اخرین بار کی گریه و خندت باهم قاطی شد؟

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع MEHR.AFAQ
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 13
  • بازدیدها بازدیدها 649
  • کاربران تگ شده هیچ

MEHR.AFAQ

مدیر بازنشسته
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
16/3/18
ارسالی‌ها
2,878
پسندها
29,897
امتیازها
80,673
مدال‌ها
33
  • نویسنده موضوع
  • #1
خب سوال که معلومه بگینـ
من همین الان اینجوری شدمـ
 
امضا : MEHR.AFAQ

.Asal.r

کاربر فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
21/10/18
ارسالی‌ها
707
پسندها
14,574
امتیازها
33,373
مدال‌ها
18
  • #2
پریشب وسط خنده بایه حرف گریم دراومد
 
امضا : .Asal.r

Faezeh.H

نویسنده انجمن
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
30/7/18
ارسالی‌ها
1,473
پسندها
19,499
امتیازها
42,073
مدال‌ها
21
  • #3
چند وقت پیش‌:worried:
 
امضا : Faezeh.H

Veilune

کاربر حرفه‌ای
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/18
ارسالی‌ها
2,690
پسندها
36,789
امتیازها
84,373
مدال‌ها
28
سن
19
  • #4
خب سوال که معلومه بگینـ
من همین الان اینجوری شدمـ
:(


همین دیروز .... بازم میخواستم بخاطر یه موضوعی که ناراحت کننده بود ، خواهرامو خوشحال کنم واول میخندیدم ولی بعدش خودم با صدای بلند گریم گرفت-_-
 
امضا : Veilune

MƛƦʆƛ★Ɲ★

رو به پیشرفت
سطح
3
 
تاریخ ثبت‌نام
4/4/18
ارسالی‌ها
226
پسندها
4,394
امتیازها
22,273
مدال‌ها
2
سن
24
  • #5
یادم نمیاد
 

Zhina

کاربر انجمن
سطح
19
 
تاریخ ثبت‌نام
16/8/18
ارسالی‌ها
449
پسندها
10,952
امتیازها
27,613
مدال‌ها
13
  • #6
تو مدرسه
 
امضا : Zhina

Veilune

کاربر حرفه‌ای
سطح
34
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/18
ارسالی‌ها
2,690
پسندها
36,789
امتیازها
84,373
مدال‌ها
28
سن
19
  • #7
خب سوال که معلومه بگینـ
من همین الان اینجوری شدمـ

امروز بود ، سره یه قضیه ناراحت کننده :"(
میخواستم شکله ادم شادارو در بیارم ک یه دفعه ترکیدم(گریه:/)...
 
امضا : Veilune

kimiya.a

رفیق جدید انجمن
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
24/11/18
ارسالی‌ها
69
پسندها
885
امتیازها
5,063
  • #8
مال من چند ماه پیش بود. دلم خیلی پر بود. یهو زدم زیر گریه بیچاره آدمی که کنارم بود شوکه شده بود از قیافش وسط گریه پوکیدم از خنده! رسما به این باور رسید که خل شدم:laughting:
 
امضا : kimiya.a

Rosha.yrd

رو به پیشرفت
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
17/5/18
ارسالی‌ها
121
پسندها
1,027
امتیازها
6,833
  • #9
دیشب ،خیلی بد بود بین خنده هام یاد چیزی افتادم وبغضم گرفت چون چند نفر دورم بودن نتونستم بزنم زیر گریه اون موقع احساس خفگی بهم دست داد، و حلقه اشک تویه چشمام درست شد وهمه با تعجب نگام کردن و من گفتم نمیدونم چی رفته تویه چشمام ولی بعدش تا صبح گریه کردم:(
 
امضا : Rosha.yrd

☆BARUN☆

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
16/12/18
ارسالی‌ها
370
پسندها
6,836
امتیازها
21,773
مدال‌ها
14
سن
26
  • #10
ی هفته پیش بود داشتم گریه میکردم ی چیزیو فهمیدم خندم گرفت
 
امضا : ☆BARUN☆
عقب
بالا