- تاریخ ثبتنام
- 28/8/18
- ارسالیها
- 11,495
- پسندها
- 49,017
- امتیازها
- 96,873
- مدالها
- 59
- نویسنده موضوع
- مدیرکل
- #1
فردی به اسم بزرگ محمودی قبل از انقلاب برای ادامه ی تحصیل به آمریکا مهاجرت کرد و تو رشته ی پزشکی ادامه تحصیل داد(تگزاس اگه اشتباه نکنم).
بعد اینکه تحصیلش تموم شد، با یه دختر آمریکایی به اسم "بِتی" ازدواج میکنه.
تقریبا ازدواجشون مصادف شد با اون روزهایی که توی ایران انقلاب شده بود، پهلوی سقوط و جمهوری اسلامی روی کار اومد.
این زوج، شهريور 58 صاحب یه دختری میشن و اسمش رو "مهتاب" میذارن.
بعد انقلاب، ایران درگیر جنگ با عراق شده بود، محمود به بتی میگه بریم ایران چون دلش برای خانوادهش تنگ شده بود و میخواست ببینتشون.
البته که بتی یه سری تصورات منفی در مورد ایرانی ها داشته و مخالفت میکنه و محمود هم بهش قول میده که ما فقط دو هفته میمونیم و برمیگردیم.
سال 63 به ایران میان، محمود...
بعد اینکه تحصیلش تموم شد، با یه دختر آمریکایی به اسم "بِتی" ازدواج میکنه.
تقریبا ازدواجشون مصادف شد با اون روزهایی که توی ایران انقلاب شده بود، پهلوی سقوط و جمهوری اسلامی روی کار اومد.
این زوج، شهريور 58 صاحب یه دختری میشن و اسمش رو "مهتاب" میذارن.
بعد انقلاب، ایران درگیر جنگ با عراق شده بود، محمود به بتی میگه بریم ایران چون دلش برای خانوادهش تنگ شده بود و میخواست ببینتشون.
البته که بتی یه سری تصورات منفی در مورد ایرانی ها داشته و مخالفت میکنه و محمود هم بهش قول میده که ما فقط دو هفته میمونیم و برمیگردیم.
سال 63 به ایران میان، محمود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
