دیالوگ‌های ماندگار فیلم و سریال

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #41
بقور:چنین وگفت رستم به اسفندیار.خوب بید؟
کیانوش:جان؟
بقور:چنین وگفت رستم به اسفندیارخوب بید؟
کیانوش:خوب که بید.ولی راوی شاهنامه بایدکمی لحنش جدی تروحماسی ترباشه.
بقور:من که نوخام راوی وشم.
کیانوش:ببخشید.پس چی می خاین بشین.
بقور:من وخام نقش رودابه روبازی وکنم.
کیانوش درحال خنده.

بخشی ازدیالوگ شب های برره.
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #42
فيلم ازدواج به سبك ايراني:
ﺧﻮﺷﻲ ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻴﺖ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﺕ
ﻏﻢ ﻭ ﻏُﺼﻪ ﺍﺕ ﻭ ﻭﺭ ﺩﺍﺭ ﺑﻴﺎﺭ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ
ﺑﺎ ﻣﻦ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #43
شیرفرهاد:اهواـــــــــ.
کیانوش:ای بابا. فکرکردی برره است؟ شهره اینجا اِ.
شیرفرهاد:وگوئم پس چرا نوریم پیش بخشدار؟
کیانوش:باید منتظر بمونیم.
شیر فرهاد:خب همون تا کی باید منتظر ومانیم؟
کیانوش:تا موقعه ای که بریم بخشدارو ببینیم.
شیرفرهاد:ها. ها نه وگوئم که چقدر یعنی باید منتظر ومانیم؟
کیانوش:تا موقعه ای که اون آقا صدامون کنه بگه بریم داخل.
شیرفرهاد:خب اون آقا چرا صدامان نوکنه که بریم داخل؟
کیانوش:خب یه نفر الان تو پیش بخشدار هست بیاد بیرون،بعد مارو صدا می کنه.
شیرفرهاد:ها. ها وگوئم اون آقایی که الان تو هست،خب چرا نویاد بیرون؟
کیانوش:کارداره اون آقا باید کارش تموم بشه بیاد بیرون. بله.
شیرفرهاد:ها. خب شاید اون آقا تا ابد نویاد بیرون!
کیانوش:اِ دیگه داری اذیتم می کنی از موقعه ای که اومدیم تو...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #44
اگه یه دختر موقعی که سر قرار میاد خوشگل باشه، چه کسی به دیر کردنش اهمیت میده؟

جی دی سلینجر
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #45
خانم دارابی (ویشکا آسایش): من نمی دونم این دخترا از چی جبلی خوششون اومده؟! نه بر رو داره… نه قد و قواره… موی درست حسابی که رو کلش نیست. البته در حقیقت جبلی گناه نداره؛ دخترای این دوره زمونه هار شدند.
خانم آغاسی (بهاره رهنما): توی کتاب روانشناسی جنس مقابل نوشته که جذاب ترین مردا برای خانمها لزوما اونایی نیستند که خیلی خوش تیپ و جنتلمند… بلکه اون مردایی هستند که حس حمایت را در خانما بر می انگیزند. مردایی که مثه پسر بچه ها می مونند؛ یه کم خجالتی، حواس پرت، ژولیده پولیده اند. اینا به زنها که غریزه مادری خیلی براشون مهمه، حس حمایت میدن و اینجوری میشن جذاب ترین مردای عالم.
خانم دارابی: این حرفا همش مزخرفه…!
خانم آقاسی: خانم دارابی! این حرفا رو که من از خودم نمیگم. شما الان تو هر سایت روانشناسی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #46
فيلم gods of egypt:تو توی قلبش جا داری..

- آره ولی اینقدر دلش بزرگه که
یه گله آدم توش جا شدن!
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #47
میزان شرافت و انسانیت یک نفر از برخوردش با کسانیکه برایش هیچ کاری نکرده اند معلوم میشود.
آن لندرز
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #48
اونایی که فکر میکنن خیلی بزرگن
گول سایه شونو میخورن.
نمیدونن که سایه بزرگشون مال غروب آفتابه
آهای آدمایی که فکر میکنید خیلی گنده اید یه روزم افتاب شمام غروب میکنه.
افتاد؟!

داریوش ارجمند_ستایش
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #49
زنده ياد مرتضي احمدي:
اما آسمون اون وقتا آبی تر بود، روبوما همیشه کفتر بود. حیاطا باغ بودن، آدما سردماغ بودن، بچه ها چاق بودن، جوونا قلچماق بودن،‌ دخترا با حیا بودن، مردما با صفا بودن،‌ حوض پر آبی بود،‌ مرد میرآبی بود، شبا مهتابی بود، روزا آفتابی بود، حالی بود، حالی بود، تونی بود، آبی بود، چی بگم، نون گندم مال مردم اگه بود نمی رفت از گلو پایین به خدا‌، اگرم مشکلی بود، آجیل مشکل گشا حلش می کرد. بچه ها بازی می کردن تو کوچه، جمجمک برگ خزون،‌ حمومک مورچه داره، بازی مرد خدا، کو، کجاست مرد خدا؟…
 

tasnim

کاربر برتر
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
8/4/17
ارسالی‌ها
465
پسندها
5,875
امتیازها
28,973
مدال‌ها
4
  • #50
مختار:چه فرقی است بین آل امیه وآل زبیرکه هردو یک جورفکرمی کنند؟
پسرزبیر:من بایزیدسرشریعت مشکل دارم مسلمان.به سیاست اوکه معترض نیستم.به دیانت اومعترضم.یزیدشرب خمرمی کندیزیدقمارمی کند.یزیدمیمون بازی می کند.سگ بازی می کند.یزیدنمازراسبک می شمارد.

بخشی ازدیالوگ سریال مختارنامه
 
عقب
بالا