پرونده پرونده | الیسون لونا

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Eccedentesiast
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 6
  • بازدیدها بازدیدها 7
  • کاربران تگ شده هیچ

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,496
پسندها
49,019
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
پرونده ی ای که میخوایم درموردش بخونیم، پرونده ی الیسون لونا هست که سال ۱۹۶۷ تو پورت الیزابت بدنیا اومد(تو ۲۲ سپتامبر).
زندگی کاملا نرمال و گل و بلبلی داشته و همه چیز بصورت عالی پیش میرفته تا سن ۲۵-۲۶ سالگیش که با اون دو نفر آشنا شد! تیانس و فرنس!
فرنستوا یه پدر ۲۶ ساله بود و تو دوره ی جوونیش یه جنایت وحشتناکی داشته، تو اون دوره یه مدرسه رو به اتیش کشیده بود(خیلی جنایت بزرگیه ها… تصور کنید چندین سال پیش چنین کاری کرده بود..)
فکر میکنید به راحتی ازش گذشتن؟ خیر، اون جنایتش در طول سال های زیادی، تشدید پیدا میکرد، اینطوری که نمیذاشتن فراموش شه و کلی کمپین و ریتوییت و خبر و... . اما متاسفانه تو بعضی منابع گفته شده که پدرش افسر پلیس بود و تونسته بدون هیچ مجازاتی قسر در بره...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,496
پسندها
49,019
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #2
سال ۱۹۹۴ الیسون با دوستاش تو ساحل بودن و داشتن خوش میگذروندن، بعد که شب شد الیسون دوستاش رو دعوت کرد به خونه‌ش که فقط یکی اون دعوت رو قبول کرد، بعد اینکه شام خوردن و دوست الیسون خواست برگرده، الیسون گفت که دیروقته و تنها نرو، خودم میرسونمت.

تقریبا ساعت حدودا ۳ تا ۴ بامداد بود، الیسون وقتی دوستشو رسوند و برگشت سر جای همیشگیش پارک کنه، دید که یه نفر دیگه اونجا پارک کرده و خب مجبور شد ماشینشو یکمی از خونه‌ش دورتر پارک کنه.

همینکه خواست وسایلشو برداره و پیاده شده، در سمت راننده باز شد و یکی چاقویی رو زیر گلوش گذاشت و تهدیدش کرد که از صندلی راننده بره صندلی کناری بشینه و این مرد تنها نبود، یه مرد دیگه هم سوار ماشین شد و الیسون مجبور شد که کلید ماشین رو بهشون بده…

اونا به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,496
پسندها
49,019
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #3
وقتی تیانس داشته به الیسون تعر**ض میکرده، فرنس چیکار میکنه؟
دستاشو حلقه میکنه دور گردن الیسون و شروع میکنه به خفه کردنش، تو یکی از منابع گفته شده که چیزی که باعث نجات الیسون شد، همین خفه کردن بود (جلوتر میخونیم).
درسته که داشته الیسون رو خفه می‌کرده ولی خب هنوز زنده بود، این بار تصمیم میگیرن یه کار وحشتناک تری بکنن، بیشتر از ۳۰ ضربه چاقو به شکم الیسون وارد میکنن. این ضربه ها انقدر وحشیانه و بد بوده که باعث شد کل اندام های داخلی الیسون بیرون بریزه.
حتی تصورشم وحشتناکه.
الیسون بعد ها گفته بود تموم ضربه هایی که بهم وارد میشد رو میدیدم، حس می‌کردم و صدای بریده شدن اعضای بدنمو هم میشنیدم :)))

فکر کردید تموم کردن؟ خیر!
۱۷ ضربه ی چاقو رو به گردن الیسون زدن. یعنی عملا گلوی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,496
پسندها
49,019
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #4
اها یه چیزی رو هم بگم، اونا برای خودشون اسم مستعار مشخص کرده بودن که لو نرن، بعد اون زمان، که دیگه مطمئن بودن الیسون مرده، با اسم های واقعی‌شون همو صدا میکردن و خب الیسون یکمی هوشیار بوده و متوجه شد که اسماشون چیه.

الیسون امیدی به زنده موندنش نداشت، میدونست که میمیره پس تصمیم میگیره با خونش اسمای اون ها رو روی شن بنویسه و یه پیامی هم برای مامانش نوشت «دوستت دارم مامان».

با این وجود که امیدی به زنده موندش نداشت تصمیم گرفت که یه تلاشی بکنه، از اونجایی که بود تا جاده، فاصله ی کمی وجود داشت، اولین کاری که کرد این بود که روده هاشو که بیرون ریخته بود رو توی شکمش بریزه =)
بعد با یه تیکه از لباسش شکمشو بست و همینکه روی پاش ایستاد حس کرد که گردنش به عقب خم شد و اونجا بود که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,496
پسندها
49,019
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #5
انقدر وضعیت الیسون وحشتناک بوده که تمام کارکنان بیمارستان شوکه شده بودن. یعنی اینطوری بودن که این یک کابوس و خواب ترسناکه یا واقعیته؟ چطوری زنده مونده؟

با وجود اون همه ضربه چاقویی که خورده بود، به اندام‌های حیاتیش آسیبی جدی نرسیده بود.

عمل جراحیش حدودا سه ساعت و شاید بیشتر ساعت طول کشید و دکترا مجبور شدن تمام اندام‌های اونو که بیرون ریخته بودن رو شستشو بدن و دوباره سرجاش بذارن.

به نای الیسون خیلییی صدمه وارد شده بود اونقدر که نمیتونست صحبت کنه، برای همین لوله های تنفسی براش گذاشتن و نمیتونسته حالا حالاها صحبت کنه..

بعد اینکه الیسون بهوش اومد، قابل حدسه که میخواسته چیکار کنه نه؟ اسم های اون احمقا رو حفظ کرده بود، به پلیس گزارش داد و چون از قبل هم کلی جنایت انجام...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,496
پسندها
49,019
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #6
پلیس ها به الیسون گفتن که هروقت حالش بهتر بوده، بره و اون دو تا رو شناسایی بکنه.
دقیقا اینجا بود که برای اولین تو کل آفریقای جنوبی از اینه های یه طرفه استفاده شد، میدونید چیه دیگه؟ از اون آیینه هایی که توی اتاق بازجویی هست و فکر میکنن که ایینه‌ست ولی درواقع پشت اون آیینه، توی اتاق کلی آدم هستن که دارن میبیننشون.

اونا اول همه چیز رو انکار میکردن و گردن نمیگرفتن ولی وقتی پلیسا گفتن که الیسون زنده‌ست، همه چیو اعتراف کردن و گفتن که توسط یک جن، تسخیر شدن:)
از پلیس ها درخواست جن گیر کرده بودن، هرچند میدونستن که دارن دروغ میگن ولی آوردن و معلوم شد که اره دروغ میگن.
درنهایت دادگاهشون سال ۱۹۹۵ برگزار شد، جالبه بدونید وکیل این دوتا، از وکالت این پرونده انصراف داد و گفت که من...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,496
پسندها
49,019
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #7
۷ آگوست ۱۹۹۵ حکم اونا اومد، حبس ابد و ۲۵ سال زندان .
پس از دادگاه، الیسون دچار افسردگی شدید شد و همون حین با یه نفر آشنا شد تونست آسیب های زندگیش رو جبران کنه و نذاره که الیسون تو سیاهی ها غرق شه.
یه چیز جالب دیگه اینکه دکترا بعد از اون همه آسیب، به الیسون گفته بودن که بچه دار نمیتونه بشه ولی الیسون الان مامان دو تا فرشته‌ست :)
الیسون الان سخنران انگیزشی هست و به کسایی که همچین آسیب‌هایی رو دیدن کمک می‌کنه و حتی یه کتابی نوشته و در موردش یه فیلم هم ساخته شده .

یه چیز جالب تر هم بگم، یادتون میاد که تیان دامپزشک بود و جون الیسون رو نجات داد؟ تیان دقیقا بعد از اون شب دامپزشکی رو گذاشت کنار و تصمیم گرفت پزشک شه و جون انسان های بیشتری رو نجات بده :)

پرونده...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast
عقب
بالا