مطالب جالب مطالب جالب | قطعه‌های کتاب

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع vanıa
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 950
  • بازدیدها بازدیدها 18,046
  • کاربران تگ شده هیچ

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #101
فکر کردن به تو
نانِ شبم شده
و چون مُفتّشی روزمُزد
واژه «شب» را از زیرِ زبان ساعت بیرون می‌کشم
تا در تاریکی به تو فکر کنم.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #102
و آیا از سیاهیِ چشم‌هایم پیدا نیست،
که هیچ خاطره‌ای از آسمانِ روز ندارم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #103
و آیا از سرخیِ چشم‌هایم پیدا نیست
که سال‌ها از ساعتِ خوابم گذشته است؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #104
از من
درمقابل شب شفاعت کن؛
از من درمقابل دلتنگی،
از من درمقابل بی‌خبری،
از من درمقابل فکر کردن به اینکه حالا
درست در همین لحظه داری چه‌کار می‌کنی؟
از من
درمقابل فکر کردن شفاعت کن!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #105
از من
که تمام شب‌هایی را
که قرص‌های خواب را از کار می‌اندازند
به نام کوچک می‌شناسم،
شفاعت کن
درمقابل هجومِ تق‌و‌تقِ عصای عقربه‌ها
وقتی به آفتابِ اندوهناکِ فردا نزدیک می‌شوند
و هنوز خبری از پیام عاشقانه‌ای
که هر زنی پیش از خواب به آن نیاز دارد، نیست!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #106
از من
درمقابل زندگی دفاع کن
وقتی بی‌رحمانه سخت می‌شود
و لازم است کسی حالم را بپرسد،
حرفم را بفهمد،
و بگوید: «من کنارت هستم،
دقیقاً همین من که کنارت نیستم،
کنارت هستم!»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #107
یکی از من
کم‌حرف و کم‌حوصله بود
آن یکی نه دلش به کم می‌رفت، نه دستش
و بی‌مضایقه دوستت داشت
و می‌خواست با دست‌های بیشتری در آغوشت بگیرد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #108
یکی از من پشتِ میزِ اداره می‌نشست
آن یکی دنبال یک‌روزِ خالیِ نزدیک در تقویم می‌گشت
و دستِ خالی که برمی‌گشت
ساعت‌ها به نیابت از تو با خودش قهر می‌کرد.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #109
این یکی با دیگران حرف می‌زد
آن یکی صدای تو را می‌شنید،
ناگهان حرفِ تو می‌شد؛
این یکی چیزی به روی خودش نمی‌آورد،
آن یکی قسم می‌خورد چندبار تو را دیده،
و چشم‌هایش چون دو شاهدِ عاقل و بالغ
همیشه همراهش بودند.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh

vanıa

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
41
 
تاریخ ثبت‌نام
26/1/22
ارسالی‌ها
13,986
پسندها
37,653
امتیازها
96,874
مدال‌ها
78
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #110
یکی از من
شب‌ها می‌خوابید
آن یکی
خوشبخت بود؛
آن یکی
یک دیوانه‌ی خوشبخت بود.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] setayesh
عقب
بالا