تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره ۵ اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 16
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
در نخستین ساعت شب،

در اطاق چوبیش تنها، زن چینی

در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد:

« بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر را

هر

یکی زانان که در زیر آوار زخمه های آتش شلاق داده جان

مرده اش در لای دیوار است پنهان»

آنی از این دلگزا اندیشه ها راه خلاصی را نمی داند زن چینی

او، روانش خسته و رنجور مانده است

با روان خسته اش رنجور می خواند زن چینی،

در نخستین ساعت شب:

ـــ « در نخستین ساعت شب

هر کس از بالای ایوانش چراغ اوست

آویزان

همسر هر کس به خانه بازگردیده است الا همسر من

که ز من دور است و در کار است

زیر دیوار بزرگ شهر.»

در نخستین ساعت شب، دور از دیدار بسیار آشنا من نیز

در غم ناراحتی های کسانم؛

همچنانی کان زن چینی

بر زبان اندیشه های

دلگزایی حرف می راند،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر به توصیف احساسات یک زن چینی در شب و اندیشه‌های عمیق او درباره زندگی و دردهای انسانی می‌پردازد. بیایید آن را بخش به بخش توضیح دهیم:

1. در نخستین ساعت شب، در اطاق چوبیش تنها، زن چینی: شعر با تصویر یک زن چینی در اتاق چوبی‌اش شروع می‌شود. او تنهاست و شب فرارسیده است.

2. در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد: او در فکر و خیال است و این افکار، افکار ترسناک و نگران‌کننده‌ای هستند.

3. می اندیشد: «بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر را»: زن به کارگران بیچاره‌ای فکر می‌کند که در حال ساختن دیواری بزرگ برای شهر هستند. این کارگران، افرادی هستند که تحت فشار و سختی کار می‌کنند.

4. هر یکی زانان که در زیر آوار زخمه های آتش شلاق داده جان مرده اش در لای دیوار است پنهان: او به این فکر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا