•|صنایع دستی شهر های ایران|•

~*~havva~*~

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
3/30/17
ارسال ها
99
امتیاز
2,803
محل سکونت
هیمورا
۷- ساز سازی

ساخت انواع سازهای سنتی با استفاده از چوب های مخصوص و به روش سنتی در شهر همدان و برخی شهرستان های استان صورت می گیرد سازهایی همچون سه تار، سنتور و دف از جمله تولیدات کارگاه های ساز سازی در همدان هستند.




۸- سنگ

وجود معادن سنگ های مختلف از جمله گرانیت ، کوارتز، فلدسپا ، میکا و … در استان همدان سبب شده است که صنایع مرتبط با سنگ در شهر های مختلف رواج پیدا کند.


۸-۱- سنگ تراشی

تراش سنگ ها ی قیمتی و نیمه قیمتی از جمله صنایع دستی استان همدان به شمار می رود که از قدیم الایام هنرمندانی در شهرستان های مختلف به آن می پردازند.




۸-۲- حجاری

سنگ تراش زمینه ی خامی را بر روی سنگ ایجاد می کند و حجار به تکمیل هنر وی می پردازد. حجار نوعی قلمزنی بر روی سنگ انجام می دهد و آثار فاخری را برای مساجد، آرامگاه افراد سرشناس و دیوارهای ساختمان های مهم می سازد.




۹- پوستین دوزی

در پوستین دوزی پوست گوسفند و بره را تمیز می کنند، سپس بدون تراشیدن پشم آن با استفاده از آردجو، زاج و مازوج آن را به صورت پوستین یا زیرانداز آماده می کردند. در گذشته پوستین دوزی یکی از مشاغل روستاییان بوده است اما به مرور زمان و در نتیجه ی گران شدن پوست این کار کمتر انجام می شود.


۱۰- چرم سازی

تولید چرم در همدان بیش از ۳۰۰۰ سال قدمت دارد. به دلیل گسترش زیاد چرم سازی در گذشته ، شهر همدان به دباغخانه نیز معروف بوده و نخستین کارخانه ی چرم سازی ایران نیز در این شهر ساخته شده است. کیفیت این چرم به حدی بود که به خارج از کشور نیز صادر می شد اما با تعطیلی کارگاه های این صنعت از تولید ان کاسته شد.کمربند، کیف، کفش، جاکلیدی و لباس از جمله تولیدات چرم در همدان هستند.




۱۱- قالی بافی

رونق کشاورزی و دامداری و تولید پشم و نخ های مرغوب در همدان سبب شده است که هنرمندانی به قالیبافی مشغول شوند و سبک و سیاق خاص این شهر را به وجود آورند.استفاده از پشم های دست ریس شده و رنگرزی طبیعی با شیره گیاهان و به کارگیری طرح های شکسته و هندسی همچون ماهی و ترنج از جمله ویژگی های خاص قالی همدان است. پنج چارک و دوزرعی طرفداران زیادی دارند اما قالی های خرکی، کناره، پشتی، روکرسی کمتر مورد پسند قرار می گیرند.


تابلو فرش های نفیس که طرح هایی از مناظر، اماکن تاریخی و فرهنگی و چهره را در خود جای داده اند. ملایر ، همدان و کبودرآهنگ از شهرستان هایی هستند که باف فرش و تابلوفرش در آنها صورت می گیرد.




۱۲- گلیم بافی

گلیم در واقع نوعی فرش صاف و بدون گره، پرز و خواب می باشد که اغلب هنر دست عشایر و بر اساس ویژگی های هر منطقه است.گل لاله، زنگوله، خرچنگی، گل سبدی، گل قندی،دست دلبر، ضربدری، جناقی و اسلیمی از جمله طرح هایی است که در گلیم همدان به چشم می خورد. شهر نهاوند مرغوب ترین گلیم را در همدان دارد.


۱۳- مرواربافی یا حصیر بافی

مرواربافی بافت مصنوعات با استفاده از چوب مروار است که در برخی مزارع روستاهای همدان کشت می شود. چوب مروار در مزارع برخی از روستاها کشت می شود. انواع سبد، گلدان، مبلمان، میز و صندلی و … از محصولات این هنر می باشند. گاهی به جای مروار از حصیر نیز استفاده می کنند.




۱۴- کاشی هفت رنگ

این نوع کاشی که به کاشی کتیبه نیز مشهور است با طرح ها و نقوش بسیار زیبا وجود دارد. دیوارهای مساجد، اماکن زیارتی و فرهنگی به این هنر مزین می باشند. شهر همدان و لالجین از تولیدکنندگان اصلی این کاشی هستند.




۱۵- نساجی سنتی

جاجیم، جاجیمچه، روتختی، رومیزی، روتختی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه و شمد از جمله بافته هایی هستند که در شهر ها و روستاهای همدان تولید می شوند. برای تولید این محصولات از دستگاه های ساده ی بافندگی و نخ پشمی برای پود و از نخ پنبه ای برای تار استفاده می کنند.


۱۶- سوزن دوزی سنتی

ساقه دوزی ، پته دوزی ، برداری دوزی ، پیله دوزی ، آینه دوزی ، سرمه دوزی ، سکه دوزی و چشمه دوزی از جمله سوزن دوزی های سنتی هستند که بر روی پارچه های ساده ، ترمه و مخمل انجام می شوند. برای پیاده سازی طرح ها و دوخت آنها از نخ های ابریشمی رنگی استفاده می کنند. هنرمندان در شهر های همدان و ملایر به خلق آثار مشغول هستند.




۱۷- گیوه بافی

گیوه نوعی پاپوش است که رویه اش را است که رویه آن را از نخ پنبه ای تابیده و زیره آنرا از چرم یا آجیده می سازند. در گیوه هوا جریان می یابد و باعث می شود که پا خنک بماند. در روزگاران گذشته این پاپوش رواج زیادی در تابس تان ها داشته است اما امروزه با روی کار آمدن انواع و اقسام کفش ها بازار مشتری زیادی برای آن وجود ندارد.
روستاهای دهفول، کفراش، فهرومند و آرتیمان از تولیدکنندگان گیوه در همدان به شمار می روند.




۱۸- صنایع فلزی

مردمان همدان با استفاده از فلزات نیز مصنوعاتی را درست می کنند که طرفداران خاص خود را دارند. مصنوعات فلزی محصولاتی هستند که در صنایع فرفوژه سازی، چاقو سازی و زنجیر سازی تولید می شوند.


 
آخرین ویرایش توسط مدیر

~*~havva~*~

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
3/30/17
ارسال ها
99
امتیاز
2,803
محل سکونت
هیمورا
سوغات همدان | خوشمزه هایی از پایتخت تاریخ و تمدن


خلاصه مطلب

سفر همیشه در به جاده زدن، به مقصد رسیدن و تماشای جلوه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی خلاصه نمی شود. لذت سفر وقتی کامل می شود که یادگاری هایی را نیز از خود به جای بگذارد. یادگاری هایی که طعم شهر های مختلف را در خود جای داده اند.


رفتن به بازار و گشت و گذار در آن و خرید سوغات هایی که لبخند را بر لبان عزیزانمان می نشاند بخش مهمی از سفر است که تجربیاتمان را کامل می کند. اما بهتر است قبل از سفر سوغاتی های مقصد را به خوبی بشناسید، چرا که ممکن است در بازار و میان ره آوردهای رنگارنگ سر در گم شوید و چیزی را از قلم بیاندازید.


تا به حال به شهرهای مختلفی سرزده ایم و این بار قصد رفتن به بازارهای همدان را داریم. شهری باستانی با تاریخی چند هزار ساله که آثار یافت شده در آن قدمت کهنی را به نمایش می گذارند.


قصد داریم سوغاتی های خوشمزه ی همدان را به شما معرفی کنیم و در مطلبی دیگر به صنایع دستی آن بپردازیم.


با کارناوال همراه باشید…




۱- باسلوق

باسلوق نام شیرینی خوشمزه ای است که در برخی شهرهای ایران شهرت خاصی دارد. در همدان می توانید نوع مرغوب آن را در ملایر بیابید. در طبخ این شیرینی از دوشاب (شیره انگور)، نشاسته، مغز بادام یا مغز هسته ی شیرین زردآلو و ادویه استفاده می گردد.


پوست مغز بادام یا هسته زردآلو را پس خیس کردن در آب جوش می کنند و پس از چیدن در نخ های مخصوص آن را آویزان می کنند تا خشک شود. دوشاب را می جوشانند تا یک سوم از آن تبخیر شود و سپس با نشاسته مخلوطش می کنند. نخ ها را در این ترکیب فرو می برند و دوباره آویزان می کنند. بعد از گذشت نیم ساعت مجددا نخ ها را به ترکیب آغشته می کنند و آنها را آویزان می کنند. پس از یک ماه نخ ها را پایین می آورند و باسلوق ها را جدا می کنند. آنها را در یک ظرف چوبی می چینند و در یک مکان مرطوب قرار می دهند تا شکرک بزند و آماده استفاده شود.


نوع خاصی از باسلوق وجود دارد که سجوق خوانده می شود. باسلوق را به جای چیدن بر روی نخ، گرد کرده داخلش مغز گردو می‌گذارند و در ظروف سفالی می‌چینند تا شکرک بیاورد. این نوع را سجوق می‌نامند.




۲- حلوا زرده

حلوازرده دسر شیرینی است که ظاهری شبیه به فرنی دارد اما رنگ آن متمایل به نارنجی و غلظت آن بیشتر است. این دسر بسیار مقوی سرشار از انرژی می باشد. زرده تخم مرغ، شکر، نشاسته، زعفران، گلاب و روغن مواد اولیه ی حلوا زرده را تشکیل می دهند و در نوع صنعتی آن آرد برنج نیز به کار می رود.




۳- انگشت پیچ

از ترکیب سفیده تخم مرغ، گلاب، شکر و آب محصول خوشمزه ای به دست می آید که بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ سال قدمت دارد. این ترکیب را آنقدر هم می زنند تا ترکیب سفتی شبیه عسل به دست آید. زرده هایی که از تهیه ی این محصول باقی می ماند در طبخ حلوا زرده استفاده می گردد.


لغت انگشت پیچ به طور کلی به هر چیز غلیظ و بسته‌ای که دور انگشت می پیچد، مانند عسل و شیره انگور، اطلاق می گردد. انگشت پیچ می تواند به صورت حلوا نیز تهیه شود که در تهیه ی آن از قند، زاج سفید، تخم‌مرغ، عرق بیدمشک، آبلیمو و هل استفاده می گردد. ممکن است از ترکیب موادی که خاصیت دارویی دارند نیز انگشت پیچ دارویی درست کنند.




۴- آبنبات قیچی

آبنبات قیچی یکی از شکلات های سنتی است که در همدان تهیه می شود. این آبنبات از ترکیب شکر، روغن، آب و زعفران درست می شود. گاهی مغز های مختلف یا طعم دهنده های دیگری نیز به ترکیب آن اضافه می گردد.




۵- راحت الحلقوم

راحت الحلقوم شیرینی لذیذی است که در طبخ آن از مقداری شکر، پودر نارگیل و پسته، نشاسته، جوهرلیمو و آب استفاده می شود. سرو این شیرینی در ایام عید نوروز بسیار مرسوم می باشد.




۶- نان کماج

در سفر به همدان چشیدن طعم کماج را از دست ندهید چرا که این نان یکی از شیرینی های قدیمی این شهر است و کمتر کسی می تواند به راحتی از کنار آن بگذرد. آرد و شکر و آب مواد اصلی تشکیل دهنده ی آن هستند و گردو و دارچین نیز در داخل نان استفاده می شود.




۷- برساق

برساق نام یکی از شیرینی های سنتی همدان است که در استان های کرمانشاه و کردستان نیز یافت می شود. در تهیه ی این نان شیرینی، آرد، شکر، روغن حیوانی، زردچوبه، شیر، پودر گردو، پودر توت خشک، پودر دارچین، رازیانه و زرده تخم مرغ به کار می رود.




۸- نان شیرمال

شیرمال نان سنتی خوشمزه ای است که در بسیاری نقاط ایران یافت می شود اما در همدان نقش سوغات این استان را نیز دارد. شیر، گلاب، آب، زعفران، شکر و هل مواد تشکیل دهنده ی آن هستند.



 

~*~havva~*~

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
3/30/17
ارسال ها
99
امتیاز
2,803
محل سکونت
هیمورا
۹- شیره انگور

شیره انگور به دلیل داشتن مقدار بالایی از ویتامین B ،A، منیزیم و آهن بسیار پرطرفدار است. در ایران انواع مختلفی از انگور وجود دارد اما همگی برای تهیه ی شیره مناسب نمی باشند. نوع مرغوب شیره از انگوری به نام فخری و گزنه ای به دست می آید که در شهر همدان وجود دارد.


پس از شستن انگور آن را له می کنند تا آبش را بگیرند. سپس نوعی خاک سفید که در ملایر یافت می شود را به آن می افزایند تا از ترش شدن یا نجس شدن آن جلوگیری شود.


دو نوع شیره انگور در همدان یافت می شود. نوع اول شیرین، شل و قهوه ای پر رنگ است. اما نوع دوم که در ملایر تهیه می گردد سفت تر و روشن تر می باشد.




۱۰- نقل

نقل یکی از شیرینی های سنتی ایران است که در بسیاری از مناطق رواج دارد. این شیرینی در همدان نیز یافت می شود و می تواند تجربه ی شیرینی برای شما رقم بزند.




۱۱- حلوا ارده

حلوا ارده که بیشتر در سفره های صبحانه دیده می شود از ارده، شکر، تخم‌مرغ، هل، کنجد بریان سابیده (ارده) وچوبک تشکیل می گردد. این محصول بسیار مقوی است و انرژی زیادی را به بدن می رساند.




۱۲- حلوا لوزی

نوع خاصی از حلوا در همدان درست می شود که به دلیل برش آن به شکل لوزی به حلوا لوزی شهرت دارد. آرد برنج، مغز گردو، سبوس گندم، عسل و زعفران موادی هستند که در طبخ این شیرینی به کار می روند.




۱۳- سنل

آرد بوداده، روغن، شکر، بیسکویت، زنجبیل، جوز ودارچین مواد تشکیل دهنده ی شیرینی خوشمزه ای هستند که سنل یا صنل نام دارد. نوع مرغوب این شیرنی را می توانید در نهاوند پیدا کنید.


۱۴- گز

درست است که همه با شنیدن نام گز به یاد اصفهان می افتند اما باید بدانید که این شیرینی در نهاوند همدان نیز طبخ می شود وطرفداران خاص خود را دارد پس در سفر به همدان می توانید به عنوان سوغاتی روی آن حساب باز کنید.




۱۵- نان نارگیلی

نان نارگیلی یکی از شیرینی های محبوب استان همدان است که از آرد سبوس دار، شکر، نمک، گلاب، تخم گشنیز کوبیده و نارگیل رنده شده تهیه می شود.




۱۶- عسل

به دلیل رواج زنبورداری در همدان، عسل یکی از سوغاتی های این استان است که می تواند طعم شیرین طبیعت را برایتان به ارمغان بیاورد. خرید عسل در همدان را تجربه کنبد و از آن لذت ببرید.




۱۷- نان چای

نان چای بیشتر در قزوین شناخته می شود اما در همدان هم میتوانید آن را تهیه کنید. نان چای، نوعی شیرینی سنتی است که با ترکیب آرد، روغن، پودر قند، تخم مرغ، هل، ماست و جوشش شیرین تهیه می شود. از ترکیب هل، ماست و زرده تخم مرغ نیز برای پوشاندن روی آن استفاده می کنند.




۱۸- چای بغدادی

چای بغدادی یکی از محصولات ویژه ی همدان است که مزه ی دارچین و زنجبیل آن بسیار محسوس می باشد. وجود گیاهان و عرقیات دارویی در آن باعث می شود تا ارزش غذایی و دارویی فراوانی پیدا کند. استفاده از زنجبیل , دارچین, هل و میخک، طبع بسیار گرمی به این شیرینی بخشیده است.




۱۹- انواع ترشی و مربا

طعم کم نظیر ترشی ها و شیرینی مرباهای لذیذ همدان برای همیشه زیر دندان شما می ماند. در سفر به این شهر از طعم این خوردنی های لذیذ بی نصیب نمانید.






۲۰- خشکبار

همدان به دلیل قرارگیری در موقعیت جغرافیایی مناسب کشاورزی دارای محصولات مرغوبی در زمینه کشت انگور، هلو، زردآلو، سیب، بادام و گردو و انواع دیگر می وه ها می باشد. بسیاری از افراد در این استان به کشاورزی مشغولند و به تولید قیسی، برگه، مویز و کشمش نیز می پردازند.


 

تحت تعقیب

اخراجی
اخراجی
عضویت
5/24/17
ارسال ها
1,895
امتیاز
28,973
محل سکونت
مخفیگاهم
صنايع دستي كرمان

صنايع دستي كرمان آوازه جهاني دارد . صنايع دستي استان به دو صنعت خانوادگي و كارگاهي تقسيم مي شود.

صنايع دستي خانوادگي مثل شال و پته و ترمه است كه به غير از پته دوزي مابقي از رونق افتاده است .

صنايع دستي كارگاهي نيز شامل قاليبافي ، جاجيم ،گليم و خورجين بافي است.



پته دوزي: پته نوعي سوزندوزي ايراني است كه از دوخت ريسهاي پشمي رنگين بر روي شال زمينه يا شال در طرحهاي زيبايي چون بوته، سرو و ترنج پديد مي آيد و منظره اي بديع از گل و بوته هاي رنگين را كه حاصل تلاش دختران و زنان زحمتكش كرماني است جلوه گر مي كند .

پته به طور انحصاري در كرمان تهيه مي شود و دوخت آن در تمام شهرستانها و روستاههاي اطراف استان به ويژه كرمان و سيرجان و رفسنجان رايج است . طرحهای زيبای آن كار طراحان ماهر است . اين طرح هاو نقشه ها كار طراحان ماهر است . اين طرح ها و نقشه ها ريشه در تمدن و فرهنگ ايراني دارند.
كي از نمونه هاي بسيار زيباي پته كه دوخت بسياربديع و بي نظيري دارد، روپوش مقبره شاه نعمت الله ولي است . تاريخ دوخت اين پته سال 1285 است . اين كار نتيجة دو سال كار مداوم 16 زن پته دوز كرماني بر پارچه اي به طول 355 سانتي متر و عرض 210 سانتي متر است.

قالي كرمان: قالي كرمان از قديم زيباترين و نفيس ترين قالي ايران و دنيا به شمار مي رفته كه در سالهاي اخير تا حد زيادي از اهميت آن كاسته شده است . كرمان پشم بسيار مرغوبي براي قالي بافي دارد. نوع آن شبيه پشم خراسان و از پشم كرمانشاه قدري سبكتر و ظريفتر است .



شهرت قالي كرمان بيش از هر چيز به دليل درآميزي رنگ و طرح است . در تمايز وتشخيص قالي دو عامل طرح و رنگ بسيار است. طرح و رنگ قالي كرمان يكي از نفيس ترين، زيباترين و خوش سبك ترين بافته هاي جهان به شمار مي آيد. از معروف ترين كارگاه راين و كارگاه خنامان است.



گليم: بافت گليم در جوامع عشايري و روستايي تقريبآ حالت حرفه اي غير دايم و فصلي دارد. قسمت عمده اي از گليمهاي توليدي زنان عشاير جنبة خود مصرفي دارد و به صورگوناگون مانند گليم و گليمچه، جوال، خوابگاه و خورجين و غيره در زندگي روزمره آنان مورد استفاده قرار مي گيرد .



بخش ديگري از توليدات آنها نيز در مراكز داد و ستد محلي مبادله مي شود و ازاين طريق بخشي از در آمد مورد نياز خانواده را تامين مي كنند . گليمهای ايرانی انواع مختلف دارد مثل گليمچه، مسند، پلاس ، شيركي پيچ و ... شيركي پيچ نوعي گليم است كه عشاير كرمان مي بافند و از دور حالت قالي دارد. در اين نوع گليم بر خلاف انواع ديگر گليم كه در آنها پود باعث شكل گيري محصول مي شود پود نقشي در بافت ندارد و فقط تارها را به يكديگرمتصل مي كند و باعث استحكام درگيري نخ خامه با تارها مي شود. اين نوع گليم در دارستان سيرجان و بافت توليد مي شود .

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

تحت تعقیب

اخراجی
اخراجی
عضویت
5/24/17
ارسال ها
1,895
امتیاز
28,973
محل سکونت
مخفیگاهم


نمد مالی، یکی از دیرینه ترین هنرهای صنایع دستی چهارمحال و بختیاری محسوب می شود.

نمدمالی، از قرن هاي متمادي و چه بسا از بدو شكل گيري زندگي اجتماعي انسان ها، به عنوان یکی از صنایع دستی تولیدی، وجود داشته است.



انسان ها از زماني كه حيوانات وحشي را اهلي و براي پرورش به مناطق مختلف مانند ارتفاعات، دشت و غیره بردند، نياز به زيرانداز و تن پوشي گرم داشتند كه با توجه به وفور مواد اوليه و پي بردن به خاصيت پشم، هنرصنعت نمد مالی، شكل و رونق گرفت.

اکنون چهارمحال و بختیاری به عنوان یکی از قطب های مهم تولید نمد در کشور و حتی دنیا به شمار می رود.



امروزه ابزار صنعتی به كمك نمدمالي آمده و وسایلی مانند ماشين برقي حلاجي به جاي كمان دستي و ضربه زدن برقي كه 20 درصد كار نمد را انجام مي دهد، جایگزین شده است.

پس از آنكه عشاير گوسفندان خود را از قشلاق به ييلاق مي آورند، پشم آن ها را در آب هاي جاري شستشو داده و سپس به وسيله قيچي مخصوصي به نام "چره"آن را مي چينند و جداگانه بسته بندي مي کنند.



وقتي پشم چيده و از نظر رنگ بندي و كيفيت جداسازي شد، صنعتگران نمدمالی، كه بیشتر هم به صورت سنتي در مجاورت عشاير قرار دارند، پشم مورد نياز را خريداري کرده و به محل كار خود انتقال مي دهند.

سپس در مرحله نخست، پشم را حلاجي کرده و براساس نوع نمدي كه قصد مالش دهند آن را دارند، پهن کرده و به وسيله ابزار ساده اي به نام پنجي الياف پشم حلاجي شده را تا ارتفاع 60 سانتي متر بر روي قالب به صورت يكنواخت مي ريزند به اصطلاح محلي پشم را بر روي قالب به صورت پف يا پفكي در آورده كه بعد از اين عمل با همان وسيله پنجي يا پنجك، بر روي پشم پف شده فشار مي دهند تا كمي از حجم آن كاسته شود.



در مرحله دوم، بر روي پشم هاي ريخته شده در قالب،به صورت يكنواخت آب داغ مي ريزند، كه اين عمل پشم را سنگين كرده و در همان مرحله الياف پشم به يكديگر زنجير مي شوند.



در مرحله سوم، قالب را به صورت لوله مي پيچند و دور آن را با طناب مي بندند و حدود 20 دقيقه تحت فشار چند كارگر با ضربات دست پا به آن ضربه مي زنند تا الياف پشم به صورت فشرده و نسج گونه گردد، كه به اين مرحله خامه مي گويند.

در مرحله چهارم، قالب را باز كرده و لبه هاي نمد را روي خود برگردان مي كنند و مقدار كمي پشم حلاجي شده در آن اضافه مي كنند و بر روي سطح كار مخلوطي از آب و صابون پخته شده مي ريزند و دوباره قالب را بسته و مالش مي دهند.



در مرحله پنجم، قالب را باز كرده و نقش و طرح بر روي نمد می گذارند که این مرحله، به دو صورت انجام می شود.

در مرحله ابتدایی، قبل از ريختن پشم بر روي قالب، نقش ترسيم و طراحي شده و بعد روي پشم ريخته شده به هم مي چسبند.



در مرحله بعد، در نمد قالب كرده نقش از قبل ساخته و تهيه کرده، بر روي آن گذاشته و به وسیله محلول آب گرم و صابون، با فشار و مالش، طرح و نقش بر روي نمد می چسبد و سپس نمد را لوله كرده و مالش مي دهند.



در مرحله ششم، نمد را به صورت لوله درآورده و حدود دو ساعت، مالش و ورز می دهند و در حين انجام مالش، نسبت به صاف و قرينه كردن طرح و نقش اقدام می کنند.



در مرحله هفتم، پس از انجام كار مالش، ابتدا نسبت به صاف کردن ابعاد نمد، رفع كجي ها، برطرف نمودن اختلاف سطح احتمالي، پرز سوزي و اصلاح نمد اقدام می کنند.



در مرحله هشتم، نمد آماده شده را با آب ولرم شستشو داده و سپس در آفتاب مستقيم خشك و به مشتريان عرضه می کنند.



متأسفانه به علت زحمات طاقت فرسا و همچنين داشتن فيزيك بدني خشن و سخت برای انجام نمدمالي از يك سو و نداشتن درآمد كافي از سوی ديگر، امكان حضور جوانان در اين رشته کم رنگ شده است.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

تحت تعقیب

اخراجی
اخراجی
عضویت
5/24/17
ارسال ها
1,895
امتیاز
28,973
محل سکونت
مخفیگاهم


نخستین و كهن ترین نمونه های باقی مانده نمد در آسیا كه دارای طرح و نقش شگفت انگیزی بودند، دركاوش هایی در كورگان شهر بسیار كهن منطقه پازیریك آلتایی بوسیله پژوهشگران روسی یافت شد، كه بصورت كف پوش و پوشش زین اسب و تزیین شده بودند به چهارصد تا پانصد سال پیش از میلاد تعلق داشتند و نشان دهنده پیشینه دو هزار و پانصد ساله هنر دست انسان است. اندازه نمد یافته شده در این منطقه شش متر و پنجاه در چهار متر و پنجاه بوده كه در عمق یخ ها بوده و گویا این نمد طی مراسم دفن بمثابه دیواری چادری برای مرده به كار برده می شده است.



روكش یا پوشش یافت شده به اندازه صد و نوزده در شصت سانتیمتر بوده است. اشیایی دیگری كه در این مكان از جنس نمد وجود داشت، دیوار آویز، روكش، كلاه از جنس نمد، حلقه و غیره بود. این اشیاء تزیین شده با اشیاء دیگر مانند چرم و آهن تركیب شده بودند. برخی از پژوهشگران پیدایش نمد را بیش از هفت هزار سال می دانند. تكنیكی كه در این قدیمی ترین نمد بكار برده شده، برخی امروز نیز در آسیای مركزی بكار می رود. بر این عقیده اند كه تكنیك نمدسازی از طریق مغولستان به چین آورده شده است. دختری كه شاهزاده ای چینی بوده و در مغولستان ازدواج می كند، در نامه ای به خانواده خود می نویسد: «من به كشوری غریب و بیگانه فروخته شدم، یك چادر خانه من است، با دیوارهایی از نمد.»

نمد امروزه نیز در شمال چین بطور وسیع متداول است. در یونان نمد در حدود چهار تا پنج سده پیش از میلاد بمثابه جنس نو ظهور و جدید توصیف می شود كه از مردمان آسیایی یاد گرفته شده است. در یونان قدیم در میان ماهیگیران و افزارمندان كلاه هایی كه ازجنس نمد ساخته شده بودند، موردپسند بوده است. نمد به یونانی «Pilos » گفته می شد. سپس رومی ها تكنیك تولید نمد را از یونانیان گرفتند. سربازان رومی كلاه های نمدین برسر می كردندكه بمثابه نماد آزادی تلقی می شد. وقتی برده ای آزاد می شد، سرِ وی را تراشیده و سپس اجازه داشتند كه كلاه نمدین بر سر وی گذارند.



از این دوران به بعد است كه نمد در اروپا نیز پا به عرصه وجود می گذارد. در قرون وسطی كارآموزان شمال اروپا به آلمان برای آموختن صنعت كلاه دوزی می آمده اند. كلاه دوزان آلمانی همچنین جوراب هایی از جنس نمد تولید می كرده اند. در كاوش هایی در كشور سوئد، همراه با شنل و كلاه های نمدین، همچنین كفپوش هایی از جنس نمد برای كفش یافت شد. در نروژ نیز جوراب های نمدین با كف پوش های چرمی برای كفش تولید می شده است.

در قرن هیجده، با تكامل و رشد صنعت و خریده شدن لباس های گرم و گرم شدن خانه ها، نمد تقریبا به فراموشی سپرده شد. طی جنگ دوم جهانی نمد در روستاها رنسانس عمومی را تجربه كرد. بطور كلی می توان گفت كه تولید نمد نخست به آسیا و سپس به اروپا منحصر شد. منابعی وجود ندارند كه نشان دهنده تولید نمد توسط انسان هایی كه در آفریقا و آمریكا می زیسته اند، انجام گرفته باشد.


می توان گفت كه تقریبا فقط چوپانان چادرنشین در امر تولید نمد به لحاظ پایه اقتصادی معین آن فعال بودند، در صورتی كه كشاورزان هندی، یونانی، چینی و رومی تولید نمد برای آنان تنها بمثابه حرفه ای جانبی به حساب می آمد.



در آسیای مركزی با آنكه تولید نمد به نیروی بدنی نیاز داشت، اما اكثرا توسط زنان درست می شد. واژه یورت كه به معنی چادر، سرزمین، میهن و زادگاه است، واژه ای است تركی و بیش از دو هزار سال قدمت دارد. منابع چینی برای نخستین بار شش سده پس از میلاد درباره یورت چادرنشینان گزارش می دهند.



نمد در زمستان های سرد روی چادرهای تركی (یورت، آلاچیق) به صورت سه یا چهارلا افكنده می شد تا سرما وارد چادر نگردد. نمد، چادرنشینان آسیای مركزی را از گرما، سرما، رطوبت و باد حفظ می كرد. با تولید نمد بود كه نخستین شرایط تاریخی تولید لباس های گرم و محافظ به وجود آمد، بدون اینكه حیوان یا جانوری به خاطر پوست خود شكار یا كشته شود. نمد كه از یك سو نماد كار و هنر دست انسان، به واسطه پشم حیوانات تولید می شد، ازسوی دیگر بیانگر رابطه اصولی و پایه ای بین انسان و طبیعت بود. برای تولید آن تكنیك خاصی لازم نبود. با كار دست، صرف نیروی بدنی، درهم پیچیدن الیاف پشم و مالیدن یا غلطاندن آن، این نخستین پوشاك گرم و كفپوش انسان ساخته می شد. رد پای نمد در شرق آسیا در پژوهش برای منابع كتبی اولیه و شواهدی برای وجود نمد، به گزارش معتبر و موثق دولتی چین كه متعلق به دویست سال پیش از میلاد (دوران سلسه هان ها در چین) است، برخورد می كنیم.

در فرهنگ نامه چینی متعلق به قرن هفده بنام K`ang- hsi Ta Tzu Tien كه یكی از مشهورترین اثر چینی است، حدود سی علایم و ردپا برای مواد پشمی و نمد با طبقه بندی آن به نام mao ‌= مو، پشم، وجود دارند. برای چینی ها نخ، ابریشم و كتان آشنا بودند، اما رابطه ای سخت با مواد پشم داشتند. Sung Ying-hsing نویسنده چینی توضیح مختصر و ساده ای درباره نمد بصورت زیر می دهد: « نمد ماده ای زبر از موهای پشمی است كه از انواع حیوانات جمع شده، بصورت لایه لایه روی هم قرارداده، باهم لوله و غلت داده و برای ایجاد نمد فشار داده می شود. چینی ها با چادرنشینان آسیای مركزی كه به پرورش گوسفند و تولید نمد اشتغال داشتند، آشنا بودند و به توسط این مردمان با نمد آشنا می شوند. در شمال چین پیشتر گروه های قومی ترك Hsiung-nu وجود داشتند كه با آنها چینی ها از حدود هزار و پانصد سال پیش از میلاد، همواره در جنگ و ستیز بودند.



گروه های قومی ترك Hsiung-nu در یورت های نمدین زندگی می كردند و خود را با نوعی لباس از جنس نمد می پوشاندن و چكمه های آنان از نمد بوده است. با اطمینان می توان گفت كه چینی ها نمد و تولید آن را از خلق های آسیای مركزی یاد گرفته اند. در دوران سلسله هان ها از پا دری های نمدین و همینطور از یك كلاه نمدی متعلق به امپراطور چینی بنامWen ( 179- 152 پیش از میلاد) نام برده می شود كه بمثابه بهترین وسیله برای پوشاندن سر در هنگامه شكار بوده است.



در ایالات كنونی چین بنام ssu-ch`uan و Yünnan در حال حاضر برخی از قبایل هان مانند Jan-mang زندگی می كنند و به پرورش دهندگان گوسفند و تولیدكنندگان نمد در چین معروف هستند. درقرن نهم میلادی قبایل Nan-chao در ایالت Yünnan زندگی می كردند كه در بخشی از لباس های آنها نمد به كار برده شده بود. نمد كه به چینی Chan خوانده می شد، طبق گزارشی از Shon-Wen بایستی قبل از دوران سلسله هان ها یعنی 206 پیش از میلاد و 221 بعد از میلاد معروف بوده است.

آورل شتاین Aurel stein)) در حفریات و كاوش های خود در آسیای مركزی (1900- 1916) در ویرانه های Niya,Loulan و دیگر مناطق واحه های جاده ابریشم تركستان شرقی باقی مانده های نمد، پارچه، فرش و همچنین چوب و چرم با خط كاروشتی (Karoshti) از دوران سلسله هان كشف كرد. این اسناد قدیمی، لیست صورت حساب و سفارشاتی است كه در آن نمد و پوشش های زین اسب در كنار بسیاری چیز های دیگر نوشته شده بود.



در نزد قبایل غرب تركمنستان ، طبق تحقیق و.كو نیگ (W.König ) نمد « كِچه » خوانده می شود، قرقیز ها و قازاق ها نمد را «شیرماق»، «شیرداق» و «تِكِنمِك» نام گذارده، كه همزمان اشاره ای است به نوع كاربرد، اندازه، تولید و الگوی طریقه عمل آن.

در یادداشت های ه. بیدرس (H.Bidders) ازسفری به واحه ی هامی (Hami) در سال 1940 شماری از نام ها در رابطه با نمد بدست آمده كه میزبان مسلمان وی برای او به صورت زیر توضیح داده و به زبان تركی اما با حروف عربی نگاشته شده است. برای نمونه:



تِكِنمِك: Tekenmek، نمد مستطیل شكل، دارای طرح و زینت شده به دسته موهای پشمین.



كیرگز: Kirgez، پارچه ای سفید كه روی نمد انداخته می شود و برای پوشش دیوار یورت بكار برود.



یورتقان: Yortqan یا جورغان، رویه ای با پوشش نمدی برای دیوار.



موینا یورتقان: Moy-na Yortqan، پوشش نمدی دو جداره از پشم گوسفند با رویه ای ابریشمین.



زلچه: Zilche یا زیلچه، نمدی است دارای طرح و زینت شده كه در خانواده های ثروتمند یافت می شد.



تكیه: Tekye بالشی ازنمد باروكش ابریشمی كه دو تای آن روی هم قرارداده و مورد استفاده قرار می گرفته است.



توشِك: Tu-shek، با نمد درست شده، برای نشستن به كاربرده می شد.



كشف نمد و كاربرد آن طی هزاران سال پیش از هر چیز گویای آن است كه نمد برای جلوگیری از سرما، رطوبت و به ویژه در برابر بادهای مداوم استپ های آسیای مركزی بوده است. صرف نظر از چربی طبیعی پشم، بواسطه بوی آن حیوانات مضر دور نگه داشته می شد. نمد برای جابجایی یورت ها آنگونه كه ماركو پولو گزارش می دهد، ضروری بود و وجود چربی در پشم (نمد) آب را غیر قابل نفوذ بود.



نمد سفید به طور سمبولیك با « ابرهای سفید آسمان» هم طراز بودند. نمد سفید نشانه « ازتبار ابرها» بودن برای صاحب آن نزد اویغورها و درنزد چینی ها نشانه « پسر آسمان» بود. حاكمان و روسای قبایل روی نمد سفید می نشستند و تخته كف چكمه های مخصوص اسب سواری و زیرانداز زین اسب آنان از نمد سفید بود و هنگامی هم كه سوار اسب می شدند، زیر پای آنان نمد سفید آماده می شده است.



نمد غیر از ارزش كاربردی آن برای خانه، لباس و برای مسایل روزمره، تا حد احترام و تجلیل آن گران ارز بوده است. نمد در دوران كهن برای هنگام صرف غذا، خوش آمد گویی، خداحافظی و هنگام جشن و سرور بكار برده می شد. در دوران كهن در آسیای مركزی در اوج انتخاب خان بزرگ حكمرانان و اشراف نمد سفید رنگ را آماده می كردند. نمد هدیه ای آسمانی به حساب می آمد..

دركنار یورت های سیاه ( غارا اوی، Qara Öy )، یورت های سفید ( آق اوی، Aq Öy ) وجود داشته اند كه آن را با گچ سفید یا با پودر استخوان سفید نگه داشته می شد. منبع چینی Yu-yang-tsa-ts`u محتوی بسیاری توضیحات راجع به Tu-küe (ترك ها) است یا گرِنارد دركتاب خود راجع به مردم ترك چنین گزارش می دهد: « نمد دارای نیروی جادویی است، اما هیچ نیا یا معبدی را مالك نیست. مردم ترك، اشكال و هیكل های كوچك اسب را از نمد برش می دهند و آن را برای مقاصد جادویی در كیسه ای چرمین حفظ می كنند. چنانچه غارا بوران، ( Qara Buran گردباد سیاه ) از دور دست به این سو بیاید، شامان (جادوگر) از نمد هیكل های كوچك اسب را می بُرد كه آنها او را به اسب بادسای بزرگ بالدار تبدیل كند تا دربرابر غارا بوران پیكار كند.» این نمونه آورده شده نشان می دهد كه نمد یا « گلوله های پشم سفید» بطور سمبولیك از ارج و احترام خاصی برخوردار بوده است.



نمد خوب و نرم از پشم گوسفند و شتر تهیه می شده است. نمد سفت و زبر برای پوشش چادر، زیر انداز زین اسب، كف پوش كفش ها و امثال آن، یا برای گرم نگه داشتن اسب، از ادغام پشم گوسفند، پشم های بلند نوعی گاو و اسب و پشم بُز و حتی از رشته الیاف گیاهی و از الیاف پوسته درختان درست می شده.‍‍



در سده های پیشین، دورانی كه هیچ ماشینی برای تولید نمد وجود نداشت، نمد تنها توسط پارچه های گرم و كار یدی تدارك دیده می شد. در منطقه آسیای مركزی در بخش تركستان شرقی نژادهای متنوع گوسفند وجود داشته اند. از كرك و موی شانه شده این گوسفندان نمد های گران بها تولید می شد. در نزد قبایل تركمن به نام های یموت و تكه، هم گوسفندان دنبه دار به نام تاغ لاق( Taglaq) [داغ لاق، Dä´glag] و هم بی دنبه یا كم دنبه به نام اِریك (Erik) پرورش می یافت، كه از پشم آنها برای تولید نمد به یك سان استفاده می شده است. در نزد تركمن های افغانستان، جمهوری تركمنستان، تركمن های ایران و قفقاز، نمد امروزه نیز بر اساس قدیمی ترین روش های تولید یعنی طبق روش سیصد سال پیش از میلاد، همانند روش دوران هان ها كه شگفتی چینی ها را برمی انگیخت، مطابق تكنیك پِرِس كردن، غلطاندن و فشردن پشم ها تولید می شود.

رنگ دادن پشم ها

رنگ دادن و تزیین فرش ها و نمد های چادرنشینان آسیای مركزی، تفاوت بزرگ چندانی با مثلا ایرانی نداشت. پیش از هر قبیله دیگری، صحرانشینان قبایل ترك زبان گرایش و تمایل برای رنگ سرخ و آبی، دلبستگی بسیاری به رنگ های متضاد با نوعی تاثیر پلاكاردی داشتند. در جهان غرب این رنگ سرخ بمثابه «سرخ تركی» مشهور شده است. شادی و لذت از تركیب رنگ های روشن پایه ریزی مفهوم هنر تكنیك دكور و آرایش را نشان می دهد.



رنگ هایی كه در پشم ها بكار برده می شد، رنگ های اصلی بود كه از گیاهان استخراج می شده است. برای نمونه به رنگ های زیر اشاره می شود:

ماده رنگی آبی، از گیاه خطمی بومی (غارا گول، Qaragul ) و از گلبرگ های بوته های وحشی آسیای مركزی به نام ساریق تیكن (Sarygh-Tiken) استخراج می شده. ماده رنگی آبی دیگری كه نام شایع آن ایندیگو (indigo) است، ازهندوستان از طریق بخارا آمده كه گران تر از غارا گول بومی بوده است.



ماده رنگی سرخ، از ریشه های روناس گرفته می شود كه در تركستان « اورِدام» (Uredam) خوانده می شد و بسته به مدت زمان جوشش آن رنگ سرخ روشن یا تیره بدست می آید. در تبت ماده رنگی سرخ را از زعفران های وحشی می گیرند.

ماده رنگی گیاهی زرد، از نوع دیگر زعفران های وحشی و همچنین از پوسته انار با اضافه كردن روی- كربنات یا از چوبهای ساریق تیكن با اضافه كردن گل اخری یا مخلوط معدنی با اكسید آهن استخراج می شود.



ماده گیاهی سبز رنگ، با درهم آمیزی زرد و آبی یا با مخلوط كردن اندیگو و زاج سفید به وجود می آمد. پوسته های سبز ریز شده گردو، مخلوط با زاج سفید، علف یا سنگ یشم ( پیروكسنه به شكل سنگ كریستال) برای ایجاد رنگ سبز بكار می رفته است.

طریقه دیگر به دست آوردن رنگ، استفاده از پودر آهنی بوده است. این روش تاثیر رنگ، هنگام آزمایش و مرمت نمد ها از تپه های گورهای سیبری جنوبی كشف شد. پژوهشگر روسی به نام م.كریازنف می نویسد: « طرح یا فیگور های بریده شده نمدین بخشی به زمینه اصلی نمد دوخته شده، بخشی چسبیده شده هستند. روی این نمد آثاری از ورقه نازك قلع به رنگ نقره ای پیدا شدند. در زمینه این نمد ببری با قشری پودر معدنی به رنگ سرخ پوشانده شده است. سر قوچی به رنگ سرخ، با چشمانی طلایی رنگ و گوش هایی خاكستری رنگ نقش بسته است.»



این اثر كه متعلق به چهارصد سال پیش از میلاد است با موزاییك های نمدین در رنگ های متنوع صورت گرفته و با قلع و ورقه نازك طلایی روكش شده اند.

كاربرد تصاویر در زمینه اصلی نمد در اشكال و رنگ های متنوع مانند، جنگ میان حیوانات، تصویر درختان و صحنه هایی با انسان برخی در شكل آبستراكت، نشانگر نماد های دوران كهن بوده كه تا امروز نیز در نزد تركمن ها و دیگر اقوام ترك زبان زنده مانده است. مانند، شاخ قوچ بمثابه سمبول زمین یا ابر بمثابه تصویر احساس آسمان. نزد تركمن های یموت نمد دو طرفه نیز تولید می شده كه در یورت و آلاچیق بكار می رفته است.



كاربرد تصاویر هندسی، دومین نوع ویژگی و زینت نقوش نمد است. چنین طرح های هندسی درفرش تركمن نیز دیده می شود. همانگونه كه گفته شد، نمد تركمن های یموت و به طور كلی تركمن ها مطابق تاریخ و سابقه دو هزار و پانصد ساله خود با نقش دكور مارپیچ آن، با شاخ قوچ به رنگ های سیاه وسرخ، با ابرهایی به رنگ های سفید وسرخ كه نشان از سمبول آسمان و زمین بوده با نقوش نمد های قیرقیز ها و دیگر اقوام ترك مشترك هست.



امروزه در بین ترکمن ها جز برای پوشش اسب و رویه زین برای مصارف دیگر از نمد استفاده نمی شود و جز در تعدادی از روستاهای دور افتاده، در شهرها نشانی از نمد در خانه های ترکمن وجود ندارد و به جای آن از قالی های زیبای ترکمنی برای پوشاندن کف اتاقها استفاده می کنند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

تحت تعقیب

اخراجی
اخراجی
عضویت
5/24/17
ارسال ها
1,895
امتیاز
28,973
محل سکونت
مخفیگاهم


گمج ، نوعی دیگ و ظرف گلی لعابدار وته گرد خورشت پزی است و نوخون نیز از همان جنس و درپوش آن است . سابق بر این ، که اشیاء فلزی به ندرت کاربرد داشت ، گمج بهترین و اساسی ترین وسیله ی طبخ گیلانیان بوده امروزه اگرچه ظروف فلزی جای آن را گرفته است .



اما برخی خانواده ها سنتی و اغلب خانواده های روستایی ، هنوز از گمج استفاده می کنند و معتقدند که طبخ خورشت ، در آن راحت تر و مطبوع تر است و باقی مانده خورشت در آن را روی چنبره ای گیاهی به نام گمج دانه ( gamaj dana ) قرار می دهند .



بهترین گمج و نوخون ها را در جیرده و روستاهای حومه ی شفت نظیر خرطوم می سازند . سفالگران و کوزه گران منطقه ، که در پخت لعاب مهارت دارند ، رنگ سبز روی آن را معمولاً از مخلوط پودر شیشه با قطع و سرب بدست می آورند .



گمج ها انواع و اقسام مختلف دارند :

گمج های یک مرغی کوچک ، دو مرغی متوسط ، سه مرغی بزرگ و بزرگ تر از آن مخصوص مهمانهای اعیانی است .



این ظرف سابق بر این ، بزرگ شهر رشت و در فروشگاهها مخصوص وسایل آشپزخانه سنتی و نیز تمام شهرهای استان به راحتی یافت می شد. امروز با آمدن دیگ، از استفاده ی گمج و نوخون ، حتی در روستاها نیز کاسته شده است روز بازارها هفتگی در گیلان ، مناسب ترین محل خرید گمج و نوخون است . با این حال ، گمج و نوخون به عنوان سوغات درون فامیلی، هدیه از ولایت به حساب می آید .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

تحت تعقیب

اخراجی
اخراجی
عضویت
5/24/17
ارسال ها
1,895
امتیاز
28,973
محل سکونت
مخفیگاهم


یکی از رشته‌های مشهور صنایع دستی در هرمزگان کمه‌دوزی است. در کمه‌دوزی پارچه‌ای را دور دایره‌ای الک‌مانند که به آن«کمان» می‌گویند می‌پیچند. سپس دور دایره را محکم با طناب می‌بندند تا مانند دف شود، با این تفاوت که به جای دف که دور آن پوست است، دور این کمان، پارچه قرار دارد. بعد از این‌که پارچه روی کمان محکم شد، روی آن نقاشی می‌کشند. سپس پارچه را از کمان جدا می‌کنند. گاهی نقاشی از خود پارچه هم بریده و استفاده می‌شود گاهی هم همان پارچه را برای شلوار، کیف و … به کار می‌برند.



روش کار کمه دوزی

روش كار بدين صورت است كه در آن با استفاده از نخ گلابتون دور پولك هاي تخت كوچك طلايي يا نقره ايي را دوخته و در اطراف قالبي كه از سوراخ كردن وسط يك پولك گرد بزرگ بوجود ما آيد نصب مي نمايند .



در اصطلاح سوزن دوزي به دوختي گفته مي شود كه در آن با استفاده از نخ گلابتون و پولك تخت كوچك طلايي يا نقره ، در اطراف قالبي كه از سوراخ كردن در وسط يك پولك گرد بزرگ بدست مي آيد ، قلاب زده مي شود بطوري كه پولك هاي ريز و نخ گلابتون روي قالب را مي پوشانند تا اينكه طرح و نمايي از گل هاي كوچك را نشان دهد اين گل ها مسلسل و در كنار يكديگر قرار گرفته و نواري را بوجود مي آورند .



اين دوخت داراي تاريخچه ي مشخصي نيست ولي آنچه كه مسلم است از دوره ي صفوي به بعد در ميان دوخت هاي استان هرمزگان از رواج كامل برخوردار بوده است در آن زمان در اكثر شهرهاي استان هرمزگان اين دوخت براي تزئين : روسري ها ، يقه لباس ، پاي دامن و شلوار و مچ و آستين به كار گرفته مي شد ولي اكنون اين دوخت در شهرهاي بندر لنگه ، ميناب و بندر عباس رايج مي باشد .



موارد مورد نياز جهت كم دوزي يا كمه دوزي عبارتند از :

پولك مدور سوراخ دار بزرگ ، پولك كوچك طلايي و ندرتا نقره اي ، نخ گلابتون ، سوزن ، پارچه مخمل يا ماهوت سرمه اي يا سياه و ساتن ، همانطور كه اشاره گرديد اجراي كم دوزي بر روي طرح جداگانه نبوده بلكه با قلاب گل ها و نوار و پولكي آماده شده و روي لباس دوخته مي شود .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

تحت تعقیب

اخراجی
اخراجی
عضویت
5/24/17
ارسال ها
1,895
امتیاز
28,973
محل سکونت
مخفیگاهم


کفش چرمی هم‌اکنون در روستای «چرمه» از توابع شهرستان سرایان تولید می‌شود و در قدیم بیشتر افراد روستا از همین طریق امرار معاش می‌کردند و نامگذاری این روستا به نام چرمه شاید از همین‌رو است.



ابزار مورد نیاز در ساخت کفش چرمی عبارتند از کارد، گاز انبر، گزان، سمبه، سندان، سوهان، دوخش، چکش، نخ، مشته و تعدادی میخ پایه کوتاه است و...

مراحل تهیه‌ی این نوع کفش عبارت است از طراحی مدل مورد نظر براساس الگو و اندازه بروی مقوا و سپس اجرای آن بروی سطح چرم، بریدن الگو با گزدن و قسمت‌های مختلف آن شامل پی ساق و رویه‌ی برش می‌خورد، نازک کردن اطراف قطعات بریده شده با گزدن و ضخامت چرم را بر می‌دارند، چسباندن پی ساق که از سه قطعه چرم است و با مشته ضربه می‌زنند تا محکم شود، تهیه‌ی آستر برابر الگو که اغلب از پارچه‌ی ضخیم یا مقواست و موجب استحکام پای پوش می‌شود.



سپس مرحله‌ی دوخت قطعات چرم با دست یا چرخ آغاز می‌شود، در مرحله‌ی دوخت یک نوار پلاستیکی به رنگ چرم در قسمت فوقانی پی ساق دوخته می‌شود تا پس از پایان دوخت لبه کفش از نمای زیبایی برخوردار باشد، این کار را زهوار گویند، در این مرحله سمت جلو کفش را سردوزی می‌کنند و در ادامه با کمک سمبه در دو طرف پی ساق چندین سوراخ برای عبور بند کفش ایجاد می‌کنند، پس از دوخت قسمت جلو و پشت کفش‌ها را با چسب به هم می‌چسبانند و مجدداً محل‌های اتصال دوخته می‌شوند، پس از دوخت مرحله‌ی کارکشی آغاز می‌شود و سربار کفش را بروی قالب قرار داده و با گازانبر اطراف آن را می‌کشند و با چند میخ آن را به قالب متصل می‌کنند و سپس تخت کفش را با میخ به قالب می‌زنند به تخت کفش هم یک لایه‌ی چرمی می‌چسبانند.



در این مرحله دوخت دور تا دور کفش با درفش آغاز می‌شود سپس زوائد اطراف آن را بر می‌دارند و پاشنه‌ی کفش را هم به آن می‌چسبانند، آخرین مرحله‌ی تخت کفش را با سمبه نقش می‌اندازند تا از اصطکاک تخت صاف با زمین جلوگیری شود و سپس چند روز باید کفش داخل قاب قرار گیرد تا شکل خود را حفظ کند، مهم‌ترین کار کفش چرمی شیوه تهیه چرم است.

از جمله ابزار و اشیاء وابسته این فن چرم، نخ، مو، پارچه، مقوا، سریش، کارد، گاز انبر، گزدن، سمبه، سندان، سوهان، درفش، چکش، میخ کوچک، مشته، نمک، آب و قالب است.
براساس این گزارش، کفش سنتی روستای چرمه شهرستان سرایان با شماره 72 در میراث معنوی «ناملموس» کشور به ثبت رسیده است.

تولید کفش‌های سنتی و دستی گرچه زمان‌بر است اما کیفیت و ماندگاری بالای آن سبب می‌شود تا جایگزینی برای آن نباشد.
اما تولید انبوه کفش در سال‌های اخیر سبب نادیده گرفته شدن کیفیت و مرغوبیت گونه‌های دستی آن شده و ورود کفش‌های چینی که از کیفیت و قیمت بسیار پایینی برخوردار هستند، علاوه بر پیامدهای منفی، سبب تعطیلی بسیاری از این کارگاه‌های کفش‌‌دوزی در کشور شده است.



تنوع در طرح و رنگ در اجناس امروزی رغبت و تمایل مشتری را به‌سمت خرید محصول می‌کشاند بنابراین شاید یکی دیگر از عواملی که سبب به فراموشی رفتن کفش‌های سنتی در عصر تکنولوژی امروزی شده، اشکال ساده این نوع کفش‌ها است.



ساخت کفش‌های محلی در چرمه به سال 1300 ه.ق. برمی‌گردد

در این استان انواع کفش‌ها به‌نام‌های ساغری، کفش ساده، طبلک، استخوانی، طبلک چوبی، گیوه، کفش گرجی و ارسی و کفش چوپانی ساخته می‌شده و معمولاً جنس این کفش‌ها چرم، لاستیک و نخی بوده است.

از میان انواع کفش‌ها آنچه بیشتر معمول بوده و در حال حاضر نیز مورد استفاده است، کفش چرمی روستای چرمه شهرستان سرایان و همچنین انواع گیوه است که به‌صورت بافتنی و ماشینی وجود دارد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

تحت تعقیب

اخراجی
اخراجی
عضویت
5/24/17
ارسال ها
1,895
امتیاز
28,973
محل سکونت
مخفیگاهم


رفوگری هنری است که بعداز هنر قالی بافی به وجود آمده و محرک ایجاد آن نیز احتیاج بوده است زیرا هر فرش امکان دارد در معرض فساد قرار بگیرد و به مرور زمان آسیب ببیند. بنابراین تا زمانی که در سالن و خانه ها فرش وجود دارد هنر رفوگری نیز باقی خواهد ماند، در حقیقت می توان گفت که هنر رفوگری مکمل هنر فرشبافی است.



نام اولین کسی که مبادرت به رفوگری کرده است مثل نام اغلب سازندگان، ناشناس وگمنام مانده است. این نیک مرد هر کسی بوده گمنام زیسته و گمنام نیز مرده است بدون اینکه خود بداند که به عالم فرش چه خدمت ذی قیمتی عرضه کرده است و چه بسا هنرمندانی که بعد از بنا نهادن زیر بنای هنر خود از دنیا رفته اند ودر حال حاضر نام و نشانی از آنان در هیچ یک از کتاب های تاریخ دیده نمی شود و جا دارد برای قدردانی از آنان به روان پاکشان درود بفرستیم و با زنده نگه داشتن هنر آنان از این هنرمندان ناشناخته و ناشناس سپاسگزار ی نمائیم.


ارزش هنر رفوگری وقتی بیشتر معلوم می شود که فرش گرانبهایی در نتیجه پوسیدگی یا بید زدگی یا رطوبت و آتش سوزی و یا کثرت استعمال و حوادث دیگر آسیب دیده باشد که دراین هنگام انگشتان معجزه گر رفوگر به کمک ما می آید و با دستهای سحار و نفس خود روحی تازه به کالبد این قالی مشرف به موت می دهد و با نجات آن از تباهی جلوه و زیبائی تازه ای می بخشد در حقیقت کار رفوگر در این حال به خدمات پزشک و جراحی شباهت دارد که بیمار مشرف به موت را از مرگ نجات می دهد.

هر فرشباف باید کم وبیش با هنر رفوگری نیز آشنا باشد تا در هنگام ضرورت بتواند نیازهای خود و دیگران را مرتفع نماید. البته مهارت و ممارست در این رشته نیاز به تعلیم گرفتن و تمرین وکسب تجربه دارد که رفوگر تازه کار به تدریج مهارت پیدا می کند. قبل از شروع به رفوگری باید فرش مورد نظر را کاملاً گسترده و پشت و روی آن را به دقت بررسی و نوع و میزان آسیب دیدگی ها را تعیین و یادداشت نمائیم.



با توجه به این که فرش نوعی منسوج می باشد و در مقابل حرارت و رطوبت و مرور زمان آسیب پذیر است ضایعات را تا حدی می توانیم به صورت زیر طبقه بندی نمائیم:
1- ضایعات ناشی از کهنگی و طول عمر قالی از قبیل پوسیدگی، پاره شدن شیرازه، دررفتگی وفرسودگی چله ها، جر خوردگی و پارگی، رنگ پریدگی و یا ازبین رفتن پرزها و غیره.


2- ضایعات ناشی از حوادث آتش سوزی و سوختگی، بید زدگی، پوسیدگی ناشی از رطوبت ویا مواد شیمیائی، بریدگی با وسایل برنده و چاقو.
ضایعات فوق ممکن است سطحی باشد یعنی فقط به روی پرز های فرش اثر بگذارد و یا عمیق باشد و به چله ها و پودهای فرش نیز آسیب برساند.



عملیات مرمت و پرداخت فرش:
وسایل مورد نیاز هر رفوگر به شرح زیر است:
1- وسایل کار از قبیل: قلاب، درفش ، خواب پشت، دفتين، قيچي، دم باريك(انبردست)، سوزن دردواندازه كوچك وبزرگ، نخ پود، نخ پنبه اي(چله)، نخ ابريشمي، ظرف آب ، تخته، چارچوب چكش، ميخ كش، اتو، كيله، ميخ .


2-نخهای رنگین مطابق رنگ بافت فرش و بر حسب این که فرش کهنه و رنگ رفته باشد باید نخها نیز رنگ رفته انتخاب شود وهمچنین نخهای چله و پودها.


3- نقشه قسمتی از فرش که از بین رفته است باید از روی از روی قسمت های مشابه و سالم فرش تهیه می شود.



رفوگری از نظر کلی شامل مراحل زیر است:
1-شیرازه دوزی: رفوگر باید نخ مناسب با رنگ مناسب از روی شیرازه باقی مانده فرش تهیه سپس به ترمیم خرابیها و قسمتهای از بین رفته شیرازه اقدام نماید. چنانچه نخ های مورد استفاده رفوگر با نخ های شیرازه قبلی هم رنگ نباشد عمل رفوگری مثل عمل وصله کاری به چشم خواهد خورد و ارزشی نخواهد داشت و باعث افت قیمت فرش خواهد شد.

2- پل سازی: در صورتی که چله های اول وآخر فرش از بین رفته باشد رفوگر باید تمام چله ها را با رنگی هم رنگ چله های اول ترمیم نماید.

3- گلیم بافی: گلیم فرش باید مطابق اول و آخر فرش اولیه زده شود.

4- بیدخوردگی: رفوی پشت و روی فرش بید خورده هرکدام روش مخصوص دارد که رفوگر قبل از اقدام باید به قدر کافی مجرب وآزموده باشد تا از رفوی خود رضایت خاطر حاصل نماید.

5- سوراخ شدگی وپارگی، سوختگی، چروک خوردگی همه این حالات ممکن است در اثر کهنگی و مرور زمان پیش بیاید همچنین ممکن است مثلاً در اثر بی دقتی بافنده فرش، قالی روی دار پاره شود.که در هر حال باید رفو با رنگی مناسب رنگ به کار رفته در فرش انجام پذیرد. بدیهی است در صورتی که در انتخاب رنگ و عمل رفو دقت کافی نشود جای رفو شده به چشم خواهد خورد و از ارزش قالی کم خواهد کرد. به طور کلی هم آهنگی رنگ نخهای به کار برده شده در رفوگری با رنگ های اصلی نخهای فرش حائز اهمیت زیادی است.



6- اگر در یک طرف فرش پارگی ایجاد شود می توان آن را از روی نقشه طرف سالم فرش رفو نمود. اگر نقشه دو طرف فرش یکسان نباشد رفوگر باید با توجه به کلیات نقشه فرش، نقشه ای مناسب روی کاغذ شطرنجی طرح نماید سپس عمل رفوگری را انجام دهد. هرگاه فرش بدون نقشه ترمیم شود ارزش خود را از دست خواهد داد.


7- اگر در وسط فرش یا نقطه ای از آن جر خوردگی پیدا شود ( که به طور وضوح دیده می شود) ابتدا باید محل جر خوردگی فرش را از رو یا پشت علامت گذاری کنند بعد همان محل را تا کنند، اگر جر خوردگی به علت خشکی چله ها ادامه یابد نبایدآن را دست کاری نمود بلکه باید حدود جرخوردگی را با ماژیک علامت گذاری کرده بعد آن را با تیغ خیلی تیز از بدنه فرش جدا نمایند سپس قسمت از بین رفته را از روی تعداد چله ها و با نخ های مناسب چله کشی کرده و بعد پود نازک وکلفت را از روی نقشه بافته شده که از بدنه جدا نموده اند به دقت همان نقش و همان رنگ را در بدنۀ فرش پیاده نموده وتمام نمایند.


8- رنگرزی: برای اینکه رفوگر بتواند در هر شرایطی قادر به تأمین مواد مورد نیاز و مصالح ضروری خود باشد باید اصول رنگرزی را یاد بگیرد، زیرا چه بسا اتفاق می افتد رنگی که درسال های قبل به کار رفته است هنگام احتیاج و رفوگری در بازار پیدا نشود و همچنین امکان دارد که نخ های فرش در اثر استعمال تغییر رنگ پیدا کند که تهیه نخ های هم رنگ از بازار به آسانی میسر و ممکن نشود، در چنین اوضاعی لازم است که رفوگر نیازهای خود را شخصاً تهیه نماید و برای این عمل کسب اطلاعات مختصر از رنگرزی ضرورت پیدا می کند.

دستگاه کوچکی به نام پاتیل تهیه شود و با توجه به تجربه ای که رفوگر دارد نخ های مورد نیاز خود را رنگ نماید.


9- گاهی اتفاق می افتد با وجود تمام دقت هایی که به عمل آمده مع الوصف رنگ جای رفو شده با رنگ اصلی فرش کمی مغایرت داشته باشد که در این صورت رفوگر می تواند از رنگ های محلول وآماده استفاده نماید و پس از پایان کار رفوگری، قیچی زدن، کیله کشی، اتوکشی از آن رنگ ها برای تطبیق چله استفاده نماید و بعد روی قسمت رنگ شده، اتوی نیمه گرم ( به مدت ده ثانیه) قرار دهد تا نتیجه مطلوب به دست آید. با این رنگ ها حتی می توان عیب رگه های فرش را نیز رفع نمود اگر رنگ ها ثابت باشد هنگام شستن فرش نیز از بین نخواهد رفت.

 
آخرین ویرایش توسط مدیر

بالا