تفسیر شعر تفسیر شعر | شماره 13 اشعار نیما یوشیج

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع bahar
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 1
  • بازدیدها بازدیدها 14
  • کاربران تگ شده هیچ

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #1
پا گرفته است زمانی است مدید

نا خوش احوالی در پیکر من

دوستانم، رفقای محرم!

به هوایی که حکیمی بر سر، مگذارید

این دلاشوب چراغ

روشنایی بدهد در بر من!

من به تن دردم نیست

یک تب سرکش، تنها پکرم ساخته و دانم این را که چرا

و چرا هر رگ من از تن من سفت و سقط شلاقی ست

که فرود آمده سوزان

دم به دم در تن من.

تن من یا تن مردم، همه را با تن من ساخته اند

و به یک جور و صفت می دانم

که در این معرکه انداخته اند.

نبض می

خواندمان با هم و میریزد خون، لیک کنون

به دلم نیست که دریابم انگشت گذار

کز کدامین رگ من خونم می ریزد بیرون.

یک از همسفران که در این واقعه می برد نظر، گشت دچار

به تب ذات الجنب

و من اکنون در من

تب ضعف است برآورده دمار.

من نیازی به حکیمانم نیست

شرح اسباب » من تب زده در پیش من...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar

bahar

مدیر بازنشسته
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
17/10/23
ارسالی‌ها
977
پسندها
11,962
امتیازها
29,073
مدال‌ها
29
سن
19
  • نویسنده موضوع
  • #2
این شعر، احساسی عمیق و دردناک را از بیماری و رنج جسمی و روحی شاعر بیان می‌کند. شاعر در این شعر به نوعی ناتوانی و احساس عدم آرامش اشاره می‌کند و از دوستانش می‌خواهد که در این شرایط سخت او را تنها نگذارند.

1. درد و رنج: شاعر از حال ناخوشایند خود صحبت می‌کند و به دوستانش می‌گوید که او در وضعیتی بد به سر می‌برد. او احساس می‌کند که مدت زیادی است که بیمار است و این بیماری بر روی جسم و روح او تأثیر گذاشته است.
2. دوستان و حمایت: شاعر از دوستانش می‌خواهد که در این شرایط او را فراموش نکنند و به او کمک کنند تا بتواند بر درد و رنج خود غلبه کند.

3. احساس تنهایی: او احساس می‌کند که دردش تنها به جسمش محدود نیست و روحش نیز تحت تأثیر قرار گرفته است. او به نوعی درگیری درونی را تجربه می‌کند.

4. نیاز به...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : bahar
عقب
بالا