رتبه اول BSY مجموعه داستان رقص ماهی‌ها | جانان.میم کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع دلبر که جان فرسود از او
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 56
  • بازدیدها بازدیدها 4,526
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #1
به نام خالق سیال ذهن

کد داستان: 550
ناظر: @asi"
تگ: رتبه اول BSY


عنوان: مجموعه داستان‌ رقص ماهی‌ها

ژانر: #اجتماعی

نویسنده: جانان.میم

خلاصه: رقص ماهی‌ها مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه پراکنده است. داستان‌هایی که هر یک تصویری کوتاه از یک زندگی‌اند. رشته‌ی مشترک بین این داستان‌ها، زندگی‌های از دست رفته است.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

MONTE CRISTO

کاربر قابل احترام
سطح
44
 
تاریخ ثبت‌نام
11/9/21
ارسالی‌ها
4,904
پسندها
51,866
امتیازها
77,373
مدال‌ها
78
سن
22
  • #2
1000024502.jpg
"والقلم و مایسطرون"
نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن داستان خود،

خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین **♡ تاپیک جامع مسائل مربوط به داستان‌کوتاه ♡**

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با داستان به لینک زیر مراجعه فرمایید!
♧♡ تاپیک جامع برای مسائل رمان نویسی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : MONTE CRISTO

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #3

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #4
هنوز آرزوهایم را در گوشِ دنیا نخوانده بودم
که قاصدک‌ها را باد برد.

.....

بابا کلافه بود. یعنی از وقتی بازنشسته شده‌ بود، بیشتر اوقات کلافه بود. تابستان که می‌شد،گرما تمام سیم پیچ مغزش را بهم می‌ریخت و اعصابش مدام بهم اتصالی می‌کرد. عصرها‌ی کش آمده‌ی تابستانی کلافگی‌اش را به اوج می‌رساندند و باید خودش را به چیزی مشغول می‌کرد. باغچه‌ی کوچک گوشه‌ی حیاط را آب‌ می‌داد. حیاط را آب‌پاشی می‌کرد. به جعبه‌ی ابزارش ور می‌رفت. لولای درها را روغن کاری می‌کرد. سرپیچ لامپ‌ها را عوض می‌کرد و آن‌قدر به چیزی پیله می‌کرد که مامان آرزو می‌کرد یک ساعتی را برای قدم زدن بیرون برود.
حالا هم تابستان بود و بابا با شیلنگ پلاستیکی سیاه به جانِ باغچه افتاده بود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #5

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #6

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #7

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #8

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #9

دلبر که جان فرسود از او

نویسنده انجمن
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
5/3/21
ارسالی‌ها
998
پسندها
49,792
امتیازها
58,773
مدال‌ها
26
سن
30
  • نویسنده موضوع
  • #10
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا