- تاریخ ثبتنام
- 18/4/21
- ارسالیها
- 3,387
- پسندها
- 9,376
- امتیازها
- 36,273
- مدالها
- 28
شکلات و مارشمالو برای مهمونی خریدم اما بچهی فامیل بی ادب همه رو روی زمین ریخت.کسی که شعور و معرفت داره ادب نداره:/
شکلات ، مارشمالو ، بی تر ادب
میز، مغز، پشمک
شکلات و مارشمالو برای مهمونی خریدم اما بچهی فامیل بی ادب همه رو روی زمین ریخت.کسی که شعور و معرفت داره ادب نداره:/
شکلات ، مارشمالو ، بی تر ادب
مغز دخترک با دیدن پشمک روی میز لبخند خبیثی زدشکلات و مارشمالو برای مهمونی خریدم اما بچهی فامیل بی ادب همه رو روی زمین ریخت.
میز، مغز، پشمک
نیمکت برای کهنسالان یاورریست همیشگی.مغز دخترک با دیدن پشمک روی میز لبخند خبیثی زد
نیمکت یاور همیشگی
انقدر خنگوله که شارژر رو شست گذاشت تو لیوان!نیمکت برای کهنسالان یاورریست همیشگی.
شست، لیوان، شارژر
جوجه اردک زشت با جورابهای کهنه و پارهاش زیر پتو پلنگی که مادربزرگ برایش خریده بود خزید... .انقدر خنگوله که شارژر رو شست گذاشت تو لیوان!
اردک
جوراب
پتو پلنگی
مهراد همه اش شعر های امید جهان رو میخونه و میرقصهجوجه اردک زشت با جورابهای کهنه و پارهاش زیر پتو پلنگی که مادربزرگ برایش خریده بود خزید... .
(چی شد!!!)
مهراد، شعر، جهان![]()
پدر حنا با آن سیبیل چخماقی و دمپایی های قرمز رنگ شلپ شولوپ کنان به سمتمان آمد.مهراد همه اش شعر های امید جهان رو میخونه و میرقصه
سبیل چخماقی
حنا
دمپایی
زیر بارون قدم میزنم بدون چترمن به امید آنم که روزی انتظارم به پایان رسد و از این نگرانی(تشویش) رهای یابم....
قدم، بارون، چتر
تهماسب با خوردن لوبیاپلو جان باخت.زیر بارون قدم میزنم بدون چتر
جان.تهماسب.لوبیا پلو