وقتی به هر جا نگاه میکنی به یاد خاطرات با هم بودن میفتی
وقتی آهنگ گوش میدی و میری تو خاطرات غرق میشی
وقتی با فکرش خوابت میبره
وقتی ازش دلخوری اما نمیخوای ناراحتیش رو ببینی
وقتی با فکر کردن بهش تو دقیقه ها غرق میشی و بعد از پایین امدن خورشید متوجه گذشت اینهمه وقت میشی و دستت که به صورت میخوره و اشک های داغ صورتت رو میشوره
وقتی یکی رو داری که باهاش حرف بزنی اما بالاخره اون هم خسته میشه
وقتی بعد از این همه اتفاق میفهمی هیچ کس نتونسته دووم بیاره