سلام بر پناهی جان
اول در جواب سوالت: من نه تنها نور رو کلا قطع میکنم که چشم بند هم میزنم. هر روزنهی نوری مانع خوابیدنم میشه
ولییی اون چراغ خواب لامصبت رو میخوام



میگم نجوا جان؟ باغ انگور خوش میگذره؟ نمیخوای یه کم هوش سرشارت رو به کار بندازی جانم؟ شاهد؟ ایزد؟ مریضی؟ احیانا به چیزی مشکوک نیستی دخترم جان؟
اسکاچی قشنگ داره تو پژوهشکده تردد میکنه. شاید حتی اونجا کار میکنه. مثلاً نظافتچی...و برام سواله که واقعاً با شرایط نجوا چرا در پشتی اغلب نگهبان نداره؟
کاهه جان شما هم رفتی باغ انگور قدم بزنی؟
خسته نباشی

اول در جواب سوالت: من نه تنها نور رو کلا قطع میکنم که چشم بند هم میزنم. هر روزنهی نوری مانع خوابیدنم میشه
ولییی اون چراغ خواب لامصبت رو میخوام



میگم نجوا جان؟ باغ انگور خوش میگذره؟ نمیخوای یه کم هوش سرشارت رو به کار بندازی جانم؟ شاهد؟ ایزد؟ مریضی؟ احیانا به چیزی مشکوک نیستی دخترم جان؟

اسکاچی قشنگ داره تو پژوهشکده تردد میکنه. شاید حتی اونجا کار میکنه. مثلاً نظافتچی...و برام سواله که واقعاً با شرایط نجوا چرا در پشتی اغلب نگهبان نداره؟
کاهه جان شما هم رفتی باغ انگور قدم بزنی؟
خسته نباشی









قراره همینجوری پیش بره؟ یا اتفاقات جدیدی تو راهن؟


والا از اسکاچی هیچی بعید نیست
جانیها دوست دارن جانی پرورش بدن