گفتمان‌آزاد گفتمان آزاد رمان از پس خاکستر، آتشی زبانه می‌کشد | مرسده.میم کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MER~
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 3
  • بازدیدها بازدیدها 37
  • کاربران تگ شده هیچ

MER~

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
26/9/20
ارسالی‌ها
2,797
پسندها
35,233
امتیازها
66,872
مدال‌ها
57
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
عنوان: از پس خاکستر، آتشی زبانه می‌کشد
نویسنده: مرسده‌.میم
ژانر: معمایی، جنایی، عاشقانه
خلاصه:
او برای پایان دادن، پس از سال‌ها باز می‌گردد. دار گناه را به گردن بی‌گناه آویز می‌کند و وجدان نرم‌نرمک خفه می‌شود. حیوان دست‌آموزی که پا به میدان گذاشته، به سیاهی شب آراسته شده و اگر به تماشای روشنایی بنشیند، جان آفتاب را می‌گیرد
 
امضا : MER~

برهون

رو به پیشرفت
سطح
8
 
تاریخ ثبت‌نام
30/9/25
ارسالی‌ها
108
پسندها
1,195
امتیازها
6,393
مدال‌ها
7
  • #2
سلام و وقت بخیر!
رمانتون رو مطالعه کردم و ازش لذت بردم.
فضاسازی اون حس دارک رو به ادم منتقل می‌کرد و رمان با زبانی روان نوشته شده بود. و من این کیفیت قلم اون هم با لحن غیر ادبی خیلی کم دیدم.
شخصیت سازی و ایجاد تعلیق در رمان خیلی خوب پیش رفته بود و من رو به خودش جذب کرد.
جذاب بودن بحث قتل و این که صحنه‌سازی انجام میده برام اشنا بود با این حال من رو خسته نکرد که این نشون دهنده قلم قوی شما در زمینه جنایی هست.
در کل همه چیز خوب بود و جز چند غلط املایی کوچیک چیزی ندیدم. امیدوارم که همین‌طور قوی به کارتون ادامه بدید.
گاهی نوشتن حقایق رو بیان نمی‌کنه بلکه اون‌ها رو مخفی می‌کنه و تو در پنهان کردن حقایق استادی.
 
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] Ghasedak.

ترَنُّم

هنرمند انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
27/1/26
ارسالی‌ها
268
پسندها
1,622
امتیازها
10,013
مدال‌ها
8
  • #3
سلام عزیزم باعث افتخار قرار رمانت بخونم و نظرم بهتر بگم، من هرچیزی که بلد بودم و نظرم جلب کرد بیان میکنم بهت.

عنوان،خلاصه، مقدمه:
نکته هست در راجب عنوان باید ذکر کنم، عنوان قشنگی داری و از کلمات کلیدی آتش و خاکستر استفاده شده که معمولا آدم رو یاد ژانر های فانتزی و معمایی میندازه و کمی با ژانر همخوانی داره همینطور بگم نظر رو جلب میکنه؛ ولی به شدت طولانی هست و توی ذهن خواننده نمی‌مونه به طور کامل و بیشتر شبیه این که یک جمله از دلنوشته یا از یک رمان بخونی، از نظر من اگر بشه کوتاه‌تر کردش قشنگ‌تر و موندگارتر میشه مثل: «زبانه آتشین»،« درون خاکسترها»،«خاکسترآتشین»و...
خلاصه بسیار مفید و دوست داشتنی بود آنقدر که کلی سوال توی ذهن ایجاد میشه ( چه کسی برگشته، چرا برگشته، گذشته،اینده چیه، کی بی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

ₕₒᵣzₐd

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
28/12/21
ارسالی‌ها
845
پسندها
6,847
امتیازها
22,273
مدال‌ها
25
  • مدیر
  • #4
خب...خب...
فک کنم اگه همین اول بسم الله بگم ترسیدم و ترسمو با جزئیات بیشتر بیان کنم ، برای خودت کف می‌زنی که ایول ، حسی که باید از یه قصه جنایی معمایی دریافت بشه ، دریافت شده و موفق شدمم.
یعنی دقیقا از نیمه های صفحه دوم به بعد هی به ترس و هیجان درونم دامن زد ( آتیش بیار معرکه شد در واقع)
اینم باید بگم که توصیفاتت ، از مکان واقعا عالی بود و می‌تونم بگم بیشترین موفقیت بخاطر همین بود.
چون مکان رو دقیق توصیف کرده بودی ، صدای قیژ قیژ ، یه مکان تاریک و خاک گرفته ، صدای شکسته شدن وسیله و... .
بعدم که توصیف حالات ایان ، متناسب با موقعیتی بود که داخلش قرار داشت.
در عینی که سعی داشت جسارتش رو حفظ کنه ، ولی گاهی مضطرب میشد و کمی ترس تو وجودش رخنه می‌کرد.
خب... تا اینجا چیزی که از ایان فهمیدم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش
امضا : ₕₒᵣzₐd
عقب
بالا