اشعار کودکانه اشعار کودکانه | شعر درباره اعضای خانواده

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع تاسیان؛
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 8
  • کاربران تگ شده هیچ

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,626
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
توی خانه جنگ است جنگ من با خواهر

پشت بالشتش باز او گرفته سنگر

خرسی ما با اوست من تک و تنهایم

می خورد گاهی تیرتوی دست و پایم

من تفنگم جاروست او تفنگش کفگیر

گوله های جوراب می شود بمب و تیر

ما به هم ساعت هاتیر می اندازیم

هردو مان در این جنگ عاقبت می بازیم
 
امضا : تاسیان؛

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,626
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
هرکس یک انگشت در خانواده

بابا در این دست انگشت شصت است

او که نخستین انگشت دست است

انگشت بعدی یعنی میانه

او مادر ماست خانوم خانه

انگشت بعدی یعنی برادر

اینجا نشسته پهلوی مادر

پس آن یکی کیست؟

انگشت دیگر

آری درست است او هست خواهر

من هستم آخر انگشت کوچک

انگشتها را دیدی تو تک تک

ما پنج انگشت هستیم باهم

باهم شریکیم در شادی و غم

گرچه جداییم ما پنج انگشت

هستیم باهم مانند یک مشت
 
امضا : تاسیان؛

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,626
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
شعری کودکانه در مورد اهمیت خانواده

مامان جون من چه مهربونه
دوسش دارم خیلی زیاد خودش می دونه

یه شاخه گل هدیه ی ماست برای مادر
اونکه به فکر بچه هاست از همه بیشتر

بابای خوبم چراغ خونست
دستای گرم اون برام یه آشیونه است

یه شاخه گل هدیه ی ما برای بابا
اونکه همیشه سایه اش روی سر ماست

داداش جون من لنگه نداره
وقتی میاد برای من شادی میاره

یه شاخه گل هدیه ی ماست برای داداش
خدای خوب و مهربون مواظبش باش

خواهر خوبم چه نازنینه
برای من فرشته ی روی زمینه

یه شاخه گل هدیه ی ما برای خواهر
که خوب و مهربون اون ، مثل یه مادر

ما همه هستیم یه خونواده
خونه داریم کوچیک و قشنگ و ساده

هر کسی تو خونه ی خود دلخوش و شاده
شکر خدا داده به ما یه خونواده
 
امضا : تاسیان؛

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,626
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
بابام میره اداره

همیشه گرم کاره

چشم و چراغ خونه

مامان مهربونه

داداش جونم چه نازه

یه کم زبون درازه

خواهر جونم چه ریزه

با نمک و عزیزه

ماییم یه جمع ساده

بنام خانواده
 
امضا : تاسیان؛

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,626
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #5
من توی خانه

یک باغچه دارم

گل های آن را

من می شمارم

یک و دو و سه

این چهار تا شد

حالا از هر گل

یک غنچه وا شد

این گل سرخ است

مال بابا جان

این گل سفید

برای مامان

گل خواهرم

صورتی رنگ است

گل زرد من

خیلی قشنگ است
 
امضا : تاسیان؛
عقب
بالا