تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره ۶ اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 17
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی

با قایقم نشسته به خشکی

فریاد می زنم:

« وامانده در عذابم انداخته است

در راه پر مخافت این ساحل خراب

و فاصله

است آب

امدادی ای رفیقان با من.»

گل کرده است پوزخندشان اما

بر من،

بر قایقم که نه موزون

بر حرفهایم در چه ره و رسم

بر التهابم از حد بیرون.

در التهابم از حد بیرون

فریاد بر می آید از من:

« در وقت مرگ که با مرگ

جز بیم نیستیّ وخطر نیست،

هزّالی و

جلافت و غوغای هست و نیست

سهو است و جز به پاس ضرر نیست.»

با سهوشان

من سهو می خرم

از حرفهای کامشکن شان

من درد می برم

خون از درون دردم سرریز می کند!

من آب را چگونه کنم خشک؟

فریاد می زنم.

من چهره ام گرفته

من قایقم نشسته به خشکی

مقصود من ز حرفم معلوم بر

شماست:

یک دست بی صداست

من،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
. من چهره‌ام گرفته:


شاعر احساس غم و اندوه دارد و چهره‌اش نشان‌دهنده این احساسات است.

2. من قایقم نشسته به خشکی:

او خود را به عنوان قایقی توصیف می‌کند که به خشکی نشسته و نمی‌تواند حرکت کند. این تصویر نمادین نشان‌دهنده عدم توانایی در پیشرفت یا خروج از وضعیت دشوار است.

3. فریاد می‌زنم:

شاعر در تلاش است تا صدای خود را به دیگران برساند و از درد و رنج خود بگوید.


4. وامانده در عذابم انداخته است:

او احساس می‌کند که در عذابی عمیق گرفتار شده و نمی‌تواند از آن رها شود.

5. در راه پر مخافت این ساحل خراب:

اشاره به مسیر سختی دارد که باید طی کند، جایی که همه چیز خراب و دشوار به نظر می‌رسد.

6. و فاصله است آب:


او به فاصله‌ای که بین او و آب (زندگی و امید) وجود دارد اشاره می‌کند.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #3
7. امدادی ای رفیقان با من:

شاعر از دوستانش درخواست کمک می‌کند و خواهان همدلی است.

8. گل کرده است پوزخندشان اما:

او احساس می‌کند که دیگران به او می‌خندند و او را جدی نمی‌گیرند.

9. بر من، بر قایقم که نه موزون:

این جمله نشان‌دهنده این است که دیگران به وضعیت او و قایقش (زندگی‌اش) توجهی ندارند.

10. بر حرف‌هایم در چه ره و رسم:

او به حرف‌هایش اشاره می‌کند که هیچ‌کس به آن‌ها اهمیت نمی‌دهد.

11. در التهابم از حد بیرون:

شاعر بیان می‌کند که احساساتش بسیار شدید و غیرقابل کنترل شده‌اند.

12. فریاد بر می‌آید از من:

او نمی‌تواند سکوت کند و فریاد می‌زند.

13. در وقت مرگ که با مرگ جز بیم نیستیّ وخطر نیست:

او به مرگ و ترس از آن اشاره می‌کند و می‌گوید که در لحظه مرگ، دیگر...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا