تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 2 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 15
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
ری را، صدا می‌آید امشب

از پشت “کاچ “که بندآب

برق سیاه تابش تصویری از خراب

در چشم می‌کشاند.

گویا کسی ست که می‌خواند…

اما صدای آدمی این نیست.

با نظم هوش‌ربایی من

آوازهای آدمیان را شنیده‌ام

در گردش شبانی سنگین؛

ز اندوه‌های من

سنگین تر.

و

آوازهای آدمیان را یکسر

من دارم از بر.

یک شب درون قایق دلتنگ

خواندند آن چنان

که من هنوز هیبت دریا را

در خواب

می‌بینم.

ری را… ری را…

دارد هوا که بخواند

در این شب سیا

او نیست با خودش.

او رفته با صدایش اما

خواندن نمی‌تواند.​
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
شاعر از صدایی صحبت می‌کند که در شب به گوش می‌رسد. این صدا از جایی دور (پشت “کاچ”) می‌آید و به نظر می‌رسد که در حال نواختن یا خواندن است.

بیت دوم:

شاعر توصیف می‌کند که این صدا به گونه‌ای است که تصویری از خرابی و غم را در ذهن او می‌آورد. به نظر می‌رسد که این صدا یادآور چیزی تلخ یا دردناک است.

بیت سوم:

شاعر به این نکته اشاره می‌کند که این صدا، صدای یک انسان نیست. او با دقت و هوش به آوازهای مختلفی که آدم‌ها در زندگی‌شان می‌خوانند، گوش داده است.
بیت چهارم:

شاعر احساس می‌کند که آوازهایی که شنیده، سنگین‌تر از اندوه‌های خودش هستند. او در شب‌هایی که سنگین و غمگین بوده، این آوازها را به یاد دارد.

بیت پنجم:

او یادش می‌آید که یک شب در قایق دلت
شاعر دوباره به صدای آن شخص اشاره می‌کند که در حال...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا