- تاریخ ثبتنام
- 30/1/21
- ارسالیها
- 1,936
- پسندها
- 7,033
- امتیازها
- 27,173
- مدالها
- 15
- سن
- 21
- نویسنده موضوع
- #1
۲. «اتاق شماره ۱۳»
هتل «مهتاب» سالها بود که اتاق ۱۳ را اجاره نمیداد. مدیر جدید اما به این خرافات میخندید. او شماره را دوباره روی در نصب کرد و قیمتش را پایین گذاشت.
اولین مهمان، مردی تنها بود. صبح روز بعد، اتاق خالی بود. تخت مرتب. وسایلش روی میز. خودش نبود.
دوربینها چیزی نشان ندادند. او هرگز از اتاق خارج نشده بود.
مدیر تصمیم گرفت خودش یک شب در اتاق بماند تا ثابت کند همهچیز طبیعی است.
اتاق ساده بود. تخت، آینه، یک کمد دیواری قدیمی.
ساعت ۱:۱۳ دقیقه، چراغها برای لحظهای خاموش شدند. وقتی برگشتند، آینه مه گرفته بود. در حالی که حمام استفاده نشده بود.
روی آینه با بخار نوشته شده بود: «چرا برگشتی؟»
مدیر نفس عمیقی کشید و گفت: «کی اونجاست؟»
صدایی از کمد آمد. صدای آرام ضربه زدن. سه...
هتل «مهتاب» سالها بود که اتاق ۱۳ را اجاره نمیداد. مدیر جدید اما به این خرافات میخندید. او شماره را دوباره روی در نصب کرد و قیمتش را پایین گذاشت.
اولین مهمان، مردی تنها بود. صبح روز بعد، اتاق خالی بود. تخت مرتب. وسایلش روی میز. خودش نبود.
دوربینها چیزی نشان ندادند. او هرگز از اتاق خارج نشده بود.
مدیر تصمیم گرفت خودش یک شب در اتاق بماند تا ثابت کند همهچیز طبیعی است.
اتاق ساده بود. تخت، آینه، یک کمد دیواری قدیمی.
ساعت ۱:۱۳ دقیقه، چراغها برای لحظهای خاموش شدند. وقتی برگشتند، آینه مه گرفته بود. در حالی که حمام استفاده نشده بود.
روی آینه با بخار نوشته شده بود: «چرا برگشتی؟»
مدیر نفس عمیقی کشید و گفت: «کی اونجاست؟»
صدایی از کمد آمد. صدای آرام ضربه زدن. سه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.