میم پناه
پسندها
111,300

ارسالی‌های نمایه آخرین فعالیت ارسالی‌ها تفکیک ارسالی ها درباره

  • سلااااااام :405:

    احوال نویسنده جان:batting-eyelashes:

    مشکلت با استاد راهنما به کجا رسید؟

    میگم ایزدپناه رو طعمه کنیم برای گرفتن اسکاچی :610181-064beec23c2ab9fae36b67a1ed4b4f68:
    • Heart
    • Dislike
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه و دختر تنها
    میم پناه
    میم پناه
    :xt3::xt3:خسته شدید که به اسکاچی نمی‌رسیم؟
    《Fatemeh》
    《Fatemeh》
    @دختر تنها

    وای نه امیدوارم ایزدپناه اسکاچی نباشه



    @میم پناه
    زیر تیغ یعنی چی نویسنده جان!!!!



    من فقط گفتم طعمه اصلا بیخیال حالا من یه چیزی گفتم یه وقت بلایی سرش نیاری



    من که خسته نشدم فقط بسیار کنجکاوم که بدونم اسکاچی کیه و علت کاراش چیه


    (نمیدونم چرا نمیتونم از استیکرا اسفاده کنم)
    میم پناه
    میم پناه
    :xt3::xt3:پس زیر تیغ ندیم ایشون رو

    :kissym::kissym:چشم چشم

    قربون کنجکاوی‌ت که:intlove::intlove:

    فدای سرت، به خاطر نته برای منم پیش میاد، البته سایتم گیر زیاد داره
    سلام علیکم :day-dreaming:

    آقا بذار من یه فرغون خاک رس بار بزنم. گل درست کنیم با چسبندگی زیاد بکوبیم فرق سر اون یارو صاحب مغازه‌ی سه نقطه:cautious::cautious::cautious:

    میبینم که مامان فرهاد ژون مثل خودش ژون ژونیه:rof1lmao: چشمشم که حنا رو گرفته:30: به به:30: حالا خود شازده نمیاد؟:a050:

    با این که روا نیست ولی داری یه جوری ایزد رو مینویسی که شک کنم بهش:unsure: ولی من همچنان وفادارم و شکی ندارمممم بچه‌م پاکهه اسکاچی نیست قطعاً :x3:

    فرحناز:cautious: روانی:cautious: چرا یادش نیست حالا؟
    یاخیرالحافظین
    1000023445.jpg

    هنوز درگیر دودوتا چهارتای خودم و فرزندان ننه بودم که به آغوش کسی کشیده شده و بعد هم سخت فشرده شدم.
    - چقدر بزرگ شدی حنانه. چقدر خانم‌تر شدی. ماشاءالله ماشاءالله...
    صدای طراوت خانم درست بیخ گوشم بود و ننه مهمان‌هایش را رها کرده و داشت به کندی سمت ما می‌آمد.
    - خوش اومدید خوش اومدید.
    آخر هم صدایش زودتر از خودش رسید و مامان و نسترن پا تند کردند تا به او برسند. طراوات خانم هم بالآخره دست‌هایش را شل کرد و اجازه داد تا نفس بکشم.
    - سلام.
    - سلام خانم، چه‌قدر ماه‌تر شدی. فریماه مامان بیا! ببین حنانه رو!


    #قصه_عشق_دو_پهلو
    #مهسا_پناهی
    #میم_پناه
    #اللهم_عجل_لولیک_الفرج :green-heart:

    #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم


    به نظرتون طراوت خانم چطوره؟
    سلام رفیقم :402:
    خوبی؟
    میگم یه خورده بیشتر به اسکاچی نزدیک بشیم؟
    خیلی کنجکاوم یه خورده ازش بدونیم
    یه ردی ، نشونه ی کوچیکی ، هوم؟
    ایزد پناه و شکلات شومیز ...
    نمیدونم ولی از اول خیلی به نجوا نزدیک شد ، چراا؟
    مشکوک هست و نیست به نظرم

    ولی به طور کلی هزاران موچ برات میفرستم:458039-45f2a44705b8a0bf123b30032d39a5ba::458039-45f2a44705b8a0bf123b30032d39a5ba::458039-45f2a44705b8a0bf123b30032d39a5ba::458039-45f2a44705b8a0bf123b30032d39a5ba:که اینقدر جذاب می نویسی
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به شما رفیق گل و مهربونم:big-hug::big-hug:ذوق کردم اسمت رو دیدم:face-holding-back-tears:

    خداروشکرم... خودت چطوری مهربون؟ بچه‌ها خوبن؟

    بشیم؟ وقتشه؟ نمیشه صبوری کنی؟:xt3::xt3:مرا ففشید... ولی هنوز مونده:xt3::xt3:
    قربون کنجکاوی‌ت که... نشونه‌ها تو قصه بوده... حالا بیشتر میشن... بعدا که بگم میان تو ذهنتون:x3::x3::intlove:
    پس بچه‌م ایزدپناه دوباره رفت تو لیست مظنونین؟ شایدم، نمی‌دونم:xt3:

    من به‌طور کلی هزاران ماچ و بغل برات می‌فرستم مهربونم:big-hug::big-hug::kissym::kissym::big-hug::big-hug::kissym::kissym::x3::x3:
    قلب به شما که انقدر خودت و نگاهت جذابید:green-heart:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] زهره.ر
    زهره.ر
    یاخیرالحافظین

    1000023427.jpg


    با دست به سمت مبل دو نفره‌ی درون اتاق هدایتم کرد:
    - بگیر بشین اینجا، داری می‌لرزی، حالت که جا اومد؛ دو نفری، با همدیگه می‌ریم سراغ پرونده‌ی قاتل جلیقه. اتفاقا اگر بلافاصله بعد از تهدید دیشبش از من دوری کنی، فکر می‌کنه حدس‌هایی که زده، درست بوده...
    و شکلات شونیزی از جیب شلوار کتانش در آورد و کف دستم گذاشت:
    - تو به من بگو حدس‌هاش درسته؟
    و من با مکث زیادی سرم را به چپ و راست بردم‌. ایزدپناه یک دردش شده بود یا چرندیات نگار داشت کرکره‌های مغزم را پایین می‌کشید.
    - شکلاتت رو بخور تا بریم. اتاق من بودیم، الآن چایم داشتیم. شاید حتی دو سه‌تا شکلات.


    #قصه_دودو_اسکاچی
    #مهسا
    #میم_پناه
    #اللهم_عجل_لولیک_الفرج :green-heart:
    #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
    سلام
    این چی بود من خوندم؟!
    خدایی این نامردیه اگر این دودوی مسخره بیشعور بخواد به ایزدپناه بیچارم که نجوا خانم خیلی هم محلش نمیده آسیب برسونه :gost:
    از نگارم راضیم باعث میشه دو دوتا چهارتا های نجوا بیشتر. بشه:cloversmileyc:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    Ana.A
    Ana.A
    سلام
    خوبی نویسنده جونم:)
    ایزد جونم چه بی پروا شده سوال می‌پرسه:)
    میگه من هستم و خودم می‌خوام که باشم:)

    نگرانی نجوا خانم به دلمون نشست
    خانم نگران :))

    دخترکم چیزیش نشه
    حافظ جونم گناه داره
    کلی سختی کشید تا این خانم جدی بهش توجه کرد
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که :intlove::intlove:
    خداروشکرم:kissym:
    نه، از اینکه برم استاد راهنمام رو ببینم متنفرم، از بس که اذیتم کرده این مدت

    والا یه رفتارهایی داره نشون میده :rof1lmao::rof1lmao:


    قربون دلت که... خوشحالم که به دلت نشسته مهربونم:big-hug:

    :xt3::xt3:من تلاشم رو می‌کنم که نجاتش بدم:kissym::kissym::big-hug:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A
    Ana.A
    Ana.A
    سلام
    یه وقتایی به یه چیزایی مجبوریم
    و همین اجبار اونو دوست نداشتنی در می‌کنه
    چون هر وقت می‌خوایم انجامش بدیم یادمون میفته مجبور شدیم:)
    سلام نویسنده حون
    الان خوندمو گفتم تا داغه داغه پستا
    نظر بنویسم
    اول عشق دو پهلو
    یه رمان شبیه زندگی واقعی
    یه رمان خفنه
    چقدر حیف که اونجا تمومش کردی
    الان منتظرم ببینم پسره تو مغازه دید
    بعدش چند تا پست پشت سر هم ما رو خسته نمیکنه اتفاقا چون سیر رمان جلو تر میره هیجان بیشتری داره
    من که خوشحال تر میشم هر چی پست بیشتر بهتر
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که
    اول بیا من شما رو بابت این نظرهای قشنگ قشنگت:face-holding-back-tears::face-holding-back-tears: محکم محکم ماچ کنم:kissym::kissym::x3::x3:

    ممنوووووونم که قصه‌ها رو با نگاه قشنگت می‌خونی و برام نظرهایی به این قشنگی می‌نویسی:intlove::intlove:

    خوشحالم که قصه به نظرت شبیه زندگیه:face-holding-back-tears: هدفم همین بوده
    مرا ففشید که منتظر موندی، خدا بخواد الآن پست می‌ذارم:kissym:
    میم پناه
    میم پناه
    بهله بهله باید ببینیم کامل تو گذشته چه خبر بوده:x3:
    اسپویل کنم یعنی؟:xt3:
    چشم چشم میگم جاج نکنن
    ولی فتوحی که دست من نیست، نمی‌دونم قراره چی‌کار کنه؟:xt3::xt3:
    میم پناه
    میم پناه
    خوشبحاله اسکاچی که قصه‌ی محبوبته:face-holding-back-tears:
    تو این قصه باید به همه شک داشته باشیم:x3:
    هوم هوم:xt3:
    نه، انگار اسم کوچیک ایزدپناه رو هنوز نمی‌دونیم:xt3:
    خوشبحاله نگار:face-holding-back-tears:
    قربون شما و استرست:kissym::kissym:

    خداروشکر که کیف کردی... چی از این بهتر؟:face-holding-back-tears::face-holding-back-tears::x3::x3:
    نگووووو که... من کلا کیف کردم پیام‌های قشنگت رو خوندم:x3:
    من خود مهربونت رو دوست دارم:intlove:
    خوشبحاله همه‌ی قصه‌هام:x3::x3:
    عالی نگاهته که مهربونم:intlove::intlove:
    من خوشحال‌ترم که با نگاه قشنگت همراهمی:big-hug::green-heart:
    حال دلت خوب...:green-heart:
    عجب جایی قطع کردی
    الان منِ کنجکاو که منتظرم ببینم تو مغازه چیا دیده که نتونسته بگه چه کار کنم؟ کاملا منو تو خماری گذاشتی
    در جواب سوالت هم بله کاملا حس روزمرگی داره
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که
    به‌ و به و بهههههه:big-hug::big-hug:منور کردی:x3:
    الان میام پست می‌ذارم خدا بخواد... مرا ففشید

    چقدر خوب که نظرت اینه:face-holding-back-tears: هدفم همین بوده:x3:
    ببین! درسته فنشم ولی جا داره بگم: فرهاد کرموووو:unsure::unsure::unsure:
    یعنی واقعاً همه کاراش الکی بوده؟:unsure:

    بله بله کاملاً حس زندگی روزمره داره:30:
    حتی بعد از زایمان هم یک پر گوشت نگرفت
    اینم که منم:unsure:


    آقاااا اومدم بگم خیلی مرسی پست زیاد گذاشتی اما جای حساس قطع کردی خب :a050: الآن کی پاسخگوی خلب نگران من برای ایزد جانه؟:a050:
    نگارم که قربونش برم گز نکرده پاره میکنه:rof1lmao::rof1lmao::rof1lmao:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    والا جا داره بگی، بلا جا داره بگییییی:rof1lmao::rof1lmao::rof1lmao::rof1lmao:
    یعنی واقعا نمی‌دونم که:xt3::xt3:

    خوشحالم که نظرت اینه:face-holding-back-tears:قصدم همین بوده:xt3::green-heart:

    :xt3::rof1lmao:وای آرههههههه
    خدا حفظت کنه خانم نویسنده‌ی اسکینی:kissym:

    حساس؟ من؟ قربون خلب نگران شما که، می‌خواستم آخر شب پستش رو بذارم، نشد، فردا شبش هم که فکر کنم سایت کَنکِل شد:xt3:ففشید:kissym:
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری

تعداد بازدید از پروفایل

24408
عقب
بالا