- تاریخ ثبتنام
- 16/6/20
- ارسالیها
- 1,383
- پسندها
- 6,225
- امتیازها
- 24,673
- مدالها
- 14
فکر میکردم هرکی چاقه بچه دارهمن لباس عروس خیلی دوست داشتم. لباس لاکچری بچگی هامون لباس عروس بود.فک میکردم برام لباس عروسنمیخرن نمیخوان شوهرم بدن
زاااار زااااااار گریه میکردم
الان میگن سنت زیاد شده زااااار زااااار گریه میکنم![]()

خصوصا اون باربی جدیدا که بچه تو شیکمشون موجود بود
وقتیم برام خریدن احساس میکردم بال درآوردمو دارم تو آسمون پرواز میکنم
خاله شادونم تو خاطرات کودکیم انسان خفنی بود ولی وقتی یاد کارای مسخرش میوفتم اشک تو چشمام حلقه میزنه میگم آه خدا
یکی کمک کنه

نگهداری سالمندهممون تو بچگی فکرایی مثل (بچهها رو لکلکا میارن) یا غیره داشتیم.
عجیبترین فکری که بچگی داشتین رو بگین.
خودم که تباهتر از قضیهی لکلکها، فک میکردم کلا زنا بزرگ بشن خود به خود به تنهایی باردار میشن![]()
![]()
![]()