اشعار کودکانه اشعار کودکانه | شعر فرزندان ایران

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع تاسیان؛
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 6
  • کاربران تگ شده هیچ

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,630
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1
ما گلهای خندانیم

فرزندان ایرانیم

ایران پاک خود را

مانند جان می دانیم

ما باید دانا باشیم

هشیار و بیناباشیم

از بهر حفظ ایران

باید توانا باشیم

آباد باشی ای ایران

آزاد باشی ای ایران

از ما فرزندان خود

دلشاد باشی ای ایران
 
امضا : تاسیان؛

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,630
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست منست

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را بکس

همه یکدلانند یزدان شناس

به نیکی ندارند از بد هراس

چنین گفت موبد که مرد بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام

اگر کُشت خواهد تو را روزگار

چه نیکو تر از مرگ در کار زار

همه روی یکسر بجنگ آوریم

جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود
 
امضا : تاسیان؛

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,630
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #3
ایران…

فدای اشک و خنده تو

دل پر و تپنده تو

فدای حسرت و امیدت

رهایی رمنده تو

اگر دل تو را شکستند

تو را به بند کینه بستند

چه عاشقان بی‌نشانی

که پای درد تو نشستند

کلام شد گلوله باران

به خون کشیده شد خیابان

ولی کلام آخر این شد

که جان من فدای ایران

تو ماندی و زمانه نو شد

خیال عاشقانه نو شد

هزار دل شکست و اخر

هزارو یک بهانه نو شد

به خاک خسته تو سوگند

به بغض خفته دماوند

که شوق زنده ماندن من

به شادی تو خورده پیوند
 
امضا : تاسیان؛

تاسیان؛

پرسنل مدیریت
مدیر تالار شعرکده
سطح
18
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
772
پسندها
8,630
امتیازها
25,273
مدال‌ها
23
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #4
وطن یعنی همه آب و همه خاک

وطن یعنی همه عشق و همه پاک

به گاه شیر خواری گاهواره

به دور درد پیری عین چاره

وطن یعنی پدر مادر نیاکان

به خون و خاک بستن عهد و پیمان

وطن یعنی هویت اصل ریشه

سر آغاز و سر انجام و همیشه

ستیغ و صخره و دریا و هامون

ارس زاینده رود اروند کارون

وطن یعنی سرای ترک تا پارس

وطن یعنی خلیج تا ابد فارس

وطن یعنی دو دست از جان کشیدن

به تنگستان و دشتستان رسیدن

زمین شستن ز استبداد و از کین

به خون گرم در گرمابه فین

وطن یعنی اذان عشق گفتن

وطن یعنی غبار از عشق رفتن

وطن یعنی هدف یعنی شهامت

وطن یعنی شرف یعنی شهادت

وطن یعنی گذشته حال فردا

تمام سهم یک ملت ز دنیا

وطن یعنی چه آباد و چه ویران

وطن یعنی همین جا یعنی ایران

وطن یعنی رهایی ز آتش و خون

خروش کاوه و خشم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : تاسیان؛
عقب
بالا