پیدا کردن‌ رمان های بی نام

monika_m

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
3/28/17
ارسال ها
182
امتیاز
13,633
محل سکونت
مشهد
با سلام خدمت تمامی عزیزان
طبق تقاضاهایی که داشتیم مبنی بر زدن این بخش، تاپیک زده شد؛ ولی در صورت رعایت نکردن قوانین تاپیک بسته خواهد شد‌.

قوانین:

●تاپیک برای پیدا کردن رمان های گمنام می باشد، پس لطفا "معرفی" یا "درخواست رمان" نداشته باشید!

●برای پیدا کردن رمان مد نظرتون، فقط کافیه که خلاصه ای از رمان یا نکته های بولد اون‌ رمان که به خاطر دارید رو بنویسید.

●دوستانی که داوطلب کمک کردن در این زمینه هستند و اسم اون رمان مجهول رو می دونند، اول باید بررسی کنند تا مطمئن بشوند که قبلا به اون سوال، پاسخی داده نشده باشه.

●برای پاسخ دادن از *نقل قول کردن* پست شخص مذکور استفاده کنید و از بیان کردن احساسات شخصی (مانند: وای رمانش عالی بود، بهترین‌ رمانی بود که من خوندم، حتما بخون و...) جدا خودداری کنید!

●لطفا در صورتی نقل قول کنید که اطمینان دارید اسم اون رمان رو می دونید و از زدن پست اسپم (پست بیهوده) بپرهیزید.


●برای تاکید بر پیدا کردن رمان، لازم نیست که چندین بار خلاصتون رو در این تاپیک بفرستید و یا پست خواهش بزنید. اگر‌ کسی اسم اون رمان رو بدونه، حتما پاسختون رو خواهد داد.

با تشکر از همکاری شما عزیزان
▪تیم مدیریت انجمن یک رمان▪
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

_Obscure_

رفیق انجمن
رفیق انجمن
عضویت
3/30/17
ارسال ها
102
امتیاز
11,503
سلام دوستان : )
دوستم دنبال این رمانه و گفت اینجا بگم تا ببینه کسی اسمش رو بلده یا خیر! : )
ممنون میشم جواب بدید! : )


یه دختری که هیچ کسی رونداشته ووضع خوبی نداشته گوشه اتوبان بوده
دختردیگه ای که افسردگی داشته وهیچ دوستی نداشته میبردش خونه خودشون ومیخوادکه اون دخترباخودشون زندگی کنه وبه دروغ به خانوادش میگه دوستمه وخونوادشم خارج ازکشورن
اون دخترهم باسام برادراون دخترازدواج میکنه
بعدازمدتی پدرشوهره دخترمیفهمه که بهشون دروغ گفتن بچه ی دختره راازش میگیره ازخونه میندازدش بیرون وطلاقشم میگیره
ولی بعدازچندسال دوباره سرراه هم قرارمیگیرندودختره هم یه بچه داره که بچه ی دیگه خودسامه
 

Samaneee

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
7/20/17
ارسال ها
1
امتیاز
3
سن
21
سلام دوستان
رمانی ک دنبالشم درباره ی دختریه ک خونه ش اتیش میگیره مجبور میشه بره با خواهرش ک تازه با یه پسر پولدار اردواج کرده زندگی کنه شوهر خواهرش دوتا داداش دوقلو داره جفت داداشا عاشق دختره میشن یکی از داداشا هم مشکل قلبی داره
ممنون میشممم اسمشو بگید :praying::(
 

Melissa

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
3/31/17
ارسال ها
1,068
امتیاز
5,773
سلام دوستان
رمانی ک دنبالشم درباره ی دختریه ک خونه ش اتیش میگیره مجبور میشه بره با خواهرش ک تازه با یه پسر پولدار اردواج کرده زندگی کنه شوهر خواهرش دوتا داداش دوقلو داره جفت داداشا عاشق دختره میشن یکی از داداشا هم مشکل قلبی داره
ممنون میشممم اسمشو بگید :praying::(
دلواپس توام
 

^Maryam^

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
7/9/17
ارسال ها
2,561
امتیاز
15,373
سلام دوستان : )
دوستم دنبال این رمانه و گفت اینجا بگم تا ببینه کسی اسمش رو بلده یا خیر! : )
ممنون میشم جواب بدید! : )


یه دختری که هیچ کسی رونداشته ووضع خوبی نداشته گوشه اتوبان بوده
دختردیگه ای که افسردگی داشته وهیچ دوستی نداشته میبردش خونه خودشون ومیخوادکه اون دخترباخودشون زندگی کنه وبه دروغ به خانوادش میگه دوستمه وخونوادشم خارج ازکشورن
اون دخترهم باسام برادراون دخترازدواج میکنه
بعدازمدتی پدرشوهره دخترمیفهمه که بهشون دروغ گفتن بچه ی دختره راازش میگیره ازخونه میندازدش بیرون وطلاقشم میگیره
ولی بعدازچندسال دوباره سرراه هم قرارمیگیرندودختره هم یه بچه داره که بچه ی دیگه خودسامه
رمان کینه ی عشق
اسم دخترنقش اصلیش فریماه باید باشه
 

خزان

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
7/29/17
ارسال ها
1
امتیاز
10
سلام منم دنبال نام یک رمان هستم

اگه کسی اسمشو میدونه ممنون میشم بگه در مورد یه پرستار به نام پروانه که نامزدش رو توی تصادف از دست داده و با یکی از پزشکان بیمارستان ازدواج میکنه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Azarandokht

تازه وارد
تازه وارد
عضویت
12/4/17
ارسال ها
1
امتیاز
10
سلام
یه رمانی رو چندسال پیش خونده بودم.
اسم دختره فکر کنم شهرزاد بود که تو ۱۷-۱۸ سالگی با پسرعموش عقد کرده بود ولی چون پسرعموش پرورشگاهی بود مادر دختره باعث شد طلاق بگیرن و بعد از چند سال دوباره با پسرعموش نامزد میکنه ولی پسره میره دنبال خانوادش بگرده که فکر کنم قاچاقچی بودن و پسره رو مجبور میکنن با دخترعموی خودش ازدواج کنه و پسره وانمود میکنه با اونهاست ولی داره مدرک علیهشون جمع میکنه.یه مادربزرگ هم داشتن که بتعث شد شهرزاد و پسرعموش دوباره به هم برسن فکر کنم پسره مزدا۳ داشت
 

Lady Green

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
6/22/18
ارسال ها
1,665
امتیاز
38,673
سن
20
محل سکونت
❀ شیـراز ❀
سـلامـ وقتتون بخیر

____

خلاصه رمان این ِ
یه دختر بود که یه شب میره مهمونی فکر کنم حالش بد میشه زنگ میزنه به شوهر خواهرش که بیاد دنبالش بعد اینارو پلیس با هم میگیره ازدواج میکنن اسم پسره فکر میکنم کیارش بود و خواهره دختر ِ هم خواهر ناتنیش بوده دختر ِیه پسر عمو هم داشت که عاشق دوست دختر ِ میشه آخرش همـ پسره و دختره عاشق هم میشن

___

میدونمـ بد توضیح دادمـ :d
اگه اسمش رو میدونید ممنون میشمـ بگید
 

Elif

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
4/1/17
ارسال ها
1,634
امتیاز
48,073
محل سکونت
کُـردسـتـٰان
سـلامـ وقتتون بخیر

____

خلاصه رمان این ِ
یه دختر بود که یه شب میره مهمونی فکر کنم حالش بد میشه زنگ میزنه به شوهر خواهرش که بیاد دنبالش بعد اینارو پلیس با هم میگیره ازدواج میکنن اسم پسره فکر میکنم کیارش بود و خواهره دختر ِ هم خواهر ناتنیش بوده دختر ِیه پسر عمو هم داشت که عاشق دوست دختر ِ میشه آخرش همـ پسره و دختره عاشق هم میشن

___

میدونمـ بد توضیح دادمـ :d
اگه اسمش رو میدونید ممنون میشمـ بگید
رمان درحسرت آغوش تو رو میگین؟ دختره اسمش پانته‌آ بود و تو مهمونی کیستش می‌ترکه و فکر می‌کنن رابطه داشته؟
 

Lady Green

مدیر بازنشسته
مدیر بازنشسته
عضویت
6/22/18
ارسال ها
1,665
امتیاز
38,673
سن
20
محل سکونت
❀ شیـراز ❀
رمان درحسرت آغوش تو رو میگین؟ دختره اسمش پانته‌آ بود و تو مهمونی کیستش می‌ترکه و فکر می‌کنن رابطه داشته؟
بـله پیـداش کردم
متاسفانه حافظـه ماهی دارم هیچ چیز تو ذهنمـ موندگـار نیستـ
ممنونم بابت ِ که گذاشتیـد
 
بالا