PaRIsA-R کاربر نیمه فعال سطح 13 تاریخ ثبتنام 30/3/17 ارسالیها 498 پسندها 2,772 امتیازها 26,473 مدالها 16 11/8/17 نویسنده موضوع #1 تا حالا شده که واسه یه رمان گریه کنید؟؟ اسم رمانم بگید :) خودم واسه رمان (همه هستیه من و مانع و...) بسی گریه کردم:| امضا : PaRIsA-R
تا حالا شده که واسه یه رمان گریه کنید؟؟ اسم رمانم بگید :) خودم واسه رمان (همه هستیه من و مانع و...) بسی گریه کردم:|
ASIL مدیر بازنشسته سطح 14 تاریخ ثبتنام 4/4/17 ارسالیها 1,474 پسندها 7,274 امتیازها 33,973 مدالها 19 سن 24 11/8/17 #2 اره. جایی نرو. انقدر غمگین بود. زخم پاییز. از همین نویسنده.خانم معصومه ابی امضا : ASIL
zeinab z کاربر فعال سطح 16 تاریخ ثبتنام 24/6/17 ارسالیها 1,033 پسندها 8,798 امتیازها 31,973 مدالها 17 سن 25 11/8/17 #3 اره بابا واسه خیلی از رمانها مثلا غم نبودت وای خدا وحشتناک روحیمو نابود کرد وای یکی هم آخرین بوسه خیلیی تلخ بود اخرش امضا : zeinab z
اره بابا واسه خیلی از رمانها مثلا غم نبودت وای خدا وحشتناک روحیمو نابود کرد وای یکی هم آخرین بوسه خیلیی تلخ بود اخرش
Najva❁ نویسنده انجمن سطح 36 تاریخ ثبتنام 1/4/17 ارسالیها 3,075 پسندها 36,489 امتیازها 69,173 مدالها 40 سن 23 11/8/17 #4 برای اسطوره چهار بار گریه کردم اواز چکاوک و یه رمان دیگه :) امضا : Najva❁
Melissa مدیر بازنشسته سطح 12 تاریخ ثبتنام 31/3/17 ارسالیها 92 پسندها 2,753 امتیازها 16,473 مدالها 10 11/8/17 #5 من دقیق یادم نمیاد ولی این رمان سفر به دیار عشق خیلی بدجور گریه کردم اصلا فقط وقتی همه خواب بودن میخوندم:at_wits_end: تا مسخره نکنن:|
من دقیق یادم نمیاد ولی این رمان سفر به دیار عشق خیلی بدجور گریه کردم اصلا فقط وقتی همه خواب بودن میخوندم:at_wits_end: تا مسخره نکنن:|
**Reyhane** نو ورود سطح 7 تاریخ ثبتنام 16/6/17 ارسالیها 39 پسندها 735 امتیازها 4,363 مدالها 6 12/8/17 #6 من 10 11 سالم بود داشتم داستان سیر عجایب از دارن شان و میخوندم دقیق یادم نیست کدوم جلدش بود ولی سر مرگ اقای کرپسلی انقد گریه کردم شده سر کتابای دیگه اشک بریزم ولی گریه ن امضا : **Reyhane**
من 10 11 سالم بود داشتم داستان سیر عجایب از دارن شان و میخوندم دقیق یادم نیست کدوم جلدش بود ولی سر مرگ اقای کرپسلی انقد گریه کردم شده سر کتابای دیگه اشک بریزم ولی گریه ن
**Reyhane** نو ورود سطح 7 تاریخ ثبتنام 16/6/17 ارسالیها 39 پسندها 735 امتیازها 4,363 مدالها 6 12/8/17 #7 حالا یادم اومد چند بارم سر کتاب محبت از ادموندو د امیچیس اونجا که میرن مدرسه نابینایانو فراموش کردن صورت مادرو... اینا گریه کردم امضا : **Reyhane**
حالا یادم اومد چند بارم سر کتاب محبت از ادموندو د امیچیس اونجا که میرن مدرسه نابینایانو فراموش کردن صورت مادرو... اینا گریه کردم
تیام کاربر فعال سطح 2 تاریخ ثبتنام 30/6/17 ارسالیها 100 پسندها 2,192 امتیازها 24,073 مدالها 1 18/8/17 #8 هیچ کدوم چون همشون برگرفته از تخیل نویسندس یا اگرم واقعیت باشه پروبال داده شده بهش فقط خاطرات کاربرای نویسنده خیلی بد بود خیلی امضا : تیام
هیچ کدوم چون همشون برگرفته از تخیل نویسندس یا اگرم واقعیت باشه پروبال داده شده بهش فقط خاطرات کاربرای نویسنده خیلی بد بود خیلی
پروین امیرکافی رو به پیشرفت سطح 9 تاریخ ثبتنام 7/8/17 ارسالیها 198 پسندها 1,518 امتیازها 10,013 مدالها 9 18/8/17 #9 اره دختره خیلی بدبخت بود یاد بدبختیای خودم اوفتادم=))))))))))) امضا : پروین امیرکافی
SHAB نو ورود سطح 0 تاریخ ثبتنام 24/6/17 ارسالیها 17 پسندها 543 امتیازها 3,513 28/8/17 #10 اره زیاد همه هستی من /قرار نبود/ گناهکار / چشمه عشراق