- تاریخ ثبتنام
- 30/1/21
- ارسالیها
- 1,936
- پسندها
- 7,033
- امتیازها
- 27,173
- مدالها
- 15
- سن
- 21
- نویسنده موضوع
- #1
۲. طبقه سیزدهمِ غایب
آسانسور ساختمان قدیمی من فقط دکمههای ۱ تا ۱۲ را داشت. همیشه با خودم فکر میکردم چرا طبقه سیزدهم حذف شده است. یک شب که از مهمانی برمیگشتم، م**س.ت و خسته دکمه ۱۲ را فشار دادم، اما ناگهان برق رفت و آسانسور با تکانی شدید بین طبقات متوقف شد. وقتی چراغ اضطراری روشن شد، دیدم دکمهای که روشن است، عدد ۱۳ است. درها باز شد؛ راهرویی طولانی و غرق در مه، با درهایی که همگی باز بودند. پیرزنی از اتاق اول بیرون آمد، با چهرهای که نیمی از آن گوشت و پوست نداشت و با صدایی که انگار از ته چاه میآمد، گفت: «دیر کردی، مهمانِ همیشگی... ما بیست سال است که منتظرت هستیم.»
نویسنده:فائزه کاظمی پور
آسانسور ساختمان قدیمی من فقط دکمههای ۱ تا ۱۲ را داشت. همیشه با خودم فکر میکردم چرا طبقه سیزدهم حذف شده است. یک شب که از مهمانی برمیگشتم، م**س.ت و خسته دکمه ۱۲ را فشار دادم، اما ناگهان برق رفت و آسانسور با تکانی شدید بین طبقات متوقف شد. وقتی چراغ اضطراری روشن شد، دیدم دکمهای که روشن است، عدد ۱۳ است. درها باز شد؛ راهرویی طولانی و غرق در مه، با درهایی که همگی باز بودند. پیرزنی از اتاق اول بیرون آمد، با چهرهای که نیمی از آن گوشت و پوست نداشت و با صدایی که انگار از ته چاه میآمد، گفت: «دیر کردی، مهمانِ همیشگی... ما بیست سال است که منتظرت هستیم.»
نویسنده:فائزه کاظمی پور
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.