یاخیرالحافظین

بندها که بسته شد، کولهی پر ترمهام را برداشتم بروم که چیزی درون آب حوض افتاد.
آب دهانم را قورت دادم، ننه طیبه همیشه این ساعت هنوز در مسجد محل بود و من از گربهها و پرندهها، اصلا اقسام حیوانات وحشت داشتم، پس پا تند کردم تا از موقعیت ساخته شده در ذهنم فرار کنم که دوباره چیزی درون حوض افتاد. از گوشهی چشم نگاه کردم و یک هیبت تیره دیدم.
"بسماللهالرحمنالرحیم... بسماللهالرحمنالرحیم... بسم..."
- جن نیستم، نترس!
#عشق_دو_پهلو
#مهسا_پناهی
#میم_پناه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

بندها که بسته شد، کولهی پر ترمهام را برداشتم بروم که چیزی درون آب حوض افتاد.
آب دهانم را قورت دادم، ننه طیبه همیشه این ساعت هنوز در مسجد محل بود و من از گربهها و پرندهها، اصلا اقسام حیوانات وحشت داشتم، پس پا تند کردم تا از موقعیت ساخته شده در ذهنم فرار کنم که دوباره چیزی درون حوض افتاد. از گوشهی چشم نگاه کردم و یک هیبت تیره دیدم.
"بسماللهالرحمنالرحیم... بسماللهالرحمنالرحیم... بسم..."
- جن نیستم، نترس!
#عشق_دو_پهلو
#مهسا_پناهی
#میم_پناه
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم









آی دو نو











واکنشها[ی پسندها] میم پناه