میم پناه
پسندها
111,304

ارسالی‌های نمایه آخرین فعالیت ارسالی‌ها تفکیک ارسالی ها درباره

  • سلام سلام
    داستان نجوا و شاهد هر روز زیباتر میشه، پخته تر میشه
    این جملات ساده که آرش هم مثل خودت سرماییه
    یا مثلاً شکلات زاپاس تو جیب داشتن شاهد خیلی چسبید :105:
    اصلا این مرد خیلی زیبا و محترمه
    حرفای اسکاچی؟ نمی‌خوام بهش فکر کنم راستش:hanghead: خیلی که میرم تو بحر حرفاش میترسونتم
    ولی می‌دونی گفت و گوی نجوا و شاهد با مزه بود:)
    اصلا ته حرفاشون اون دوست داشتنه بود
    همیشه که لازم نیست بگن، لازمه؟!
    سلام
    فرهاد بلد نیست دل به دست بیاره بعد از اون همه اذیتی که قبلا کرده
    سلام نویسنده جوون گل
    وایی خدا ایزدووو
    خوب پیچوند نجوا هااا
    اسکاچی ترسناکه
    خودش قراره بیاد سراغ نجوا واییی
    1000023248.jpg

    به‌نام‌خدا
    و
    با سلام
    اینجانب
    به علت
    کم بودن
    نظرات قشنگ قشنگ
    روی
    مود
    قهر
    هسدَم.:sugarwarez-029:

    ماچ به لپتون:kissym:
    نجوا مقداری لوس است:sugarwarez-153:
    سلاااااااااااااااام

    پس خود نجوا هم مظنون بوده :face-with-monocle:

    منتظرم که ایزدپناه از دل نجوا در بیاره:beaming-face-with-smiling-eyes:

    حنانه چجوری تونست این همه ترشی بخوره:exploding-head:
    ترشی ها رو واقعا نه‌نه داده بود بیاره یا بازه همینجوری فقط میخواست بهانه جور کنه بیاد حنا رو ببینه:face-with-raised-eyebrow:

    :
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که :green-heart::x3:
    ای قربون خودت و پیام‌های قشنگت:big-hug:

    بله‌بله:kissym:
    قربون انتظارت که:x3:

    دختر شکموئه، مقدار ترشی هم به خاطر قاچاقی بودنش کم بود:xt3::xt3:
    به نظرم که بهانه جور کرده:rof1lmao::rof1lmao:
    یاخیرالحافظین

    1000025137.jpg
    ذوق شما دوست‌داشتنی‌ها


    حالا که خوب فکر می‌کردم فرهاد همیشه با دلایل احمقانه‌ای مرا دنبال خودش می‌کشید. وگرنه فیروز که کور نبود،‌ می‌دانست چه کسی پای چرخ‌های اتومبیلش نشسته بوده است. دست آخر هم بعد از اینکه دو کوچه‌ی دیگر را هم دویدیم،‌ ایستاد.
    - خوبی؟
    نفس‌زنان فقط توانسته بودم سر تکان دهم.
    - خدا لعنتش کنه،‌ جونمون در اومد.
    و وقتی نفسش جا آمده بود، نگاه دقیق‌تری به من و لباس‌هایم انداخته بود.
    - دانشگاه که نمیری؟
    - نه، دارم میرم سینما.
    - با کی؟
    با انگشت‌هایم کنجار رفته بودم. حالا که فکر می‌کردم شاید فرهاد واقعا ندانسته آن‌قدر با کلماتش دلم را به بازی می ‌گرفت. شاید واقعا منظوری نداشت و من و دل ساده‌ام دوست داشتیم برای خودمان رویا ببافیم.
    - با مبینا.
    - فقط مبینا؟
    - اوهوم.
    مثل همان روز که مدام برمی‌گشت و من تِپ‌و‌تِپ به او کوبیده می‌شدم. انگشت اشاره‌اش را سر بینی‌ام زده بود:
    - پس بدو برو تا دیرت نشده،‌ به سلامت.


    #قصه_عشق_دو_پهلو
    #مهسا_پناهی
    #اللهم_عجل_لولیک_الفرج :green-heart:
    #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

    #حال_دلتون_خوب
    • Heart
    • Like
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A، زهره.ر، zaritala و 2 کاربر دیگر
    Ana.A
    Ana.A
    به نظرم فرهاد اون موقع خودش تو باغ نبوده
    ولی وقتی دوباره حنانه رو میبینه می‌فهمه و الان کاملا درک می‌کنه
    میم پناه
    میم پناه
    به نظر منم نبوده یا چون هنوز زیادی جوون بوده نمی‌خواسته اسمی روی توجهات ویژه‌ش بذاره

    بله‌بله... تو زمان حال بالآخره از یه‌جایی به بعد فهمید:face-holding-back-tears::green-heart:
    • Love
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A
    Ana.A
    Ana.A
    البته الآنم خیلی.. می‌کنه می‌خوام نفهمه
    یاخیرالحافظین

    1000024913.jpg


    - اگر من همه‌ی حرف‌هایی که به شاهد پشت گوشی زدی، فراموش کنم، گریه‌ت تموم میشه؟
    - می‌تونید؟
    جوابش به سوالم زیادی طول کشید، پس دوباره تکرار کردم:
    - می‌تونید؟
    و بینی‌ام را بالا کشیدم.
    - شاید اگر واقعا می‌خواستم می‌تونستم ولی الآن که خوب فکر می‌کنم... نمی‌خوام.


    #قصه_دودو_اسکاچی
    #مهسا_پناهی
    #اللهم_عجل_لولیک_الفرج :green-heart:
    #اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم

    #حال_دلتون_خوب
    • Heart
    • Love
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A، زهره.ر، zaritala و 2 کاربر دیگر
    Z
    zaritala
    دقیقااااا حالا تا نحوا بخواد قبول کنه چی به چی شده
    ایزد جوون رو کچل مبکنه
    میم پناه
    میم پناه
    @zaritala

    سلاااااااااام به روی ماهت که
    تازگی‌ها برام نمی‌نویسی‌ها:xt3:

    بله‌بله پسرم ماهه:face-holding-back-tears:
    می‌رسه خدمت نگاهتون:xt3:

    والا دخترم دلخوره:x3::rof1lmao:
    میم پناه
    میم پناه
    @Ana.A

    سلاااااااااام به روی ماهت که
    ده‌تا چیز بگو:face-holding-back-tears:
    بله‌بله... حالت تدافعی نجوا رو روشن کرد:x3:در عین حال تلنگر هم بود

    بله‌بله هم شاهد گناه داره
    هم دخترمون حق داره
    و
    هم اینکه خیلی خوشحالم و خدا رو شکر می‌کنم که این وضعیتشون رو دوست داری:green-heart::x3:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] Ana.A
    راستی میم پناه عزیز
    به من برای دودواسکاچی جایزه نمیدی ؟
    مثلا یک پست :grinning-face:
    اولین نفر خوندمش کلی هم نظر نوشتم :upside-down-face:

    طفلکی‌ام من :402:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    :xt3::xt3:من قربون تو بشم که
    اگر نوشته بودم، باور کن می‌ذاشتم ولی دقیقا تا آخرین کلمه‌ای که نوشته بودم رو پست گذاشتم:xt3::xt3:مرا ففشید
    خدا کمک کنه بنویسم، میام می‌ذارم:big-hug::big-hug::green-heart::green-heart:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] زهره.ر
    زهره.ر
    زهره.ر
    فدات :648342-72cb2e1b3522351e3290c7de779fdbb1:
    میم پناه
    میم پناه
    زنده باشی الهی کههههههه :big-hug::big-hug::green-heart::green-heart:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] زهره.ر
    شاهد خیلی طفلکیِ خب ، گناه داره بچه نذاری نجوا اذیتش کنه :402:
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] میم پناه
    میم پناه
    میم پناه
    سلاااااااااام به روی ماهت که مهربون من:face-holding-back-tears::face-holding-back-tears:
    خوشحالم و خداروشکر که نظرت نسبت به شاهد این‌قدر مثبته:x3::x3:
    چشم چشم، تلاشم رو می‌کنم
    • Heart
    واکنش‌ها[ی پسندها] زهره.ر
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری
  • در حال بارگیری

تعداد بازدید از پروفایل

24418
عقب
بالا