ضربان قلب خود آلِسیا شکسته می‌شد و او کم‌کم داشت به خواب می‌رفت. ناگهان، حس سنگینی بر سینه‌اش احساس کرد، انگار وزنه‌ای نامرئی روی او افتاده بود. صدایی شبیه به نفس‌نفس زدن، اما نه از آنِ خودش، در تاریکی پیچید؛ صدایی خشن و مرطوب که انگار از گلویی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : Mayar
عقب
بالا