تئوری تئوری | تئوری پایان قرارداد اجتماعی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 4
  • بازدیدها بازدیدها 5
  • کاربران تگ شده هیچ

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #1
توضیح :

«قرارداد اجتماعی» اسم فانتزی همان چیز ساده‌ای است که صبح که از خواب بیدار می‌شوی، مانع می‌شود هر کاری دلت خواست بکنی: به چراغ قرمز احترام بگذاری، در صف بایستی، پول خرید را بپردازی، به کسی که عصبانی است جواب بدی ندهی، و مهمتر از همه، به همسایه‌ات که هر روز صبح همان کت و شلوار را می‌پوشد، نگویی «چرا هر روز همین لباس را می‌پوشی؟» این قرارداد نانوشته و نامرئی، تار و پود جامعه را به هم دوخته است. ما از کودکی یاد گرفته‌ایم آن را رعایت کنیم، بدون اینکه کسی برایمان توضیح دهد اگر یک روز همه ناگهان رعایت نکنند چه می‌شود.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #2
تئوری «پایان قرارداد اجتماعی» می‌گوید:

این قرارداد شکننده‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنی. مثل یک طناب نازک است که میلیون‌ها نفر از دو طرف به آن آویزان شده‌اند. تا وقتی همه خیال می‌کنند بقیه هم دارند طناب را نگه داشته‌اند، محکم می‌ایستند. اما کافی است یک نفر فریاد بزند: «طناب پاره شده!» – حتی اگر پاره نشده باشد – ناگهان صدها نفر رها می‌کنند و می‌افتند. و افتادنشان باعث می‌شود بقیه هم باور کنند واقعاً طناب پاره شده است. در عرض چند دقیقه، همه روی زمین افتاده‌اند و کسی نیست طناب را دوباره بگیرد.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #3
مثال واقعی:

لس آنجلس، ۱۹۹۲، بعد از تبرئه پلیس‌هایی که رادنی کینگ را کتک زدند. در کمتر از دو ساعت، شهر به جهنم تبدیل شد. افرادی که همیشه قانون‌مدار بودند، ویترین مغازه‌ها را شکستند و تلویزیون دزدیدند. زن و شوهرهایی که همیشه مؤدب بودند، در خیابان به روی پلیس تف انداختند. نکته کلیدی: این افراد «شرور» نبودند. آنها همسایه‌ها، معلم‌ها، پرستاران و فروشنده‌های عادی بودند که ناگهان باور کردند که دیگر «هیچ قانونی وجود ندارد». و چون باور کردند، رفتارشان عوض شد. در واقع قانون همچنان بود، پلیس هنوز سر کار بود، دادگاه‌ها تعطیل نشده بودند. اما «قرارداد اجتماعی» – که بیش از هر چیز یک باور جمعی است – از بین رفته بود. و وقتی باور جمعی از بین رفت، جامعه در عرض ۴۸ ساعت به وضعیت «همه علیه همه» برگشت.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #4
بخش ترسناک تئوری:

این اتفاق می‌تواند در هر لحظه، در هر شهری، در هر مقیاسی بیفتد. محرک آن می‌تواند یک شایعه ساده باشد: «از فردا پول کاغذی بی‌ارزش می‌شود»، «دولت اعلام کرده مرخصی سه روزه عمومی»، «مهاجران دارند به خانه‌ها حمله می‌کنند». یا حتی یک خاموشی اینترنت ۲۴ ساعته. یا یک ویدیوی ویروسی که نشان می‌دهد یک مأمور پلیس در حال شکنجه یک شهروند عادی است – و مأمور تبرئه می‌شود. همیشه یک جرقه کافی است. و تو، که در خانه نشسته‌ای و داری این را می‌خوانی، فکر می‌کنی «من که از این کارها نمی‌کنم». اما تئوری می‌گوید: وقتی همسایه‌ات یک جعبه کنسرو از سوپرمارکت خالی می‌برد، و نفر بعدی یک تلویزیون، و نفر بعدی یک صندوق پول، نوبت تو هم می‌رسد. نه به این خاطر که آدم بدی هستی، بلکه به این خاطر که وقتی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : سَنا

سَنا

کاربر فعال بخش
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,008
پسندها
30,065
امتیازها
88,273
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #5
تست شخصی:

راستش را بخواهی، همین الان، بدون هیچ هشداری، اگر همه قوانین یک ساعت برداشته شوند و هیچ پلیسی در کار نباشد، تو اولین کاری که می‌کنی چیست؟ اگر جوابت «هیچی، می‌رم خونه می‌خوابم» است، یا دروغ می‌گویی، یا هنوز نفهمیده‌ای «پایان قرارداد» یعنی چه. یعنی آن شب، همسایه‌ات می‌تواند بدون هیچ مجازاتی وارد خانه تو شود و هر چه بخواهد بردارد. و تو می‌توانی همین کار را بکنی. سوال این نیست که «چه کار می‌کنی؟». سوال این است: تا چند ساعت بعد از فروپاشی، هنوز خودت را انسان می‌نامی؟

منبع : مستند «۱۹۹۲ لس آنجلس – روزی که شهر سوخت» از شبکه مستند سیما
 
امضا : سَنا
عقب
بالا