نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دنباله دار رمان های مربوط به دانشگاه:/

  • نویسنده موضوع K_H
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 115
  • بازدیدها 20,534
  • کاربران تگ شده هیچ

HanAneH

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
ارسالی‌ها
552
پسندها
17,194
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #61
فقط این قسمت رمانا که دختره با فکر اینکه استاد پیرشون میاد غرغر کنان نشسته و نفرینش میکنه استاد بدبختو بعدش برخلاف تصورش یه استاد جیگر سیکس پک پولدار بور چش رنگی مغرور جنتلمن وارد کلاس میشه و میگه از این به بعد من استادتونم.همون روز اولم دختره باهاش لج میکنه و اخرشم باهم ازدواج میکنن..

یا اونجا که دختروپسر که باهم دعوادارن استاد میندازتشون تو یه گروه تا پایان نامه شون رو تحویل بدن.

دختره یکی از امتحاناشو بیست میشه میاد به رییس دانشگاه(توجه کنید رییس دانشگاه)میگه باید کل کلاس رو یه ماه ببرید شمال.اونم قبول میکنه.

دختره میره دانشگاه بعد اخرای دانشگاه میفهمه که رییس دانشگاه عموش بوده.

دختره اولش عین سگ از حراست میترسه.بعدش عین...جلوی حراست ادامس میترکونه و کلکل میکنه.اخرشم دو روز اخراجش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : HanAneH

samira23

رو به پیشرفت
سطح
3
 
ارسالی‌ها
135
پسندها
1,286
امتیازها
8,063
مدال‌ها
2
  • #62
:24:
واقعا هم همینه.
داداشم تعریف می کرد یه روز تو دانشگاه یه دختره با استادش(جوون هم بوده استاده) کلکل می کنه استاده خیلی جدی گرف حذفش کرد.
دختره هم دیگه پیداش نشد، خبری از ازدواج هم نبود
 

زهرازارا.فرزین

کاربر انجمن
سطح
12
 
ارسالی‌ها
301
پسندها
4,523
امتیازها
21,413
مدال‌ها
12
  • #63
من عاشق اون نویسنده ای هستم که می گه زنگ تفریح خورد.
واقعا نمی فهمم دانشگاه و زنگ تفریح بابا دیگه چرا ابرشو می برید.
البته هستن یک دست افراد در رمانها که به سادگی انتقالی می گیرن!
 
امضا : زهرازارا.فرزین

HanAneH

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
ارسالی‌ها
552
پسندها
17,194
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #64
دختره میره لاستیکای ماشین استادشو پنجر میکنه یا با رژ روش چیزی مینویسه یا رو ماشینش دو خط میندازه.
(دوربین نداره؟دانشگاهه یا خونه ی بابات؟)
 
امضا : HanAneH

samira23

رو به پیشرفت
سطح
3
 
ارسالی‌ها
135
پسندها
1,286
امتیازها
8,063
مدال‌ها
2

HanAneH

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
ارسالی‌ها
552
پسندها
17,194
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #66
وسط کلاس موش و مارمولک ول میکنید بعد میترسید میپرید بغل استاد جیگرتون؟

یا با کسی که دشمن خونیتونه میرید وسط جنگل بعد گم میشید بارون هم میگیره بعد پسره عین سوپر من پیداتون میکنه و داستان زندگیشو تعریف میکنه وشما میفهمید عاشقشید و به هم ابراز علاقه میکنید و سریع هم راه جنگلو همون موقع پیدا میکنید(بعد از طرف دانشگاه هم رفتید جنگل)
 
امضا : HanAneH

HanAneH

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
ارسالی‌ها
552
پسندها
17,194
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #67
استاده دختروپسرو انداخته تو یه گروه بعد علم غیبم داشته که قراره باهم ازدواج کنن.جالبه اخرش میان از استاد به خاطر هم گروه کردنشون تشکر میکنه
 
امضا : HanAneH

ꜱᴀʜᴇʟ

مدیر بازنشسته
سطح
36
 
ارسالی‌ها
7,492
پسندها
32,531
امتیازها
96,874
مدال‌ها
37
  • #68
من که دانشگاه هستم دختروپسربه راحتی حرف میزنن باهم...مانتومیپوشن هررنگ...آرایش ولاک وناخن مصنوعی کاشتن وموهاشون رنگ کرده هست....کم پیش میادروسری یاشال بزرن مگراوناییکه چادردارن..حراست هم بخوادگیربده بخاطرمانتوکوتاه یاجلوبازاونم یاازطرف دیگه دانشگاه میرن البته اصلاحراست کناردروازه کسی چیزی نگه کاری نمیکنن...مگرزنایه باحجاب برایه چیزایه بیخودبه جایه به اوناییکه بایدگیربده نمیدن میان چیزایه بیخودمیگن به بقیه ازون دخترامیترسن...بعضی وقتابالباس وشلوارمنزلی بایک مانتوجلوبازمیان دانشگاه...کلکل هم میکنن..شوخی هم همینطور..ولی پسرامغرورنیستن اصلابه دختراوپسرانمیخوره دانشجوباشن
 
امضا : ꜱᴀʜᴇʟ

HanAneH

کاربر نیمه فعال
سطح
24
 
ارسالی‌ها
552
پسندها
17,194
امتیازها
35,373
مدال‌ها
17
  • #69
اونجاش که قراره واسه دختره مهمون بیاد بعد پسره با خانوادش وارد میشن و دختره میگه:تو اینجا چیکار میکنی؟
همه جام سر راه همن
 
امضا : HanAneH

atiyeh

مدیر بازنشسته
سطح
13
 
ارسالی‌ها
388
پسندها
2,947
امتیازها
14,573
مدال‌ها
15
  • #70
جوری موجودات رمانی رو به تصویر میکشن آدم فک میکنه ورد میخونن غیب میشن با اون تیپ های کشتاریشون حراستی وجود نداره در صلح و صفا یه لبخند ژکوند میزنن و رد میشن
 
امضا : atiyeh

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 0)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا